اولین مقاله ی بازی سازی
از این به بعد در این وبلاگ به طور قدم به قدم مقالات ساخت بازی های کامپیوتری رو می ذارم
نظرات شما خوانندگان گرامی مرا دلگرم تر می کند
اینم اولین مقاله وبلاگ:
http://www.4shared.com/file/30768738/a83da515/introduction.html

نقد بازی ها ** آموزش FPSCREATOR ** انجمن نقد بازی و بازی سازان
از این به بعد در این وبلاگ به طور قدم به قدم مقالات ساخت بازی های کامپیوتری رو می ذارم
نظرات شما خوانندگان گرامی مرا دلگرم تر می کند
اینم اولین مقاله وبلاگ:
http://www.4shared.com/file/30768738/a83da515/introduction.html

فضای این بازی با فضای بازی قبلی بسیار متفاوت است . شاید شما در آن قسمت پیروز شده و آن را با موفقیت به پایان برده باشید ، اما در این قسمت ملاحظه می کنید که زمین دیگر در اختیار نیروهای زمینی نیست . شما در فضایی قرار می گیرید که از معدود مکانهایی است که بعد از حمله دشمن به زمین سالم باقی مانده است در این بازی در نقش Gordon Freeman ظاهر می شوید . در تمام طول بازی ازاو هیچ صحبت و حرفی شنیده نمی شود . اما افراد حاضر در بازی برای کمک به او ( یا شما ) از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند و او را یاری می کنند تا به مطلوبش دست یابد و وظیفه ای که بر عهده دارد را به پایان برساند . هوش مصنوعی بازی به صورت جالبی طراحی شده بنابراین شاهد واکنشهای جالبی از طرف نیروهای دشمن بوده و ملاحظه می کنید که آنها در مکانهای مناسبی پناه گرفته ، هنگامی که از نارنجک استفاده میکنید از شما می گریزند و ... درگیریهای این بازی با یکدیگر و مشابهت نداشته و چنین به نظر می رسد که با دشمنی روبرو هستید که هر بار واکنش و رفتار متفاوتی از خود نشان داده و رفتارشان مبتنی برخرد و آگاهی اوست . از نکات جالب بازی این است که هر سلاح جدیدی که در اختیار شما قرار دارد به نحوی مورد استفاده قرار می گیرد تا با آن آشنا تر شوید . یکی از جالب ترین سلاحهای موجود در این بازی ، سلاحی است که براساس جاذبه کار می کند و شما طرز به کارگیری آن را در بخشهای میانی بازی فرا میگیرد . هر چند که حتی بدون وجود این سلاح هم ، این بازی ، بازی بی نظیری است ، اما به کارگیری آن در بازی بر ارزشهای موجود در آن می افزاید . اما بخشهای پایانی این نسخه نسبت به نمونه قبلی بسیار شاخص تر و برجسته تر است . در حالیکه در Half – Life قسمتهای پایانی ، قسمتهای آشفته و گیج کننده بودند اما دراینجا بخشهای پایانی از بهترین بخشهای بازی هستند که هم انجام و به پایان رساندن آنها کار سختی است و هم اینکه نقطه عطف بازی به حساب می آیند و شاید این بازی عمده اعتبار خود را به این بخشها مدیون است .
همچنین در اینجا ملاحظه می کنید که به جزئیات با دقت بالایی پرداخته شده و تمام صحنه ها به طورکامل و دقیقی طراحی شده اند و حساسیت و و سواس عجیبی در این طراحی به کار گرفته شده است و در نتیجه تصاویر فوق العاده ای خلق شده است . به گونه ای که گمان می کنید که چنین مکانی وجود خارجی دارد . حتی در طراحی افراد هم این مسئله به خوبی رعایت شده و تغییر خطوط چهره آنها با شرایط روحیشان کاملاً مطابقت دارد .
این بازی از صداگذاری بسیار مناسبی برخوردار است . در نتیجه فضاها کاملاً واقعی به نظر می رسند. و تنها ایرادی که به آن وارد است این است که موزیک می توانست نقش مهمتری را در اینجا ایفا کند اما این مسئله اتفاق نیفتاده است.
به بهترین نقدها جایزه می دهیم!
هر ماه یک بازی کامپیوتری
کافی است نقد بازی مورد نظر خود را در سایت انجمن ما قرار دهید و در این مسابقه شرکت کنید.
افراد علاقه مند می توانند با مراجعه به سایت زیر و عضویت در آن د ر این مسابقه شرکت کنند. عضویت کاملا رایگان است.
The Elder Scrolls IV: Oblivion
|
| |||||||||||||||||||
| سطح بازی: متغیر |
| درجه سنی: +17 |
| زمان یادگیری: حدود یک ساعت |
نقاط قوت: وسیع به همراه مناظر بسیار زیبا و خاطره انگیز و با کیفیت، حالت های جنگی - مخفی کاری - جادوگری بسیار خوب، هوش مصنوعی بسیار عالی در کنار صدا گزاری فوق العاده برای تعداد بیشماری از شخصیت ها، گرافیک خیره کننده.
نقاط ضعف: لود شدن های نسبتا طولانی، اشکالات گرافیکی با بعضی از سخت افزار ها و سنگینی بیشاز حد بازی.
|
"دروازه های Oblivion در حال گشوده شدن است" ...من 87 سال پیش متولد شده ام و 65 سال است که امپراطور Tamriel هستم، ولی در تمام این مدت هیچوقت حاکم رویا های خود نبوده ام...شركت توسعه دهنده بازی یعنی Bethseda Softworks به طور کامل مي دانست كه از بازي خود چه مي خواهد. از سال 1996 اين شركت به دنبال يك ديد منحصر به فرد بود. ديدي كه شركت، سبك RPG را در آن مي ديد. يك چيز عظيم، دنيايي بي پايان با گيم پلي باز (منظور سيستم انتهاي باز در مورد داستان و طريقه ي به پايان رساندن مراحل و بازيست) و گنجايش بسيار زياد عالم بازي كه گیمر ها را براي ماه ها سرگرم كند. اولين كوشش ها براي دستيابي به اين هدف The Elder Scrolls II: Daggerfall بود. يك بازي با باگ ها و مسائل تكنيكي كه بعضي ها را ناراحت، بقيه را خشمگين و عده ي زيادي را هم مجبور به كنار گذاشتن بازي كرد اما در اين بازي ذوق و خلاقيتي خوبي به كار رفته بود. كوشش بعدي كه در سال 2002 صورت گرفت نسخه دیگری از بازي به نام Morrowind بود که البته پيشرفت خوبي داشت. اين بازي به صورت خطي بود و داخل شدن در آن راحت، اما فقط دنياي بازي بزرگ و ژرف بود. گرافيك پيشرفت كرده بود و گيم پلي بازي نيز بهتر شده بود. اما براي اين بازي هم با تمام موارد فوق همان مشكلات نسخه قبلي يعني بي مهري گیمر ها تا حدودی تكرار شد. جهشي سريع به سال 2006... شركت مذكور به تازگي بازي جديدي از سري The Elder Scrolls به نام Oblivion را روانه بازار كرده است. اين بازي بسيار عالي است. كمي خطي است و نسبتا راحت اما حتي از سري قبلي هم عميق تر و بزرگ تر است. اگر چه اين بازي بسيار عالي است اما باگ ها و مشكلات تكنيكي هنوز هم در آن به چشم مي خورد و اين موضوع ممكن است خيلي ها را تا حدودی برنجاند. جستجوي آزادي درTamriel Oblivion در مكاني در Tamriel اتفاق مي افتد. يك دنياي خيالي متشكل از مخلوطي از انسان هاي معمولي، Elf ها و Orc ها، در كنار موجودات غير معمول ديگر مانند نيمه شير ها و حتي نژادي سوسمار گونه به نام Argonian و ... که هر یک دارای خصوصیات متفاوتی می باشند، ولي اين ها همه چيز نيست. در ابتدای بازی در مسیر داستان بازی کمی از قابلیت های بازی به شما آموزش داده می شود و می توانید آنها را امتحان کنید. به عنوان مثال می توانید موجودات را با شمشیر، تبِرکمان و یا چند جادوی مختلف بکشید، قفل ها را باز کنید، با مخفیکاری پیش بروید، جیب بزنید و تعدادي دیگر از امکانات بی نهایت Oblivion را امتحان کنید. هنگامی که شما کمی در بازی پیش رفتید، به شما اين امکان داده خواهد شد که انتخاب کنید چه شخصیتی می خواهید داشته باشید. در این مرحله مقداری Class از پیش تعیین شده است که می توانید آنها را انتخاب کنید، یا می توانید Class مورد نظر خود را بسازید. همچنین شما باید انتخاب کنید که در چه ماهی به دنیا آمده اید (که به صورت فلکی های مختلف مشخص می شود). در هر ماهی که به دنیا آمده باشید، نقاط قوت (و بعضا ضعف) خاص خود را خواهید داشت. البته هنگام انتخاب اول زیاد نگران نباشید! تا وقتی که در تونل های زیر زمینی زندان در حال تمرین و آموزش هستید می توانید در مورد این مسائل بیشتر فکر کنید، هنگامی که می خواهید برای بار اول وارد دنیای بازی شوید، به شما امکان داده خواهد شد که هر چیزی را می خواهید عوض کنید. از ماه تولد گرفته تا تنطیماتClass و حتی نژاد و نام خود را. پس از آن شما وارد دنیای عظیم بازی خواهید شد تا راه خود را در این دنیا پیدا کنید. اصولا سری بازی های Elder Scrolls بدین گونه است که هر فرد چندین بار کاراکتر جدید می سازد و مدتی با آن بازی می کند. پس از چندین False Start فرد کاراکتر مورد علاقه خود را شناخته و می تواند مستقیما آن را ساخته و بازی اصلی را با آن شروع کند. اين بازي مانند بازي هاي پيش از آن با يك بازيكن كه به جرمي در زندان است آغار می شود. اگرچه شما زياد آنجا نمي مانيد چرا که شما در خواب پادشاه آمده اید و ناجي شما كسي نيست جز امپراطور Tamriel (با صداپيشگي پاتريك استوارت)، كسي كه از دست آدم كش هاي مرموز فرار كرده است و تنها راه از بین بردن دروازه های Oblivion را در شما جستجو کرده است. کمی جلوتر متوجه می شوید که گروهی مرموز به نام Mythic Dawn که افراد پرستشگر Daedric Prince به نام Mehrunes Dagon هستند تمامی پسران پادشاه را کشته اند ولی در سوءقصد به جان پادشاه ناکام مانده اند. برای بازیکنان Morrowind نام Mehrunes Dagon آشنا است. مجسمه ای که در پاداش به انجام کاری برای وی به بازیکن یک خنجر جادویی اهدا می کرد. هدف این گروه از کشتن پادشاه و پسران وی، متصل کردن بخش اهریمنی دنیا یعنی Oblivion به دنیای واقعی است تا از این طریق بتوانند بر Tamriel حاکم شوند. در زمان های گذشته راه ورود از Oblivion به Tamriel توسط جادویی قوی بسته شده است. هر بار که امپراطور جدیدی از سلسله Septim به سلطنت می رسد وی با حضور در Golden Tower و همراه داشتن Amulet of Kings مرکز این جادو یعنی Dragonfires را روشن می کند . با سوءقصد به جان امپراطور این آتش ها خاموش شده و افراد گروه Mythic Dawn می توانند درهایی به سوی Oblivion باز کنند که گیمر بعد ها در همه سرزمین Tamriel با آنها روبرو خواهد شد. طبيعتا بعد از مرگ امپراطور اين وظيفه گیمر است تا راه حلي براي جلوگيري از تجاوز Oblivion پيدا كند. يا شايد هم نه!! يكي از مزايايي كه اين سري بازي داراست آزادي غير قابل انكار آن براي گیمر ها است تا به آنچه كه آرزو دارند عمل كنند. اين آزادي در Oblivion نيز وجود دارد. اگر گیمر بخواهد مي تواند از داستان اصلي دور شده و هرگز به آن باز نگردد. بنابراين آنها براي انجام بازي كاملا آزادند. به راستي يكي از جنبه هاي عالي بازي امكان قدم زدن و لذت بردن از دنياي بزرگ بازي و كشف تمام چيزهاي جديد طي هر جست و جو است. بخشي از آزادي هاي بازي مربوط به توسعه شخصيت هاي بازي، كيمياگري (تركيب آيتم ها) و سيستم جادوگري بازي است. توسعه شخصيت ها نسبت به عناوين نسخه قبلي چندان فرقي نكرده. بر عكس ساير سيستم هاي RPG سيستم ارتقا شخصيت گیمر به صورت دلخواه و امتيازي نيست. در عوض توانايي هاي گیمر در حين تمرين افزايش پيدا مي كند. گیمر هر چه بيشتر از ضربات شمشيرش در بازي استفاده كند مهارت هاي او در جنگ به وسيله شمشير بيشتر مي شود. جادو هاي معمولي و جادوهاي تركيبي نيز پيشرفت پيدا مي كنند وقتي كه در بازي صورت هاي مختلفي از جادوهاي پيش ساخته، آيتم هاي جادويي و شربت هاي قدرتمند وجود دارد. سيستم دستي راحت براي ساخت آيتم ها و جادوهاي دلخواه به معني آزادي كامل گیمر در اين زمينه است. اين موضوع بدين معني است كه توسعه ي شخصيت ها تا درجه زيادي مبتني بر چگونگي بازي گیمر در طي بازي است، نه تصميم گيري هاي شخصي او و ساخته هاي بدون اطلاع او در مراحل بازي. اين هميشه راحت نيست كه شما مجبور باشيد يك شخصيت با توانايي مشخص را در ابتداي بازي انتخاب كنيد و بعد توانايي هاي او را بالا ببريد بلكه شما مي توانيد در اين بازي فقط با تمرين يك جنگجو را كاملا تغيير داده و او را به يك دانشمند تبديل كنيد و اين عـــــــــــــــــــالي است. در مورد افزایش مهارت ها نیز نسبت به بازی قبلی تفاوت های چندی را شاهد هستیم . در این بازی هر مهارت دارای پنج سطح است که بر اساس قدرت شخص در هر یک از آنها قابلیت ها و ویژگی های خاصی به وی داده می شود . این سطوح به ترتیب عبارتند از: Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100) به عنوان مثال شخصی که در قابلیت Sneak دارای درجه Apprentice باشد در هنگامی که در حال Sneak و بدون دیده شدن اقدام به حمله کند 3X Damage می زند. نکته دیگر در Oblivion این است که بر خلاف Morrowind دیگر طلا به اندازه زیاد در دست شما نیست. در آن بازی پس از مدتی از شروع بازی گیمر پول زیادی به دست می آورد و می توانست تا هر چه که بخواهد خریداری کند . همچنین می توانست تا آنجا که می تواند از Trainer ها استفاده کند و قابلیت های خود را افزایش دهد. در این نسخه از بازی در هر درجه تنها می توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد. در بازی چهار Guild وجود دارد که می توانید در آنها عضو شوید که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال می کنند. شما با پیشرفت در این گروه ها می توانید به مقام ریاست یا استاد اعظمي آن گروه برسید! اگر شما در دزدی، جادو، مبارزه یا جنايت! مهارت دارید، در این بازی گروهی صرفا برای شما وجود خواهد داشت، البته برای عضویت در این گروه ها باید مهارت خود را به نمایش بگذارید. به عنوان مثال اولین ماموریت برای عضو شدن در گروه دزدان این است که باید یک شی را دزدیده و نزد کسی ببرید. نقطه جالب توجه این است که دو نفر دیگر در این مرحله با شما رقابت می کنند، ولی نگران نباشید اگر یکی از آنها زودتر از شما شی مورد نظر را یافت، شما می توانید شي را از او نیز بدزدید! همچنین شما می توانید در Arena شرکت کنید، جایی مانند رزمگاه گلادیاتور ها. شما می توانید روی جنگجو ها شرط بندی کنید و یا وارد مسابقات شده، روی جان خودتان شرط بندی کنید! همچنین به نظر می رسد تمام آنهایی که در Tamriel حضور دارند، روزی به کمک نیاز خواهند داشت حتی خود شما. شما می توانید با تمام موجودات عاقل (به جز راهزنها) صحبت کرده، با آنها دوست شوید تا آنها با شما درد دل کنند و یا می توانید از آنها کمک بخواهید و اگر آنها از شما کمک خواستند به هر صورتی که مایلید به آنها جواب بدهید. در دنیای بازی Oblivion همه نوع خرابه، غار، پایگاه، مخفیگاه و ساختمان مجلل یافت می شود، بعضا مکان هایی یافت می شوند که داستان و سرگذشت خاص خود را دارند، و بعضا در آنها گنجینه هایی نيز هست که از آن ها به شدت مراقبت می شود. یکی از قابلیتهای جالب در بازی صبر کردن است. شما می توانید هر ساعت را در یک ثانیه طی کنید! برای صبر کردن، هم می توانید ایستاده صبر کنید هم می توانید بخوابید. البته خوابیدن مزایای بیشتری دارد زیرا باعث می شود انرژی و سلامتی از دست رفته شما باز گردد. البته اگر تحت تعقیب باشید یا خطری در کمین شما باشد، نمی توانید صبر کنید یا مسافرت سریع انجام دهید. همچنین برای خوابیدن حتما باید رختخوابی مهیا باشد!! البته اگر دزدکی وارد خانه ی مردم بشويد نمی توانید بخوابید! همچنین اگر دستگیر شويد و به زندان فرستاده شويد با یک کلیک می توانید از زندان بیرون بیایید. می توانید تمام طول حبس خود را بخوابید! یکی از نقاط قوت بازي هوش مصنوعی شخصيت هاست. به عنوان مثال اگر با زندانبان یک شهر طرح دوستی بریزید و سپس به زندان بروید دوست شما حامي خوبي برايتان خواهد بود. اگر با هم سلولی خود دعوا کنید (حتی اگر مقصر شما باشید) زندانبان به سرعت وارد عمل شده و حساب طرف مقابل را تصفیه می کنند. پس بیاد داشته باشید: یکی از عوامل موفقیت در Oblivion شخصیت و محبوبیت شما نزد مردم است. براي دارندگان سيستم هاي PC بسته مكملي پس از انتشار بازي به منظور دانلود قرار داده مي شود. اين يك بسته مكمل قوي است كه گیمر ها بوسيله آن مي توانند ظاهر بازي را تغيير دهند. دنياي بازي را بهتر كنند و حتي مراحل شخصي خود را بوجود بياورند. البته بدون اين بسته مكمل هم به طور حتم لذت كافي را از بازي خواهيد برد. دنياي واقعي Tamriel يكي از جنبه هاي جالب توجه بازي احساس واقعي بودن دنياي آن است. شلوغي بسيار جالب ابتداي بازي در هنگام فرار از زندان منظره بسيار زيبايي را بوجود آورده و درك گیمر از هر چيزي كه مي تواند ببيند را واقعي می کند. دنياي Tamriel واقعا عظيم است و حتي يك سانت هم خالي از كارها و چيز هاي جالب نمي بينيد. مراحل Oblivion مانند ساير بازي هاي خطي سبك RPG بزرگ، دوست داشتني و زيبا هستند. صرفا شما با انجام دادن بخش ها و مراحل اصلي موجود در بازي 90% از كل بازي را از دست مي دهيد كه البته همين 10% هم بيش از 40 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. اين اغراق نيست و بازي كردن Oblivion به طور كامل ماه ها شما را سرگرم خواهد كرد و نه فقط چندين روز. اگرچه عظمت محيط بازي در سايه ي طراحي عالي محيط، ماموريت ها، و گيم پلي مناسب اصلا آزار دهنده نيست اما كمك دهنده هاي مسافرت سريع هم براي گیمر فراهم شده و اين به گیمر ها اجازه مي دهد به وسيله نقشه به سرعت به نقاط قبلي كه رفته اند برگردند. که این یکی از مشکلات موجود در Morrowind را برطرف کرده بود. برای مقایسه این دو بازی می توان به چگونگی مسافرت در دو بازی معروف World of Warcraft و Guild Wars اشاره کرد که در اولی می توان از تعداد محدودی teleporter استفاده کرد ولی در دومی می توان از هر نقطه به هر شهری که قبلا به آن وارد شده بودید سفر کرد. همچنين جهت يابي در بازي وجود دارد كه گیمر را براي جابجاي در محيط بازي بسيار كمك مي كند. به هر حال اين ابزار جهت يابي به زيبايي با محيط بازي همراه شده اند. از زيبايي هاي Tamriel اين است كه هيچ كدام از ماموريت هاي آن غير طبيعي نيستند، همه ي آنها از يك سياست سرچشمه مي گيرند، كيفيت روابط موجود در بازي. كارهايي كه انجام مي دهيد با يكديگر رابطه دارند و بر روي همه چيز تاثير مي گذارد. ماموريت هاي جانبي و حتي موقعيت هاي اتفاقي همه و همه با يك داستان اصلي در رابطه هستند. مثال مورد علاقه ي من يك اتفاق است كه طي آن من يك مجسمه پيدا كردم كه آن را برداشتم و فروختم و با كسي صحبت كردم كه 11 عدد از اين مجسمه هاي كم ياب را از من می خواست. او نظري در مورد مكان مخفي شدن مجسمه ها نداشت، فقط آنها جايي در دنياي بازي بودند...همين!!!...اين يك ماموريت خيلي بزرگ بود كه طي آن بخش بزرگي از دنياي بازي بايد زير و رو مي شد و تازه وقتي من اين ماموريت را به پايان رساندم شخص ديگري در شهر امپراطوري از من خواست تا آنها را برايش بدزدم!!! اين نوع از ماموريت هاي مرتبط به هم در همه جاي بازي وجود داشت. بعضي وقتها گیمر ها شايعاتي در مورد دزدي در شهرها مي شنوند و مواقع ديگر كه از باران به داخل يك خانه اشرافي پناه مي برند ناگهان متوجه مي شوند كه صاحب خانه به طور مرموزي ناپديد شده (كه به هر حال اين كار را شما در زمان و مكاني ديگر انجام داده ايد) شخصيت هايي كه در ماموريت هاي مختلف وجود دارند كاملا مطابق شخصيت و موقعيتشان در دنياي بازي هستند. وقتي كه گیمر ها ماموريت ها را به پايان مي رسانند، روي دنياي بازي هم تاثير مي گذراند. وقتي كه يك مغازه دار مي ميرد مغازه ي او تعطيل مي شود. شهر ها با هم مي جنگند و خط ماموريت ها به خاطر اقدامات گیمر تغيير مي كنند. در آغاز بازي بزرگي آن به شما احساس بازي، بازي هاي هميشه آنلاين را القا ميكند و گیمر مي تواند رشد كند و دنياي بازي را واقعا تغيير دهد. در واقع دامنه ي اختيارات شما هيچ وقت تمام نمي شود. بنابراین شما اگر می خواهید جستجو كنيد و چیزهای جدید کشف کنید، بازی اي كه از آن صحبت مي شود بهترين انتخاب شماست. تكنولوژي Tamriel يكي از جذابيت هاي مهم بازي تكنولوژي به كار رفته در ساخت آن است. گرافيك بسيار زيبا و صداي بسيار عالي ارزش بازي Oblivion را دو چندان كرده. شما مي توانيد به وارث امپراطوري كمك كنيد يا اينكه با انگيزه هاي شخصي خود پيش روي كنيد. شما در اين بازي واقعا نقش آفريني مي كنيد چيزي كه خيلي از بازي هاي RPG اخير از آن غافل شده اند. اين بازي برعكس تمام بازي هاي MMORPG است كه كاراكتر ها مثل علف در آنها سبز مي شوند و گیمر هاي ديگر آنها را ساخته اند و بازي را از آن انباشته كرده اند يا مثلا بازي هاي خطي ژاپني كه در آنها شما بيشتر ناظر هستيد تا عامل. گرافيك بازي از نظر تكنيكي و طراحي متحير كننده است. نورهاي پويا و كوه هاي طبيعي به راحتي دنياي آن را به دنياي بسيار زيبا تبديل كرده است و حتي در چيز هاي ديگر هم اين قدرت فوق العاده گرافيكي به چشم مي خورد. درخشش طلايي و گيج كننده ي خورشيد در هنگام غروب و ترسي كه از راه رفتن آهسته در محل زندگي موجودات مخوف به گیمر دست مي دهد، رقص سايه ها در نور لرزان مشعل و ... همه و همه گواه قدرت گرافيكي اين بازي است. متاسفانه، همه ي اين تكنولوژي پيش رفته احتياج به سيستم قدرتمندي دارد. به سيستم هاي ضعيف اصـــــــلا فكر نكنيد. اين سيستم ها ممكن است كه بازي را اجرا كنند اما نمي توانيد آنرا به راحتي بازي كنيدو از بازی لذت ببرید. حتي به عنوان مثال با سيستم نسبتا قوي (AMD Athlon 3200+, 1GB Ram, Geforce 6800) هم من براي اينكه به فريم ريت خوبي برسم مجبور شدم رزولوشن را پايين بياورم و تعدادي از جلوه هاي گرافيكي را خاموش كنم. خب از بحث گرافيك خارج مي شويم و به هوش مصنوعي مي پردازيم. شخصيت هاي بازي بر اساس زندگي متداول ما و نيازهاي اوليه كارهاي خود را انجام مي دهند و با ملاحظه ي اين وضعيت شما احساس بهتري از زنده بودن را در بازي تجربه مي كنيد. اگر چه هوش مصنوعي بازي به باور پذيرتر شدن آن كمك شاياني مي كند اما هميشه اين وجه از بازي خوب به نظر نمي رسد. براي مثال شما مي توانيد به خانه ي ديگران وارد شويد و براي گفت و گو آنها را بيدار كنيد و البته وقتي آنها بيدار مي شوند طوري رفتار مي كنند كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. يكبار من مقدار خيلي زيادي غذا از خانه ي يك نفر دزديدم و ديدم كه آنها براي پيدا كردن غذا به تكاپو و تقلي افتاده اند! وضعيت زنده بازي، من را براي محافظت دنياي آنها از Oblivion بيشتر تحريك كرد. البته بعضي وقتها هم شخصيت هاي بازي نسبت به رفتار ما به بن بست بر مي خورند و آن طور که باید برخورد مناسبو طبیعی صورت نمی گیرد. نگهبانان ناگهان ظاهر مي شوند بدون اينكه كسي آنها را خبر كرده باشد، شايد البته موضوع از آنجا آب بخورد كه يكي از آنها شما را هنگام باز كردن قفل در ديده است. هر چند شخصيت هاي بازي دوست داشتني هستند اما آنها براي حفظ جان خود تلاش چنداني نمي كنند. مسئله ديگر اين است كه در تمام اين دنيای به اصطلاح زنده شما حتي يك دستشويي هم نمي توانيد پيدا كنيد! در Oblivion محيط اغلب آنطور كه شما از كار خود انتظار داريد عكس العمل نشان مي دهد. اگر شما احساس خوبي نداشته باشيد شخصيت هاي بازي از وضعيت بيماري شما سوال مي كنند و يا شخصيت هاي بازي شما مانند يك قهرمان با شما برخورد مي كنند اگر فقط يك بار آنها را از خطر دروازه هاي Oblivion و نابودي دنيا نجات داده باشيد. در بعضي موقعيت ها شخصيت ها از شما و شمشيرتان مي ترسند و يا اگر از آنها دزدي كنيد آنها نگهبانان را براي دستگيري شما فرا مي خوانند. نكته ديگر اينكه واقع گرايانه بودن و باور پذير بودن هميشه جالب نخواهند بود. شما آزاديد كه هر كاري را انجام دهيد اما آيا تا به حال سعي كرده ايد در منطقه ي حفاظتي يكي از نگهبان ها وقتي مستقيم دارد به شما نگاه مي كند جيب او را بزنيد؟ البته نظر به اينكه همه ي اين مشكلات در اين بازي وجود دارد اما به طور شگفت آوري شما نمي توانيد مشكلات بيشتري در بازي پيدا كنيد. كنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد كه براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات كنترل به آن راحتي و خوبي كه بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر كليدي را كه مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟ در بعضي مواقع هم باگ هايي در بازي رخ مي دهد و ذكر اين نكته هم لازم است كه بازي با كارت هاي گرافيكي سري FX مشكل دارد، يا در بعضي مواقع كرش مي كند و به محيط Desktop بر ميگردد. در مورد انيميشن ها هم ترجيحا صحبت نمي كنم و كشف بقيه مشكلات را به عهده شما ميگذارم... موارد موجود در Oblivion از تمام بازي هاي RPG قبلي بهتر است و ساخت بازي به بهترين وجه صورت گرفته است كيفيت داستان و عكس العمل هاي شخصيت ها. از مبارزات نفس گير تا پيدا كردن جزييات ريز در بازي. باز كردن قفل ها، سيستم كيمياگري و عاقبت ساخت جادوهاي شخصي و آموزش تمام رنگي بازي با فايل PDF، تمام كتاب هاي بازي را شما مي توانيد بخوانيد و در نهايت همه ي اين چيز ها با هم آميخته شده اند تا Oblivion را براي مدت هاي مديد به يكي از بهترين و ماندني ترين و طولاني ترين بازي ها تبديل كند. البته نداشتن بخش مولتي پلير برای بازی ای به این بزرگی كمي ناراحت كننده است. و در نهايت عظمت Oblivion با تمام نظرات فوق براي من خيلي سخت است كه خودم را در مقابل Oblivion كنترل كنم و واقعا سخت است كه بازي RPG را در حد و اندازه Oblivion بتوانيم پيدا كنيم. خالقان Bethesda دنياي بي نظير و بسيار زيبايي را خلق كرده اند و دنيايي باورنكردني را براي لذت بردن از اوقات بيكاري براي شما فراهم كرده اند پس مطمئن باشيد كه بعد از خريد بازي مدت ها احتياجي به بازي هاي ديگر نداريد. سیستم پیشنهادی این بازی به صورت زیر می باشد: 3Ghz Intel Pentium 4 or equivalent processor 1 GB System RAM ATI x800 series , NVIDIA Geforce 6800 series , or higher video card در آخر بايد بگويم كه اگر PC شما مشخصات فني بالا را ندارد بهتر است فكر لذت ببردن از اين بازي را تا حدودی از سر خود بيرون كنيد و در تعطيلات تابستان و با خريد سيستم جديد به آن بپردازيد و مطمئن باشيد كه پشيمان نمي شويد. | |||||
| |||||
Star Wars: Empire at War جنگ ستارگان
|
| |||||||||||||||||||
|
فاجعه از هم پاشیدن Westwood را هیچ کس از یاد نخواهد برد اما گروه Westwood به پایان نرسید چون که گروهی از آنها در EA بر روی نسخه ی دوم Battle For Middle-Earth کار کردند و گروه دوم و البته بیشتر مغز های متفکر West Wood در Petroglyph جمع شده اند و برترین بازی استراتژی را تا به امروز خلق کرده اند حالا خیلی ها شاید با من موافق نباشند یا این نظر من زیادی دور از ذهن باشد .بدون شک StarWars بزرگترین انقلاب در قسمت جلوه های ویژه ی سینما بودبطوری که تا زمان اکران فیلم ماتریکس هیچ نوآوری جدیدی بوجود نیامد حالا از جزئیات بگذریم به آخرین بازیی بپردازیم که نام Star Wars را یدک می کشد. تقریبا از دوران NesNintendo و حتی کمی قبل تر بازی های مختلفی عرضه می شدند که نام Star Wars را بر خود داشتند اما تا بحال بازی Star Wars ای که در سبک استراتژی یا ماجرایی باشد وجود نداشته و حالا یک بازی بسیار با کیفیت با نام Star Wars : Empire At War عرضه شده است که بعد از مدتها ثابت کرد که در سبک RTS) Real Time Strategy) هم کماکان امکان نوآوری وجود دارد .سال ها بود که بازی های این سبک به ساخت یک شهر در یک قسمت از نقشه بازی و گسترش آن شهر در در کل نقشه معطوف شده بودند و معدود بازی هایی هم از قبیله ها وارد بخش اساطیر یا آیندگان می شدند همین روند را داشتند منتها چند دیالوگ و چند آدم بد در ماجرا وجود داشتند در این یکی دو سال اخیر هم تمام بازی ها بر اساس شاهکار بلیزارد یعنی War Craft 3 ساخته می شدند یعنی تفاوت خاصی احساس نمی کردید و اکثرا هم مثل War Craft3 دارای 3 نیروی مختلف بودند مثل Battle for Middle-Earth1 ،War Hammer40000 و... اما Empire at War بعد از مدت نسبتا زیادی توانست نیروی تازه ای به این سبک عقب مانده ببخشد.
داستان بازی بدون شک نیمی از نقشه های جورج لوکاس را بهم زده است چرا که قرار بود عمو جورج ماجراهای بین دو سه گانه را در قالب یک سریال تلویزیونی بسازد اما در حال حاضر این ماجرا ها پیش روی ما قرا دارد . در مورد داستان فیلم باید توضیح کوتاهی بدهیم سه گانه ای که اخیرا به اتمام رسید در حقیقت داستانش مربوط به ماجرا های قبل از سه گانه اول بود که در دهه ی 70 و 80 اکران شد در سه گانه اول ما با مبارزات انسان های آزاد که به شورشی ها معروف بودند با امپراطوری می پرداخت و در آن سری فیلم ها شخص با نفوذی بنام Darth Vader می دیدیم . در سه گانه ی دوم ماجرای این شخص قبل از Dart Vader شدن را می دیدیم و حالا کارهای این شخص در قالب Darth Vader قبل از ماجراهای سه گانه اول و بعد از سه گانه دوم می بینیم و البته نیروهای مقابل این شخص یا بهتر بگم نیروهای مقابل امپراطوری که با نابودی شورای جدای و جمهوری شکل گرفت هم در این بازی حضور دارند.
![]() در مجموع بازی از نظر داستانی چیز خاصی ندارد فقط دارای یک سوژه ی جالب است که همین سوژه ی جالب اطلاعات زیادی بدست می دهد و البته شاهد شخصیت های محبوب و منفور زیادی مانند حضور امپراطور (بزرگترین سیث تاریخ) ، هان سولو ، لوک اسکای واکر ، اوبی-وان کنوبی و ... نیز خواهیم بود . نکته ی جالب دیگر در مورد داستان بازی شروع روایت آن است که با نمایش لوگوی Star Wars و روایت نوشتاری آن آغاز می شود که دقیقا مانند تمام فیلم ها و بازی های Star Warsای است. انتهای داستان بازی نیز در انتهای بخش اول از سه گانه ی اول یعنی نابودی Death Star اول قرار دارد .در مورد صدا گزاری بازی باید گفت که دقیقا مانند تمام بازی های RTS ای که در آن شخصیت های مهم (Hero) حضور دارند و دارای تیکه کلام های خاصی هستند در این بازی هم تمام Hero ها دارای پنج یا شش تیکه کلام مختلف هستند که به جذابیت بازی افزوده از طرفی تمام Unitهای بازی هم دارای بیش از یک اعلام آمادگی هستند . صدای تیر اندازی ها ، LightSabre ها ، انفجارها ، صدای قدم ها ، صدای حرکت و صدای جیر جیر کردن ربات ها کاملا بر گرفته از روی فیلم هستند که برداشت این همه صدا با این دقت بدون شک کاری بس دشوار است. موزیک های بازی نیمی از بار سرگرمی بازی را بر عهده گرفته اند مثلا اگر در نقشه ی کیهانی موزیکی به آن آرامی پخش نمی شد بدون شک شما مدت زیادی را در این قسمت مهم بازی نمی گذراندید و اگر در نقشه ی کیهانی وقت نمی گزاشتید پیشروی در بازی غیر ممکن بود .اما در مورد گرافیک بازی بحث زیاد هست اما در یک کلام من معتقدم که به همین بسیار خوب است چرا که بازی هایی مثل2 Stronghold ، Black&White2 و حتی Age of Empires3 با توجه زیاد روی گرافیک خیلی ها را نا امید کردند چرا که دقیقا تکرار شماره های قبل بودند اما Empire at War با نمایش یک گرافیک معمولی و با کار بیشتر بر روی گیم پلی یک بازی عالی ارائه کرد. تا دو سال قبل در سبک استراتژی کسی حرفی از گرافیک نمی زد تا اینکه بازی هایی مثل War Hammer40000 و Rome Total War عرضه شدند و تمام محاسبات این سبک را بهم زدند با این حال این دو بازی عالی بودند ولی دنباله رو های این دو بازی اصلا در ضمینه ی گیم پلی موفق نبودند . گرافیک این بازی آنقدر ها هم بد نیست در نقشه های زمینی بازی انواع آبجکت ها مثل درخت ، ساختمان های سالم و سوخته و... وجود دارد و با وجود این همه شلوغی در نقشه بازی روی سیستم های معمولی هم با فریم بالا اجرا می شود . از طرفی در نقشه های فضایی بازی هم یک نکته ی کاملا علمی وجود دارد شما در این نقشه ها قطعات فلزی معلقی را می بینید که در حقیقت باز مانده ی انفجار فضا پیما هایی که در جنگ نابود شده اند است همچنین در مبارزات فضایی نوع رنگ آمیزی های آسمان بسیار زیبا کار شده اند گازهای معلق در هوا و هزاران نکته ی دیگر در نقشه هایی فضایی بازی به دقت بسیار در بازی قرار گرفته اند. ![]() اسلحه های لیزری یا راکت ها هم شما مدل قابل قولی از تیر اینگونه اسلحه ها می خواهید ، از طرفی هم در صورت برخورد بر هر جای زمین اثر خود را باقی می گزارند . مشکلی که می شود از گرافیک بازی گرفت اینست که جای قدم های Unit های بزرگ روی زمین باقی نمی ماند . در کل گرافیک بازی با توجه بیشتر بر روی جزئیات پرداخته شده و رویه ی اصلی بازی که بیشتربه چشم می آید برای سازنده ها از درجه ی کمتری برخوردار بوده و سازندگان به طراحی چیزهایی پرداخته اند که بازی کننده کمتر به آنها توجه نشان می دهد .و در پایان قسمت مهم بازی یعنی گیم پلی آن است که یک نوآوری تمام عیار است . در تاریخ بازی های RTS بار ها شاهدنوآوری بوده ایم ولی تا بحال نمونه ی جنگ های فضایی با این وسعت را نداشته ایم . بازی بر خلاف تمام بازی های استراتژی نیاز به تفکر دارد تقریبا هر قدم اشتباه ممکن است باعث نابودی تمام تصرفات شما بشود.بخش تک نفره بازی (Single Player) شامل سه بخش است که بخش اول قسمت داستانی بازی است که با انتخاب نیروهای امپراطوری یا نیروهای شورشی با انجام بازی و ماموریت های مختلف آن سرانجام کهکشان را مشخص خواهید کرد. در قسمت دوم که Galactic Conquest نام دارد شما باز هم با انتخاب یکی از دو نیروی موجود و انتخاب یکی از سناریو های موجود بازیی مانند بخش داستانی را انجام دهید منتها در اینجا با آزادی عمل بهتری بازی خواهید کرد . بخش سوم که شاید اگر در بازی نمی بود بسیار بهتر بود بخش Skirmish است که شما با انتخاب نقشه و تعداد بازیکنان یک مبارزه بر روی زمین یا در آسمان را انجام می دهید . برای مقایسه ی دو جناح مختلف به هیچ وجه نمی توان قوی یا ضعیف بودن برایشان مشخص کرد چون کاملا بستگی به بازی شما دارد ولی باید گفت شورشی ها دارای محدودیت در تعداد سیاره ها هستند اما می توانند تمام سیاره های تحت کنترل امپراطوری را ببینند ولی در عوض امپراطوری دارای سیارات زیاد و تکنولوژی برتر است. توازن بازی زیباست چرا که بر خلاف خیلی از بازی های معمول استراتژی در این بازی هر کس نیروهای بیشتری دارد دلیلی برای بردنش وجود ندارد مثلا شما با داشتن تعداد کمی جنگنده و یک ایستگاه فضایی هم می توانید در مقابل هجوم زیاد و پر تعداد دشمنان بایستید. در قسمت Hero ها هم این بازی بسیار خوب عمل کرده است و چرا که در دو طرف به یک میزان Hero وجود دارد و تمام Hero ها کار آمد هستند بطوریکه تعدادی از Hero ها برای نبرد در آسمان و تعدادی دیگر برای نبرد های زمینی طراحی شده اند (البته بعضی از Hero ها امکان فعالیت در هر دو حالت را دارند ولی کارآمدی آنها فقط در یک حالت است). ![]() انجام بازی در سه بخش صورت می گیرد که شامل مبارزه های زمینی،آسمانی و نقشه ی کیهانی است . در مبارزات زمینی شما مثل تمام بازی های استراتژی کنترل تعداد پیاده و سواره نظام را در اختیار دارید با این تفاوت که در اینجا شما به ساخت نیرو نمی پردازید بلکه با در اختیار گرفتن قسمت هایی از نقشه بنام Reinforcement Points می توانید نیرو احضار کنید (مثل Ground Control) از طرفی احضار نیرو هم بستگی به این دارد که شما چه مقدار نیرو با خود این سیاره آورده اید و چه مقدار هم امکان احضار نیرو دارید . در قسمت مبارزات آسمانی شما با سفینه های فضایی که مدل های بسیار زیادی دارند (خیلی زیاد) به جنگ ایستگاه فضایی دشمن و نیروهای آن می روید یا از ایستگاه خود دفاع می کنید در این قسمت شما می توانید در هر جای نقشه غیر از اطراف ایستگاه دشمن نیرو احضار کنید . قسمت نقشه ی کیهانی در نگاه اول توی ذوق می زند چون شباهت زیادی به نقشه های بازی های TBS) Turn Base Strategy) دارد با این تفاوت که وسعت زیادی دارد اما بعد از مدتی می فهمید این قسمت بسیار جالب است . در این قسمت شما سیاره های دشمن و سیاره های خودتان را می بینید و به ساخت ساختمان و نیرو در سیارات مختلف می پردازید . برای فتح یک سیاره باید هم از قسمت آسمان و هم از قسمت زمین آن را فتح کنید اما تازه دردسر بعد از فتح سیاره شروع می شود چرا که با رها کردن یک سیاره بدون محافظ بزودی با اولین هجوم دشمن آنرا از دست می دهید ولی اگر سیاره دارای تعداد معقولی سرباز و ساختمان در آسمان و زمین باشد هرگز مورد هجوم قرار نمی گیرد و حتی اگر مورد هجوم قرار گرفتید براحتی می توانید از مواضع خود دفاع کنید . دوربین بازی هم خودش یکی از نوآوری های بازی است . بازی دارای یک دوربین سینمایی است که فقط صحنه ها را نشان می دهد و شما کنترلی روی بازی ندارید و دوربین دیگر آن مثل تمام بازی های استراتژی امروزی است اما با کوچک نمایی زیاد تبدیل به یک دوربین دو بعدی می شود که تمام صفحه ی بازی را نشان می دهد و خبری از منو ها هم نیست. ![]() در پایان لازم می دانم که این بازی را به همه توصیه کنم اما باید این نکته را متذکر شوم که حتما قسمت Tutorial بازی را انجام دهید چون این بازی واقعا نیاز به یادگیری دارد. | |||||
| |||||
|
| |||||||||||||||||||
| سطح بازی: متغیر |
| درجه سنی: +17 |
| زمان یادگیری: حدود یک ساعت |
نقاط قوت: گیم پلی غنی، گرافیک بسیار بالا، صداگذاری افسانه ای، حالت تکنفره خوب، دوربین کاملا سه بعدی، کاتسینس های بیاد ماندنی
نقاط ضعف: لودینگهای خیلی طولانی، گیم پلی در گاهی اوقات دارای اشکال است، نبود قهرمان های کاتسینس ها در گیم پلی
|
از جنگ جهانی دوم چه میدانید؟ شاید اگر این سوال را از گیمر ها بپرسند به طور مفصل تاریخچه ای را برای شما بگویند چون یکی از سوژه هایی که به خوبی خود را در میان بازیها جا کرده همین جنگ جهانی است. با استفاده از این سوژه تا به حال بازیهای بسیار موفقی ساخته شده اند که اکثرا بصورت اکشن اول شخص یا استراتژی بوده اند. شاید بهترین مثالها در سبک استراتژی برای جنگ جهانی دوم تا به حال عناوینی مانند Commandos و یا Panzers Phase 1 & 2 بوده اند. اما با ورود Company of Heroes ، به نظر میرسد که این لقب دیگر در اختیار Commandos و Panzers نیست ! سوژه ی این بازی همانطور که گفته شد درباره جنگ جهانی دوم است و به بصورت Real-Time Strategy دنبال میشود. داستان بازی در مورد عملیات بزرگ و با شکوه نرماندی است. عملیاتی که سربازان زیادی را در ساحل اوهاما به کام مرگ کشاند. اولین صحنه ی COH همین عملیات را نشان میدهد و سربازان وطن دوست بدن خود را در مقابل رگبارهای گلوله قرار میدهند تا از اشغال آلمان ها جلوگیری کنند. داستان بازی از عملیات نرماندی در سال 1944 آغاز میشود و تا چندین ماه بعد از آن ادامه پیدا میکند. این بازی به دلیل محدودیت وقایعی که به تصویر می کشد تنها دارای دو گروه اصلی از متحدین و متفقین یعنی آمریکا و آلمان می باشد که این خود کمی از تنوع بازی به مرور می کاهد. گیم پلی بازی بسیار غنی است. شما مثل همه ی بازیهای استراتژی دارای یک Basement هستید که مقر نیرو های شماست. در این بازی منابع شما به 3 دسته ی کلی تقسیم میشوند: مهمترین آنها Manpower است که به گونه ای نقش غذا را ایفا میکند. با این قدرت میتوانید نیرو تولید کنید. برای بدست اوردن این منابع باید مکانهای بیشتری را فتح کنید. نیروهای بسیاری در این بازی حضور دارند که به معرفی آنها می پردازیم: در کل 3 نوع تانک مختلف در بازی وجود دارند که هر کدام قابلیت متفاوتی دارند. یکی از آنها به نام Sherman به خوبی میتواند با تانک های دیگر مبارزه کند و آنها را از بین ببرد. دو تانک دیگر Crocodile و M4 برای هدف قرار دادن ساختمانها و نیروها استفاده میشوند. همچنین Crocodile میتواند گلوله های آتشین شلیک کند و یا نارنجک دودزا تولید کند. وسایل سبک مانند Halftrackبرای جابجایی نیروها به کار میرود که یک تیربار نیز در بالای آن قرار دارد. Jeepکه یک وسیله سریع و ضعیف است که با تیربار کار میکند. و همچنین تانک های کوچکی که فقط با تیربار کار میکنند. نیروهای دیگری هم مانند کماندو ها در بازی وجود دارند که بسیار قوی هستند و در تجهیزات خود مسلسل و موشک انداز نیز دارند. البته تک تیر اندازها و مهندسان میتوانند در پشت وسایلی مانند تیربار و توپ ضد تانک و ضد هوایی بنشینند و میتوانند اسلحه هایی مانند موشک انداز یا مسلسل ها را از روی زمین بردارند. هر کدام از این نیروها دارای مهارت خاصی هستند و هر کدام از آنها با استفاده از قدرت مهمات میتوانند قابلیتی را نشان دهند. مثلا تانک های موشک انداز میتوانند در عرض چند ثانیه یک محوطه را بمباران کنند یا تک تیر اندازها نارنجک پرتاب کنند و یا تیربار دارها از فشنگ های قوی برای از بین بردن زره تانک ها استفاده کنند. نیرو های بازی میتوانند با بدست آوردن تجربه 3 بار قوی شوند و در آخر به نیروهای مجرب تبدیل شوند. برای مثال نیروها بی تجربه زود بر روی زمین دراز میکشند و موضع دفاعی میگیرند و میترسند اما نیروهای مجرب کارایی بیشتری دارند و به خوبی تیراندازی میکنند. همچنین شما میتوانید آنها را با بعضی اسلحه ها پیشرفت دهید. به طور مثال تانکها را به گلوله های آتشین مجهز کنید یا تک تیراندازها را به موشک انداز مجهز کنید. شما میتوانید هر وقت که جوخه سربازان کم شد به آنها نیروی کمکی اضافه کیند یا به معالجه آنها بپردازید. استراتژی حمله و دفاع در این بازی حرف اول را میزند و فرستادن نیروها بدون هدف و استراتژی مساویست با شکست ! برای مثال باید تانکها دور باشند تا به وسیله موشک اندازها هدف قرار نگیرند و یا تک تیراندازها در دید نباشند یا سربازها را پشت سنگر بفرستید و با گروه دیگر آنها را دور بزنید و از دو طرف به دشمنان حمله کنید و ... مطمعنآ این سخنان شما را به یاد بازیBrothers in Arms می اندازد. این بار استراتژی هایی را که با تجربه از آن بازی بدست آورده اید، میتوانید در این بازی پیاده کنید. دوربین بازی بسیار عالی کار شده است هر چند این گونه دوربین ها در اکثر بازی های استراتژی 3 بعدی دیده میشوند. اما در Company of Heroes تقریبا محدودیتی برای زوم کردن دوربین وجود ندارد و شما میتوانید هر چقدر که مایلید دوربین را نزدیک بیاورید و لباس و چهره ی سربازان را از نزدیک ببینید بدون اینکه ذره ای از زیبایی گرافیکی بازی کاسته شود ! علاوه بر زوم کردن ، میتوانید زاویه دوربین را در جهت دلخواه تنظیم کنید. شما مانند بعضی از بازیهای استراتژی (مثلا Lord of the Rings) دارای امتیاز برای خرید قدرت های خاص هستید که این امتیازها را از تجربه و جنگ کردن بدست میاورید. قدرتهای بازی در 3 گروه جای میگیرند. گروه نیروهای هوایی ، گروهای نیروهای ویژه و گروه نیروهای دفاعی که هر کدام به 6 زیر شاخه تقسیم میشوند. به طور مثال در گروه نیرو هوایی میتوانید قدرتهایی مانند بمباران هوایی را با 2 امتیاز بخرید و یا از گروه نیروهای ویژه کماندو ها را برای جنگ احضار کنید. این 6 قدرت به صورت زنجیر به هم پیوسته هستند و شما باید ابتدا نیروهای پاییین تر را خریداری کنید تا نیروهای بالاتر در دسترس قرار بگیرند. البته این نیروها فقط برای یک مرحله از 15 مرحله بازی است و در شروع هر مرحله جدید باید دوباره از اول خریداری کنید. متاسفانه گیم پلی بازی گاهی اوقات اعصاب خرد کن میشود ! به طور مثال گاهی اوقات نیروها به خوبی فرمانها را اجرا نمیکنند و برای یک فرمان باید چند بار به آنها دستور دهید. هوش مصنوعی بازی در حد خوب و بالایی قرار دارد و دشمنان به محض اینکه شما را غافل از پایگاه های خود ببینید به سرعت حمله میکنند و یا در مقابل تانک های شما وسایل سنگین قرار میدهند و به خوبی از پایگاه خود دفاع میکنند و محیط ها را تسخیر میکنند و ... . به فرض اگر شما به وسیله آهن و یا سیم خاردار مسیر آنها را مسدود کنید آنها ابتدا برای از بین بردن موانع تلاش می کنند و در صورتی که به نتیجه ای نرسند به دنبال راه های دیگر برای نفوذ به منطقه شما می گردند. نیروهای پیاده نظام میتوانند در ساختمانها پناه بگیرند و از پنجره ها تیراندازی کنند این حالت برای تک تیراندازها بسیار خوب است. برای از بین بردن نیروهایی که در ساختمانها هستند باید یا به آنها تیراندازی کنید که این کار کمی مشکل می باشد یا با استفاده از تانک و یا بمب های ساعتی که سربازان پرتاب می کنند ساختمان را خراب کنید. تسخیر کردن محیطها هم در نوع خود بسیار جالب است. محیط بازی به چند دسته تقسیم میشود. مکانهای سوخت ، مکانهای مهمات و مکانهایی مانند زمین ها و ساختمانها که برای تسخیر کردن آنها باید به نیروهای پیاده نظام خود دستور دهید تا پرچم دشمن را پایین بیاورند و پرچم شما را به بالا ببرند. البته بعد از تسخیر شدن دشمن میتواند آنجا را پس گیرد اما شما میتوانید در آن مکان ساختمانهای کوچکی بسازید تا کار دشمن را با تاخیر رو به رو کنید تا دشمن مجبور شود ابتدا این ساختمان کوچک را خراب کند و بعد آنجا را تسخیر کند. ماموریتهای بازی به 3 دسته تقسیم میشوند. دسته اول ماموریت ها ی اصلی هستند که با انجام دادن آنها بازی کامل میشود. دسته دوم ماموریت های فرعی که اگر آنها را انجام دهید کارتان برای به پایان رساندن مراحل اصلی آسان تر میشود و دسته سوم ماموریت های ویژه ای هستند که با انجام دادن آنها مدال دریافت میکنید. در پایان هر مرحله مدل هایی را در صورتی که تمامی ماموریت های آن مرحله اعم از اصلی و فرعی را انجام دهید دریافت می کنید که در واقع به شما می گوید که آن ماموریت به طور کامل انجام شده است. بازی به جز حالت تکنفره (حالت داستانی) دارای حالت Skirmish نیز میباشد که در آن با انتخاب کردن نیرو های بازی یعنی آلمان یا آمریکا میتوانید بصورت تکنفره یا چند نفره به بازی بپردازید و قابلیت پشتیبانی از 8 بازیکن را دارد. صد البته که قابلیت بازی کردن به صورت آنلاین هم در بازی وجود دارد و بسیار لذت بخش می باشد. فیزیک بازی واقعا قوی است. به طور مثال تانک ها با عبور از دیوارها و یا برخورد با ساختمان ها آنها را ویران می کنند و یا هنگام انفجار اشیاء به طور طبیعی به اطراف پرتاب میشوند و گرد و خاک بلند میشود و اگر کنار اشیایی مانند بشگه های سوخت انفجار روی دهد قدرت تخریب آن چندین برابر میشود. تمام لاشه های ماشین افزارها پس از از بین رفتن باقی میمانند. ساختمانها بعد از اثابت چند موشک فرو میریزند یا درختها یا تیر چراغ برق بعد از شکسته شدن بر روی زمین می افتند و ... . البته فیزیک مدلهای پیاده نظامه در مقایسه با فیزیک بقیه ی قسمتهای بازی چندان خوب کار نشده است و سعی شده در آنها از صحنه های خیلی خشن که در جنگ ها پیش میاد صرف نظر شود. اما میرسیم به گرافیک بازی که نقطه قوت این بازی است. افکت های بسیار زیادی که در این بازی به کار رفته باعث شده تا این بازی برای اجرای کامل به یک سیستم بسیار قوی نیاز داشته باشد تا جایی که حتی با سیستم توصیه شده خود بازی هم هنگامی که تمامی جزییات گرافیک را فعال کنید باز در صحنه های شلوغ و پر از انفجار با کمی افت فریم مواجه خواهید شد. با این حال گرافیک بازی با استفاده ازShader Model 3 به بالاترین حد ممکن دست یافته است. سایه زنی ها بسیار طبیعی هستند و سایه درختان و ساختمانها به خوبی بر روی زمین نقش بسته اند و سایه نیرو ها و تانک ها با حرکت آنها تغییر میکند و بسیار زیبا جلوه میکنند .نورپردازی های بازی مخصوصا در شب به زیبایی هرچه تمام تر کار شده است و کاملا حرفه ای هستند. افکتهای بی نظیری مانند افکتهای انفجار و پرتاب شدن اشیا به صورت کاملا زنده در بازی دیده می شود. شما حتی می توانید تصویر دوربین را روی فقط یک سرباز زوم کنید و هنگامی که دوربین را به پشت او ببرید حس خواهید کرد که این بازی یک بازی سوم شخص هست! جزییات تانک ها و وسائل و همچنین سربازان به خوبی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است و شما با توجه به سبک بازی کهRTS می باشد تقریبا هیچگونه اشکال و یا ضعف گرافیکی در بازی نمی توانید پیدا کنید. گرافیک این بازی از نظر ما امتیاز کامل را میگیرد. صدا گذاری بازی واقعا قدرتمند است. میدان جنگ ، چندین سرباز تیربار به دست ، یک اسنایپر و خمپاره انداز در حال رفتن به مقر دشمن هستند. در راه با نیروهای دشمن بر خورد میکنند ، سر کرده ی گروه تک تیراندازه فریاد میزند و میگوید ! MG42 پناه بگیرید ! بزنیدش ! خمپار اندازها دشمن را هدف میگیرند و تیراندازی میکنند. صدای گوش خراش تیربار از دو طرف به گوش میرسد. تک تیرانداز با صدای بلند اسلحه خود در حال قتل عام دشمنان از دور است اما تانک دشمن فرا میرسد. سربازان فریاد میزنند ! Sherman بزنیدش ! منفرجش کنید ! اما تانک تیربارش را فعال میکند و راکت می اندازد و صدای بلند راکت گوش را کر میکند. سربازان از ترس فریاد میزنند و کمک میخواهند. آنها که درجه بالاتری دارند دستور میدهند و بقیه را راهنمایی میکنند و ... . در کل Company of Heroes را به راحتی میتوان در بین برترین بازیهای استراتژی تاریخ طبقه بندی کرد که دارای نکات جالب و نوآوری های زیبایی در این سبک می باشد. انجام این بازی را به همه ی شما طرفداران سبک استراتژی توصیه میکنیم. | |||||
برگرفته از http://www.bazicenter.com | |||||
Command & Conquer 3: Tiberium Wars
|
| |||||||||||||||||||
| سطح بازی: متوسط |
| درجه سنی: +13 |
| زمان یادگیری: حدود نیم ساعت |
نقاط قوت: قسمت Campaing هیجان انگیز، سرعت بالای Gameplay، میان پرده های بسیار زیبا، گرافیک عالی، صداگذاری عالی
نقاط ضعف: پیروی از ساختار قدیمی Command & Coquer، وجود بعضی از باگ ها
|
حدود یک سال پیش بود که EA اعلام کرد سری جدید بازی Command & Conquer را در دست ساخت دارد. این بازی سومین نسخه از این بازی بود و عنوان Tiberium wars را به خودش اختصاص داده بود. ابتدا کمی به گذشته این بازی می پردازیم و در ادامه به بررسی خود بازی خواهیم پرداخت. اولین سری C&C در سال 1995 تحت نظر WestWood ساخته شد و تقریبا می توان گفت که این بازی فاکتور های بازی های استراتژی را تعیین کرد و به فروش نسبتا خوبی دست یافت. بعد از فروش خوب این بازی کمپانی EA شرکت Westwood را خریداری نمود و چندی بعد نیز با این شرکت قطع همکاری کرد ولی همچنان امتیاز ساخت و انتشار این بازی در اختیار EA بود. EA نیز 2 عنوان به نام های Tiberian Sun و Tiberian Sun Firestorm از سری Command & conquer را عرضه کرد. و حال EA سومین شماره ازCommand & Conquer را عرضه کرده است که به نوبه خود بازی موفقیت های سری های گذشته خود را همچنان حفظ کرد. ![]() داستان بازی همانطور که می دانید مربوط به عنصر Tiberium می شود. در سال های دور در آینده عنصر جدیدی به نام Tiberium بر روی کره زمین کشف می شود که می توان از آن انرژی های فراوانی به دست آورد و طبق سنت های قدیمی 2 نیروی خیر و شر برای بدست آوردن این عنصر رو در روی یکدیگر می ایستند و جنگ سختی میان این 2 گروه شروع می شود. نام گروه مثبت این بازی GDI و نام گروه منفی NOD می باشد. البته باید متذکر شویم که گروه سومی هم در بازی وجود دارد که این گروه متشکل از موجودات فضایی هستند که برای زندگی به Tiberium نیاز دارند و با توجه به پیدایش این عنصر بر روی زمین، این گروه به کره زمین حمله ور شدند تا به این عنصر دست پیدا کنند. شما می توانید با هر 3 گروه به بازی بپردازید. ولی قسمت اصلی Single Player بازی مربوط به گروه GDI می شود که شما در نقش یک فرمانده گروه GDI ظاهر می شوید و باید زمین را از نیرو های دشمن خالی کنید. یکی از نقطه ضعف های بازی، داستان بازی است. داستان بازی کمی سطحی به نظر می رسد و کشش مناسب برای ادامه بازی را ندارد. Gameplay این بازی یکی از جذابترین قسمت های موجود در بازی است. همه چیز آن طور که انتظارش را داشتید می باشد و تقریبا همه چیز به طور سنتی از سری های گذشته C&C و بازی های فوق محبوب Red alert و Generals برگرفته شده است. اگر چند بار بازی Red alert و generals را انجام داده باشید بسیار سریع با بازی و کنترل آن آشنا خواهید شد و مجذوب Gameplay سریع و اعتیاد آور آن خواهید شد. همانطور که گفته شد اکثر آیتم ها و نیرو هایی که در اختیار شما گذاشته می شوند همان آیتم ها و نیرو های قدیمی هستند در ظاهری جدید، حتی بعضی از نیرو هایی که قدرت های بسیار زیادی در نسخه های قبل داشتند بعضا حذف شدند یا قدرتشان کم شده است و سعی شده است بازی کمی واقعی تر به نظر برسد در صورتی که بازی در آینده ای دور به وقوع می پیوندد. ![]() Interface بازی نیز مانند تمام بازی های استراتژی دیگر است و می توان با چند کلیک به سرعت به آیتم های آن دست یافت و اگر حافظه خوبی دارید می توانید ShortCut های تعیین شده برای هر نیرو را به ذهن بسپارید و با چند کلید ترکیبی به سرعت به آن نیرو دسترسی پیدا کنید. برای بازی کردن باید استراتژی خاصی تعیین کنید و دیگر مثل بازی های قدیمی نمی توانید با ساختن یک لشکر سرباز و موشک انداز و تانک و... یکباره به Base دشمن حمله کرده و Base را با خاک یکسان کنید. تعیین استراتژی از همان ثانیه اول بازی آغاز شده و تا وقتی که مرحله را به پایان برسانید به همراه شما است. یک استراتژی اشتباه تا آخر همان مرحله برای شما مشکل ساز می شود و حتی می تواند باعث شکست شما شود. در بازی برای بدست آورن نیرو باید از عنصر tiberium استفاده کنید که اگر مصرف بالایی برای ساخت نیرو داشته باشید بسیار زود منبع Tiberium تمام شده و باید به فکر منبع جدید باشید که اکثرا در اختیار دشمن هستند و برای بدست آوردن این منبع، باید یک جنگ تمام عیار به راه بیاندازید. تنها به دست آوردن tiberium کافی نیست و وقتی تعداد Unit ها زیاد می شود Base شما دچار کمبود نیرو می شود و باید اقدام به ساخت Power Plant جدید کنید و بعضی مواقع پیش می آید که تعداد نیرو های شما آنقدر زیاد می شود که در Base خود 5 یا 6 power Plant دارید و مقدار فضای زیادی در Base اشغال شده است. در مورد گروه های مختلف بازی باید بگوییم که ساختار GDI تقریبا دفاعی است و ساختن Base و نیرو های زمینی و هوایی در این گروه کمی دیر انجام می پذیرد و در عین حال نیز این نیرو ها قدرتمند می باشند. در ابتدا تقریبا باید به فکر دفاع باشید و بعد به فکر حمله. اما در گروه Nod این نکته بر عکس می باشد به گونه ای که در این گروه Base و زیر مجموعه های آن بسیار سریع ساخته می شوند و می توانید بسیار سریع به درست کردن نیرو مشغول شوید و بلافاصله حمله های زمینی و هوایی را شروع کنید. با کمی حرفه ای گری می توان در حمله ابتدایی حریف را زمین گیر کرده و نبرد را به سود خود تمام کرد. حضور تانک ها در بازی کم رنگ شده است و بهترین تانک موجود در بازی تانک های "ماموت" هستند که نسبت به سری های گذشته C&C ضعیفتر شده اند و از آن تانک های رویایی و افسانه ای که به تنهایی می توانست Base حریف را با خاک یکسان کند چیزی جز یک تانک معمولی باقی نمانده است. پیاده نظام های شما شامل گروه های زیر می باشند: Rifle Squad، نیرو های موشک انداز، مهندس ها، commander، Zone trooper و چند واحد دیگر که هر کدام قدرت های مخصوصی دارند. برای مثال بعضی مواقع پیش می آید که در میانه نقشه رودخانه وجود دارد که نیرو های شما نمی توانند از این رودخانه بگذرند، در این مواقع می توانید از قدرت های مخصوص نیرو های خود استفاده کنید. برای این کار نیرو های Zone Trooper مجهز به Jump Jet هستند و می توانند از روی رودخانه عبور کنند. در هر مرحله هدف های اصلی و هدف های ثانویه تعیین می شود که هر کدام برای شما به صورت تکه فیلم های کوچکی به نمایش در می آیند و توضیحاتی در مورد سیستم دفاعی آنها به شما داده می شود که این تکه فیلم ها می تواند کمک بسیار زیادی در انتخاب استراتژی به شما بکند. می توانید ابتدا به سراغ هدف های ثانویه بروید و سپس هدف اصلی را دنبال کنید. ولی اگر هدف های اصلی را کامل انجام دهید، دیگر به شما فرصتی داده نمی شود که به سراغ هدف های ثانویه بروید. هدف ها در بازی معمولا به منهدم کردن Base دشمن و زیر مجموعه های آن ختم می شود و خیلی کم پیش می آید که قبل از نابود کردن Base دشمن دست به کار خاصی بزنید و سپس به سراغ Base بروید. بازی همانند گذشته شامل قسمت Skirmish هم می باشد. در این قسمت شما یک گروه را برای خود انتخاب می کنید و می توانید یک یا چند تیم برای حریف خود انتخاب کنید و در Map دلخواه به مبارزه بپردازید و مهارت های خود را افزایش دهید. فیزیک بازی نیز بسیار خوب کار شده است: انفجار ماشین های جنگی، نفر برها، تانک ها، هلی کوپتر ها، ریزش ساختمان بعد از انفجار و ... همگی خوب کار شده است و شاهد افکت های زیبایی بعد از انفجار ها خواهید بود. متاسفانه در بازی باگ هایی مشاهده می شود که کمی لذت بازی کردن را کاهش می دهد و تا به این لحظه 3 Patch رسمی برای بازی ارائه شده است که مشکلات بازی را برطرف می کند. این مسئله برای بازی بزرگی مثل C&C یک نقطه ضعف به شمار می آید که هنوز یک ماه از ریلیز بازی نگذشته است که 3 patch برای بازی عرضه شده است. ![]() همانطور که در عکس ها و تریلرهای منتشر شده قبل از انتشار رسمی بازی مشاهده کرده بودیم گرافیک بازی به صورت خیره کننده ای بالا است. البته با این همه جزییاتی که در قسمت گرافیک بازی مشاهده می کنیم باز هم بازی Company Of Heroes یک سر و گردن از بازی C&C بالاتر است. بازی بر اساس DX9 ساخته شده و از تمام تکنولوژی های روز گرافیکی در بازی استفاده شده است. یکی از نکات مثبت C&C این است که بازی با جزئیات گرافیکی پایین روی کارت های قدیمی مثل سری 5XXX شرکت nVidia نیز به خوبی اجرا می شود. تمام Unit ها با تمام جزئیات طراحی شده است و در نگاه اول زنده به نظر می رسند. تکسچر ها عالی کار شده اند و بسیار خوب جلوه می کنند. سایه پردازی در بازی خوب انجام شده است و در نگاه اول گیمر را میخکوب می کند. در کنار این فاکتور ها، گزینه Anti-Aliasing کار خود را به خوبی انجام می دهد و با صاف کردن لبه های unit ها و تلفیق رنگ ها جلوه بسیار زیبایی به بازی داده است. بازی در حالت گرافیکی Ultra High گرافیک خیره کننده ای را به نمایش می گذارد که نظیر آن را در Company Of Heroes دیدیم. خیلی کم پیش می آید که بازی دچار افت Frame شود و هر مقدار که Unit بسازید، تغییری در Frame Rate نمی بینید در عین حال اگر قدرتمند ترین سیستم را در اختیار داشته باشید تعداد Frame از عدد 30 تجاوز نمی کند که در نوع خود نکته جالبی به شمار می آید. در میان پرده های بازی دیگر از CG Movie استفاده نشده است و به جای استفاده از CG Movie از Motion Capture استفاده شده است که نمونه این میان پرده ها را در NFS:Most Wanted و NFS:Carbon دیده بودیم با این تفاوت که این میان پرده ها بسیار حرفه ای تر و واقعی تر ساخته شده اند. قسمت صدا گذاری بازی هم یکی از نقاط قوت بازی به شمار می رود و بر زیبایی بازی افزوده است. در این قسمت به کوچکترین صدا ها نیز توجه شده است و نمونه بارز این نکته، صدای پای نیرو های شما است که با ظرافت خاصی صدا گذاری شده است و اگر چشم خود را ببندید و به صدا ها گوش دهید، فکر می کنید که یک جوخه نظامی واقعی در حال حرکت هستند. در این قسمت به همه نکات صدا گذاری توجه شده است و اسلحه ها صدای خوبی دارند، صدای حرکت تانک ها و ماشین ها بسیار عالی کار شده است. صدا گذاری بازی کمترین حرف و حدیث را دارد و به یکی از برترین قسمت های بازی تبدیل شده است. ![]() Command & Conquer 3 بدون شک یکی از بهترین های سبک استراتژی در سال 2007 خواهد بود. با اینکه بازی نکات مثبت زیادی دارد ولی ساختار بازی کمی قدیمی به نظر می رسد با این حال جالب ترین قسمت های بازی میان پرده ها، Gamepaly و صدا گذاری بوده اند که البته در کنار این 3 مورد نباید از کنار مقدار هیجان بالای بازی هم به راحتی گذشت. C&C می تواند جای Company of Heroes را به خوبی برای شما پر کند و ساعات بسیار خوبی را برای شما فراهم آورد. | |||||
| |||||
Lost Planet: Extreme Condition
|
| |||||||||||||||||||
| سطح بازی: متوسط |
| درجه سنی: +13 |
| زمان یادگیری: حدود نیم ساعت |
نقاط قوت: طراحی خوب محیط و دشمن ها، مبارزات هیجان انگیز، گرافیک خوب، سرعت بالای گیم پلی
نقاط ضعف: وجود تعداد زیاد باگ در بازی، Single Palyer بسیار کوتاه، مشکل در کنترل دوربین در هنگام کنترل VS ها
------------------------------------------------------------------------------
Lost Planet Extreme Condition یکی از بهترین عناوین شرکت Capcom برای سال 2006 بر روی کنسول X360 است که بعد از گذشت چندین ماه با همکاری شرکت nVidia برای پلتفورم PC نیز بازسازی شده است. Lost Planet اولین بازی است که از DirectX 10 پشتیبانی می کند. میتوان گفت که بعد از چند تجربه تلخ بالاخره capcom قصد دارد با همکاری nVidia یک تجربه شیرین در زمینه بازی سازی در پلتفورم PC کسب کند.
همانطور که مطلع هستید Lost Planet از داستان تقریبا کلیشه ای بهره می برد که Capcom توانسته است با پیچ و تاب دادن داستان، آنطور که می خواهد داستان را به گیمر ارائه کند. داستان در سیاره ای رخ میدهد که پوشیده از برف است و میزبان این سیاره موجوداتی حشره مانند هستند که Akrid نامیده می شوند. انسان ها در این سیاره برای زندگی کردن به گرما و انرژی نیاز دارند که این انرژی توسط Akrid ها تولید می شود و این دلیلی است برای شروع جنگ! شخصیت اول داستان Wayne نام دارد که به همراه پدر خود در این سیاره زندگی می کند. در یک نبرد سخت که در ابتدای بازی رخ می دهد پدر wayne کشته می شود و Wayne نیز بعد از ضرباتی که به او برخورد می کند بیهوش می شود و حافظه خود را از دست می دهد.

در طول بازی بسیار سعی شده است که روند بازی طوری پیش رود که داستان دچار نکات مبهم شود ولی هرگز این اتفاق نمی افتد چنانکه بعد از چند دقیقه که سوالی در ذهن شما پیش میاید بلافاصله جواب سوال خود را می گیرید. از این ترفند همچنین برای طولانی شدن بازی استفاده شده است ولی هیچ تاثیری بر روی طولانی شدن بازی نگذاشته است. یکی از مشکلات بازی کوتاه بودن قسمت campaign بازی است که شامل 11 مرحله می باشد که به راحتی می توان در کمتر از 10 ساعت آن را به پایان رساند. در کل داستان بازی، یک داستان معمولی است که نمی تواند گیمر را به ادامه بازی ترغیب کند، چون تقریبا از اواسط بازی داستان بازی آشکار می شود و میلی برای ادامه دادن بازی برای گیمر وجود ندارد.
GamePlay بازی تقریبا نقطه قوت آن است که البته همانند بازی های دیگر خالی از اشکال نیست. اگر چیزی شما را به ادامه بازی تشویق کند چیزی نیست جز گیم پلی بازی. بازی یک اکشن سوم شخص است که از لحاظ اکشن چیزی کم و کسر ندارد. بازی طبق معمول با تیر اندازی شروع می شود و تا انتها به این شکل ادامه می یابد ولی نکته مهم این است که برای تنوع در حالت بازی می توانید سوار انواع ربات های عجیب که VS نام دارند، بشوید. هر کدام از این ربات ها امکانات خاصی دارند که باعث هیجان مضاعف بازی می شود.
تنها چیزی که کنترل بازی را سخت کرده است، کنترل این ربات ها است. کنترل این ربات ها تقریبا سخت و در محیط های کوچک بسیار عذاب آور است، به طوری که در بعضی از مواقع بدون اینکه دید خوبی از محل حضور دشمن داشته باشید باید دست به تیر اندازی بزنید.
سرعت گیم پلی در بازی بسیار بالا است و این امر دلیل مشخصی دارد، در بازی خط انرژی برای شما تعیین شده است که در طول بازی کردن به سرعت در حال کاهش است و برای به دست آوردن انرژی از دست رفته باید به جنگ Akrid ها بروید که منبع انرژی هستند. به این دلیل نمی توانید با حوصله به جنگ تک تک دشمن ها بروید و بدون اینکه فکر کنید باید به جنگ بپردازید. اما در این میان یک مشکل نیز وجود دارد و این مشکل سرعت بسیار پایین Wayne در عکس العمل ها است. اگر از یک دشمن ضربه ای بخورید تقریبا 10 ثانیه طول می کشد که Wayne از روی زمین بلند شود و دوباره به مبارزه بپردازد. این 10 ثانیه باعث می شود که دشمنان موجود در منطقه دور Wayne جمع شوند و بلافاصله بعد از بلند شدن Wayne چندین ضربه دیگر به او وارد کنند.

اکشن در بازی حرف اول را می زند. مبارزات کم نقص هستند و در حالی که اکثر Akrid ها جثه ای 2 یا 3 برابر شما دارند کمتر موقعی پیش می آید که از قدرت زیاد آنها عصبانی شوید. چون این موجودات نقاط ضعف مشخصی دارند که با هدف قرار دادن آنها می توانید به راحتی با آنها به مبارزه بپردازید و از مبارزه لذت ببرید. Wayne دارای طنابی می باشد که می توانید با هدف قرار دادن نقاط مختلف بسیار سریع به مکان مورد نظر برسید که این نقاط می تواند، نقطه ضعف Akrid ها باشد. این طناب در بازی کاربرد های بسیار وسیعی دارد و اکثر مواقع می توانید با کمک این طناب به جایی بروید که از حیطه دید دشمن دور باشید و به راحتی دشمنان را از پای در بیاورید. در Lost Planet نقش این طناب از اسلحه نیز بیشتر است و به دفعات در بازی از این طناب استفاده خواهید کرد. یکی از مشکلات این طناب برد نسبتا کوتاه آن است که در بعضی مواقع استفاده از آن غیر ممکن می شود، یکی از نکات مثبت این طناب این است که اگر در لبه پرتگاه هستید و دشمنی به شما ضربه ای را وارد کند به طور خودکار طناب به لبه پرتگاه زده می شود و شما را از مرگ نجات می دهد.
یکی از نقاط ضعف گیم پلی بازی عدم تنوع سلاح هاست. در کل در بازی حدود 10 اسلحه وجود دارد که برای یک بازی اکشن کم به نظر می رسد و بعضی از مواقع عدم تنوع اسلحه گیمر را از بازی کردن باز می دارد. یکی دیگر از نقاط ضعف که به آن اشاره شد "زاویه دوربین" بازی است که در پاره ای از مواقع واقعا حوصله گیمر را سر می برد و در بعضی مواقع بازی دیگر "غیر قابل بازی کردن" می شود. همچنین از دیگر نقاط ضعف بازی این است که در حالی که بازی روی پلتفورم pc است ولی در راهنمای کنترل بازی هیچ اثری از Mouse و Keyboard نیست و به جای آن مانند نسخه X360، دسته X360 را مشاهده می کنید که اگر از دسته X360 استفاده نمی کنید باید خودتان کنترل بازی را روی Mouse و Keyboard شبیه سازی کنید. سیستم ذخیره کردن بازی از روش CheckPoint استفاده می کند و گیمر هیچ دخالتی بر روی عمل ذخیره سازی بازی ندارد و به نظر نیز هیچ نیازی نیست که گیمر دخالتی در این امر داشته باشد.
گرافیک بازی فوق العاده زیباست و کمتر نقصی در این قسمت از بازی مشاهده می شود. همانطور که گفته شد Lost Planet اولین بازی است که از DX10 استفاده می کند و در کنار آن از DX9 نیز پشتیبانی می کند. تفاوت چندان زیادی در میان این 2 نسخه وجود ندارد به غیر از این که سایه ها و نور پردازی ها در نسخهDX10 کمی بهتر از نسخه DX9 می باشد. طراحی کاراکتر ها در بازی بسیار خوب انجام شده است و تمامی کاراکتر هایی که در طول بازی با آنها رو به رو می شوید با تمام دقت و وسواس خاصی طراحی شده اند. این امر برای دشمنان بازی نیز صادق است و Akrid ها با تمام جزییات طراحی شده اند و از دیدن این حشرات عظیم الجثه در بازی نهایت لذت را خواهید برد. در بازی دشمنان "انسان" نیز وجود دارند که آنها نیز تقریبا خوب طراحی شده اند. محیط هایی که در فضای باز و در حالی که طوفانی از برف در حال گذشتن از آن منطقه است بسیار زیبا طراحی شده اند و بعضی مواقع پیش می آید که از دیدن گرافیک زیبای بازی انگشت به دهان خواهید ماند.
تمامی Cut-scene های بازی Real Time هستند و از کیفیت بسیار خوبی بهره می برند. کیفیت بافت ها خوب است و کمتر ایرادی را می توان به آن گرفت ولی بعضی اوقات پیش می آید که در بافت ها باگ هایی نیز مشاهده می شود که از کیفیت بصری می کاهد. نور پردازی بازی همانند دیگر بازی های جدید از تکنولوژی HDR استفاده می کند و با استفاده از این تکنولوژی نور پردازی ها بسیار بهتر و واقعی تر انجام می پذیرد. یکی از نقاط ضعف مهم بازی که در این قسمت به چشم می خورد به این صورت که اگر در یک منطقه تعداد کاراکتر ها بالا رود و یک انفجار نیز روی دهد Frame Rate بازی به شدت کاهش میابد که این مشکل در نسخه Demo بازی نیز وجود داشت ولی هیچ عملی برای رفع آن انجام نشد. این افت فریم در اکثر مناطق باز شدیدا به چشم می آید و گاهی اوقات در یک صحنه میزان افت فریم به20 فریم نیز می رسد.

در Lost Planet انفجار ها بسیار عالی کار شده اند و دود های ناشی از آن بسیار به دنیای واقعی نزدیک است تا جایی که شاید در بعضی صحنه ها بازی را با دنیای واقعی اشتباه بگیرید. در کل می توان گفت که قسمت گرافیک بازی عالی کار شده است ولی مشکلاتی نیز دارد که تیم سازنده به راحتی می توانست این مشکلات را برطرف کند که کوچکترین حرکتی برای حل این مشکلات نشده است.
صدا گذاری در Lost Planet در حد متوسط می باشد. صدای اسلحه ها خوب کار شده است و صدای انفجار ها نیز خوب است. صداگذاری شخصیت های بازی که در Cut-scene ها می بینید تقریبا عالی و بی نقص است اما یک مشکل در این بخش وجود دارد، در بعضی مواقع بعد از شنیدن چند انفجار مهیب، صدای بازی چند لحظه بسیار کوتاه کاملا قطع می شود. صدای زوزه باد در مناطقی که طوفان به پا شده و صدای پای Wayne روی برف عالی کار شده است و تقریبا روی کوچکترین صدا ها نیز کار شده است.
Lost Planet یکی از بزرگترین عناوین X360 بود که بر روی PC به یک بازی پورت شده معمولی تبدیل شده است. اما به عنوان اولین بازی پشتیبانی کننده از DX10 حتما کسانی که چندین ماه است که کارت های DX10 خریده اند باید این بازی را تهیه کنند تا از گرافیک فوق العاده چشم نواز این بازی لذت ببرند. با صرف نظر از مشکلاتی که در بازی وجود دارد Lost Planet یک بازی زیبا است که می تواند شما را چند وقتی به خود سرگرم کند.
برگرفته از www.bazicenter.com

بالاخره بعد از حدود ۵/۱ سال نسخه جدید این بازی اومد . توجه شما را به خواندن ای مطلب جلب میکنم
زمين، سال 2142، عصر يخبندان جديد تقريبا تمامي ذخاير انرژي و مواد غذايي در زمين را نابود كرده است. در اين بين تنها دو دسته از انسانها روي كره خاكي باقي ماندهاند و اين دو گروه نيز به خاطر تنها منبع باقي مانده، درگير نبردي سخت با يكديگر شدهاند. هركدام از اين دو گروه، داراي زرادخانهاي از قدرتمندترين سلاحهاي پيشرفته، سپرهاي دفاعي مدرن، وسايلي جهت استتار، نارنجكهاي مخرب و اسلحههاي كشنده ميباشند. علاوه بر اينها، هر دو دسته صاحب لشكري قدرتمند از جنگجويان بيباك و يك ارتش بزرگ هوايي ميباشند. آنچه در اين بازي بر عهده شما گذارده ميشود، تلاش شما و ديگر همرزمان شما، براي پيروزي در نبردي است كه شايد آخرين نبرد و سرنوشت سازترين جنگ بر روي كره زمين باشد.

در اجراي اين بازي شما عضو يكي از دو گروه متخاصم يعني اتحاديه اروپا و گروه تازه تاسيس ائتلاف آسيا در نبردي حماسي و پرشور خواهيد بود. آنچه در اختيار شما قرار ميگيرد مجموعهاي عظيم از سلاحهاي بسيار پيشرفته خواهد بود. سلاحهايي شامل مسلسلهاي گوناگون، انواع زرههاي پوششي و ديگر وسايل دفاع و حمله. شما همچنين توانايي آن را نيز خواهيد داشت تا هدايت وسايل نقليه نظامي را برعهده گيريد. يورش گسترده اين وسايل نقليه سهمناك جنگي تنها منحصر به وسايل زميني نيست، بلكه جنگندههاي هوايي مدرن نيز مكمل تفوق شما بر زمين و آسمان خواهند بود. زماني كه زره دفاعي بسيار پيشرفته خود را به تن كرديد و آماده نبرد شديد، بايد تمامي هوش و ذكاوت و همه آنچه سلاح و مهمات در اختيار داريد به درستي به كار گيريد تا بتوانيد به سلامت از مرحلهاي به مرحله ديگر برسيد.
خالق شخصيت شرلک هلمز
سر آرتور کانن دوئل , خالق ماجرا هاي شرلک هلمز در 22 مي 1859 در ادينگبورن به دنيا آمد , چارلز آلمنت دويل پدر آرتور به شدت معتاد به الکل بود , فردي جداي از خانواده که هيچ فعاليتي براي تربيت فرزندان خود نکرد. آرتور تا سن نه سالگي در گروه مذهبي مدرسه مشغول به فعاليت بود.
از سال 1876 تا 1881 در دانشگاه ادينگبورن در زيمنه ي پزشکي تحصيل نمود . مدتي به عنوان پزشک يک کشتي در سفر هايي به غرب آفريقا کار ميکرد و بالاخره در سال 1885 وي مدرک دکتراي خود را از دانشگاه اخذ کرد . او علاوه بر طب به نوشتن مطالب ادبيو مقاله هايي براي روزنامه هاميپرداخت . بين سالهاي 1890 تا 1893 سري کتابهاي شرلک هلمز و دکتر واتسن او چاپ شد. سالهاي 1893 در معماي اخر شرلوک هلمز توسط دکتر مورياتي کشته شد. اما کانن دويل دوباره شخصيت محبوبش يعني هلمز را زنده کد و آثار مانگار ديگري از بازگشت شرلوک هلمز به جاي گذاشت.
9 سال بعد در سال 1902 شاهکار خود يعني سگ شکاري باسکل ويل را نوشت . کانن دويل پس از چهار رمان بزرگ ونه زمان کوچک از شرلک هلمز در 7 جولاي 1930 در گذشت يعني دقيقا وقتي توماس انجلو در بازي مافيا به گروه ساليري پيوست !!!
مقدمه
افسانه ي شرلک هلمز يک افسانه ي بسيار زيبا و جذاب است . فردي که همواره ذهني باز و قدرت تفکر عجيبي دارد. وقتي جلوي شرلک هلمز ظاهر ميشويد قطعا اگر جايي بوديد و يا چیزي خورديد و يا کسي را ديديد که در واقع نميخواهيد کسي مطلع شود , حتما قبل رفتن به نزد شرلک هلمز بايد تماما لباس هايتان را عوض کنيد و حمام برويد و خلاصه تمام اثرات را نابود کنيد تا چيزي شايد متوجه نشود. وي با طرز نگاه شما و لباسي که پوشيديد و نوع حالت تان و... که از ظاهر انسان به وضوح مشخص است حدس ميزند که شما الان کجا بوديد و چه خرده ايو چه کار ها کرده ايد . در کل او يک نابغه ي عجيب است که ريز نگري هاي بسيار زياد و دقيق و در عين جالو و عجيبي دارد که اورا به يک کارا گاه افسانه اي بدل کرده است.
سبک بازي هاي ادونچر سبک بسيار معروفي است اما خوب هر چيزي که معروف است دليل نميشود حتما شناخت هشده هم باشد !
هر سبکي که بازي هاي کامپيوتري از آن ساخته ميشود , شخصيت مربوط به خودش و خصوصيت هيا منحصر به فردي دارد.و بازي هايي که بتوانند اون خصوصيت هارا هوش مندانه بالا ببرند قطعا ميتوانند به خوبي نمره ي بالايي از منتقدين بگيرند و خودشان را معروف کنند.
سبک هاي مختلف خصوصيت هاي خاص خود را دارند . ادونچر يا Adventure به معني ماجراجويي است . اين سبک معمولا مورد علاقه ي انسان هاي اهل فکر و يا آراش طلب و در واقع قشر خاصي از گيمر ها است و اغلب گيمر ها سبک هاي تلفيق شده ي اين سبک را دوست دارند مثل اکشن/ ادونچر و... در سبک بازي هاي استراتژي همواره بازي هايي ميتوانند خودشان را مطرح کنند که در امکانات و سيستم هاي بازي يک روش ابداعي خاصي داشته باشند و در واقع يک نوع آوري در اين سبک بازي ها داشته باشند. در سبک اکشن هرچه گرافکي بازي و گيم پلي بازي بالا تر برود ,بازي جذاب تر و به طبع معروف تر و بهتر ميشود. ولي در سبک ادونچر يک چيز ملاک است و ان هم داستان است. در بازي هاي ادونچر گرافيک و صدا گذاري و... همواره حول محور داستان ميچرخند يعين اگر يک بازي بالاترين سطح طراحي ها را به کار برده باشند و از موتور هاي نسل جديد و قوي جهان استفاده بکنند و بهترين صدا گذاري را داشته باشند , ولي داستان نباشد , اون بازي يک ادونچر خوب واقعي نيست (ولي عکسش صدق نميکند) . براي همين در بازي هاي ادونچر خيلي وسواس خاصي براي داستان بازي به خرج ميدهند تا يک داستان با پدر و مادر و خيلي خوب نوشته بشه و نويسنده های داستان هاي ادونچر معمولا بهترين نويسنده گان بازي ها هستند.
به همين منظور براي چند هدف , 1_معروف شدن بازي به اعتبار يک داستان و نويسنده ي معروف. 2_به نمايش گذاشتن و معرفي هنرمندان يک کشور به ديگر کشور ها. 3_نماد گذاري هاي فرهنگي. 4_راحت تر شدن کار سازنده و 5_.... از داستان هاي معروف جهان استفاده ميکنند.
از جمله از سري داستان هاي معروف آگاتا کريستي نويسنده ي معروف رمان نويس در بازي هاي "قتل در قطار سريع السير " و "و سر انجام هيچ کس باقي نماند" و از سري داستان هاي ژول ورن بازي هاي "سفر به ماه VoyAge" و "باز گشت به جزيره ي اسرار آميز" و از سري داستان هاي بازي شرلک هلمز که آخرين بازي اي که از داستان آن ساخته شده , بازي مورد نقد است . که ما به نقد آن ميپردازيم و توضيحات دگر در رابطه با داستان آن در بخش نقد گرافيک ذکر خواهد شد.سازنده گان اين بازي نيز قصد دارند تا با استفاده از شخصيت و داستان شرلک هلمز ,به اهدافي که ذکر شد نائل آيند.
مشخصات
عنوان اصلي: The Awakened : Sherlock Holmes
سبک: Adventure
سازنده: FireFly Studios
ناشر: 2K games
پلتفورم: PC
گرافيک: سه بعدي
گروه سني: +10
سیستم مورد نیاز
System - CPU 1.6 GHz
RAM - 512 MB Ram
VGA - 64 MB / DiretX v9.0c
Players - 1 player
OS - Windows 2000/XP
داستان
در بازي The Awakened سري داستاني نسبت به بازي راز گوشواره ي نقره اي به کل عوض شده ولي وجه اشتراک هايي در آن وجود دارد. در واقع شخصيت همان شخصيت است و مختصات شخصيتي شرلک هلمز تغييري نکرده و با همان خصوصيات و تغريبا به روشي که در باز Secret Of Silver Earing استفاده شد , هلمز وارد داستان شد. داستان بازي طبق معمول از پلاک 221b خيابان معروف بيکر داستان شروع ميشود. به طور کلي اين بار داستان روايت يک ماجراجويي ترسناک را ميکند.داستان اين بازي تفاوت چشمگيري در سبک داستان با بازي قبلي کرده است. در بازي قبل شما داستاني آرام در محيطي آرام داشتيد که ولو قتل انجام ميشد ولي شما در محيطي آرام به تجزيه و تحليل مطالب مي پرداختيد ولي ايندفعه شما با محيط هاي ترس آور و مخوف مواجه هستيد. هلمز در اين داستان موظف است که به همراه دکتر واتسن دوست و يار جدا ناشدني اش , پرده از اسرار پليد فرقه ي Cthulhu بردارد و بر عکس بازي قبلي با موجودات عجيب و غريبي مواجه ميشويد.Cthulhu در افسانه هاي قديم غرب به موجوداتي گفته ميشود که سري به سان سر هشت پا و بدني انسان مانند دارند که قدرتشان شباهتي به شخصيت يوري در بازي RED ALERT 2 دارد , زيرا ميتواند ذهن طرف مقابل را تسخير کند ولي با اين تفات با يوري که , يوري فرد را تحت امر خود قرار ميداد ولي اين موجو دات ذهن انسان را با تسخير دچار اختلال تخيل ميکند . بازي همانطور که گفته شد از خيابان بيکر شروع ميشود و مثل بازي قبلي که از يک هیاهوی شروع ميشود , از بحبوحه ي موجود در يک بيمارستان رواني در سوئيس ادامه پيدا ميکند و سپس اين دو همکار به شهر Louisiana ميروند و سپس به اسکاتلند و در آنجا بازي پايان مي يابد.داستان بازي در The Awakened پر است از محيط هاي وهم آلود و تاريک و معما هاي سخت و پيچيده و آزار دهنده همراه شخصيت هاي مرموز و عجيب.
داستان بازي اين دفعه نيز طبق يک مرجع خبري , نويسنده ي داستا نبازي قبلي بوده منتها با يک تفاوت. کساني که با داستان نويسي آشنا باشند ميدانند که بازي سازان معروف و حرفه اي اصولا 2 گروه براي داستان بازي دارند. اول گروه خالق داستان و يا داستان نويسي هستند و دوم گروه معما هستند. شرکت هاي ضعيف تر فرد داستان نويس , خود معما هارا هم تهيه و در داستان ميگنجاند و طبق معما ها داستان نوشته ميشود ولي در بازي هاي معروف اصولا و طبق يک عادت ماشيني (و نه حتما و لزوما صحيح) اول داستان نوشته میشود و پس از تاييد به گروه معما داده ميشود و معما هاي مورد نظر و هماهنگ با داستان به بازي اضافه ميشود. نويسنده ي اين بازي با ترفندي از روش کلي داستان نويسان معروف استفاده نکرده و علاوه بر نوشتن داستان معما هارا نيز خودش در بازي گنجانده و اين روش , داستان و معما هارا خيلي با هم مچ ميکند ولي زيرکي خاصي ميخواهد که ناگهان معما ها پل هاي داستان نوشوند زیرا این یکی از بد ترین خطا های یک نویسنده است که معما های بازی داستان را پیش نبرند بلکه داستان معما هارا در بر بگیرند و در واقع ارزش این جمله را ادونچر بازان حرفه ای به راحتی درک میکنند. اين شرکت اين کار را کرده است و بر خلاف بازي قبلي شرکت(راز گوشواره ي نقره اي) عمل کردند.
در کل داستان بازي ماهيتي جديد پيدا کرده و تجربه اش فکر ميکنم خالي از لطف نباشد...
گرافیک
وشتن در مورد بازيهاي ادونچر سخته ، چون جاي بحث در اونها براي نقاد همچون سبك هاي ديگه مثل اكشن و استراتژيك باز نيست ، حالا در همين محدود فضا براي بحث ، گرافيك پيچيده ترين قسمت هست .
دوستاني كه نقدهاي من رو خوندن با اين جمله معروف "شده" من حتما آشنا هستند :
براي ادونچر بازان گرافيك چندان مهم نيست آنها تنها يك داستان قوي ميخواهند با معماهاي زيبا .
اما برگرديم سر موضوع مورد بحثمون يعني بازي شرلوك هلمز.
صحبت در مورد گرافيك اين بازي بسيار سخته ، سخت نه از لحاظ چيدن الفاظ بلكه سخت از لحاظ اينكه سخت بر روي اين مسئله كار شده و جفاست اگه شما سخت در مورد آن ننويسيد.
سعي ميكنم گرافيك رو در سه بخش بررسي كنم تا بهتر متوجه عظمت اين كار بزرگ بشويم:
بصري
از لحاظ بصري (همان چيزي كه شما در بازي ميبينيد) شرلوك هولمز عالي است.صحنه ها با دقت كار شده اند و جزئيات خوب پرداخت شده اند . اينطور كه در سايت اين بازي نوشته شده بود كارگردان هنري اين بازي چندين بار فيلم (ماجراهاي شرلوك هولمز )رو بررسي كرده اند و سعی كرده اند كه باز پروري مناسب داشته باشند.البته درست نيست كه اين بازي را اقتباس از فيلم ماجراهاي شرلوك هلمز بدانيم اما فضاهاي زنده بازي واقعا عالي است. شما محو خيابان بيكر خواهيد شد . محو زندگي مردم عادي ! تعجب نكنيد پردازش بازي در يك محيط چند نفره نيست ، شما در اين بازي آزاد خواهيد بود . البته آزادي نه به معناي غير خطي بودن بازي بلكه ازادي به معناي لوكيشن هاي مختلف.
فني
والا من گرافيست خوبي نيستم اما گرافيك رو خوب ميفهم . همه ما فرق كار خوب ، عالي و بد رو تشخيص ميديم و آيا كسي هست كه نمره اي غير از عالي به گرافيك اين بازي بدهد؟
پردازش تكسچر هاي محيط عالي است . استفاده از مدل هاي اماده كه در برخي بازيها همچون (آورا/نگهبان ...)متداول است در اين بازي اصلا به چشم نميخورد. نور پردازي مناسب كه گويي كار يك گروه فيلم برداري است نه كار يك گروه گرافيست!! ميدانيد در اين بازيها و 99 درصد بازيهاي ادونچر (جز معدود بازي همچون فارنهايت) ما از تصاوير رندر شده استفاده ميكنيم پس اين هم گواهي ديگر بر مدعاي منست. بافت تصاوير و كيفيت انها منطبق بر استاندارد بازيهاي ادونچر (1204 در 1204)است.
انيميشن ها / شخصيت ها/ محيط ها
ميدانيد اروپاي گذشته شيرين تر از اروپاي امروز است. اروپاي امروز غرق در مد نگري و زن آرماني است در حالي كه اروپاي گذشته نه البته من قصد كالبد شكافي اين موضوع رو ندارم و قصدم از مطرح اين موضوع اين بود كه گريزي به چهره شخصيت ها بزنم . چهره ها نسبت به زمان خود با ارايش هاي ساده و بدور از ... هستند . شما نبايد از بازي دقيق شرلوك هولمز انتظار جز اين داشته باشيد . يعني زمان براي زمان . طراحي شخصيت ها و مفاصل ديالوگي بسيار خوب است ، حد اقل اگر بخواهيم واقع گراتر باشيم خوب است. انيميشن ها هم بسيار بهتر از نسخه قبلي شده است و مهمترين ويژگي آن اين است كه با تصاوير فرقي نميكند. براي اينكه بهتر متوجه منظورم بشويد مثال بازي پايان معصوميت را ميزنم . در ان بازي گرافيك بازي در حد 30 بود اما انيميشن ها 80 و اين باعث زدگي گيمر ميشد اما در اين بازي ما شاهد اين نكته منفي نيستم (كه متاسفانه در اكثر بازي هاي روز دنيا مشاهده ميشود)
در كل گرافيك اين بازي به دل نشستني است و بدور از هر بحث حرفه اي ،در ديد گيمر ها نمره خوبي به دست اورده است و گمان ميكنم اين براي سازندگان بازي كافي باشد.
معماها
اين بخش در مقايسه با دمو بازي تغيير چنداني نكرده است و انواع معماهايي كه در بازي شاهد خواهيم بود عبارتند از :
1-تركيب 2 ايتم
2-اعمال يك ايتم
3-معماهاي صحبت
4-حل پازل ها با استفاده زا راهنمايي هاي صحبتي ،تصويري
به ترتیب :
1-يعني به فرض مثال شما با برداشتن 1 چاقو و يك پارچه سفيد و تركيب آنها به 2 تكه پارچه دست پيدا ميكنيد!
2-شما با برداشتن كليد در قفلي را باز ميكنيد يا با انداختن چاقو روي قفل آن را ميشكنيد!!
3-با صحبت با يك نفر به راه مخفي يا سر نخ جديد دست پيدا ميكنيد!!
4-پازل هايي وجود دارد (مثلا يك تصوير به هم ريخته)كه بايد با استدلال عقلي يا مدارك اون ها رو حل كنيد!
در این بازی پازل ها و قفل ها نقش مهمی دارند که شما باید آنهارا پس از برسی بسیار حل کنید .. معما هیا این بازی در درجه ی سختی قراردارند و به راحتی نمیتوان آنهارا حل و رد کرد. ازجمله معما های دیه همونطرو که اشاره شد کوییز ها و آنالیز هایی است که در آزمایشگاه انجام خواهید داد.
سری بازی های شرلک هلمز به سختی معما ها معروفند و معما هایی با درجه ی سختی بالایی دارند اما این یکی دیگه نوبره... یک ادونچر باز خوب از حل معما های زیاد کسل نمیشود ولی یک تازه کار تنها با کمک راهنماها نوشته شده توسط سایت ها و شرکت های مختلف میتواند بازی را ادامه بده...
گیم پلی
گيم پلي جز در حالت سبک کلي آن در سبک ادونچر برسي خاصي نميشود زيرا معمولا در اين سبک يا هدايت با موس به صورت سوم شخص است و يا توسط کيبرد در حالت اول شخص است و يا با موس و کيبرد در حالت سوم شخص و يا اول شخص است که معمولا از اين حالات تجاوز نميکند و بر عکس بازي هاي اکشن که در گيم پلي هر روز ابداع هاي جديدي صورت ميگريد ,در سبک ادونچر هر شرکت نوع خاص خودش را در گيم پلي باري بازي هاي خودش دنبال ميکند. - گيم پلي در بازي The Awakened نوع آوري و حرفي براي گفتن به عنوان يک نکته ي مثبت ندارد , و کنترل بازي با ساده ترين صورت توسط Mouse و keyboard ميسر است - و در بعضي مراحل مثل بازي Secret Of Silver Earing شما هدايت دکتر واتسن را بر عهده داريد که در واقع ميشود آنرا يک تنوع در کنترل بازي ناميد.همچنين قابل توجه است که در اين بازي ديگر مثل سري هاي پيش مراحل و بخش هاي زماني اي که ميبايست با سرعت انها را پيش ببريد خبري نيست و ميتوانيد در نهايت آرامش در کنترل و البته ترس بازي کنيد .ولي در کل نميتوان گيم پلي بازي را قوي بدانيم و شما تسلطي بر بازي نداريد که از آن لذت ببريد و اين بخش از لحاظ حرفه اي داراي ضعف هايي است که اين خود يک نقطه ي ضعف در بازي در نظر گرفته ميشود.
کنترل بازي و امکانات
طبق معمول بازي هاي شرلک هلمز , شما يک دفتر چه داريد که همه چيز را در آن از جمله ي شخصيت ها و گفته هاي آنها و همچنين سوالات و جواب ها و... را در آنها داريد .در اين بازي quiz هايي که در بازي قبلي از شما گرفته ميشد همچنان وجود دارد ولي سبک آن تغيير کرده زيرا در بازي قبلي در پايان هر مرحله کوييز گرفته ميشد ولي در اين بازي در طول بازي اين امتحان هاي کوچک گرفته ميشود و ديگر جواب دادن به آنها به صورت تستي نيست و بايد جواب هايش را بنويسيد . يعني بايد از مدارک خود جواب کوييز را در آورده و عين متن را بنويسيد که اين بر سختي بازي افزوده است... همچنين يک نقشه در اختيار شما است که بر عکس بازي قبلي که حتما بايد به سمت خيابان براي نقل مکان ميرفتيد , در اين بازي با در اخيار داشتن اين نقشه ميتوانيد با کليک بر روي نقطه ي مورد نظر سريع به آنجا برويد.در اين بازي مثل بازي قبلي بخش آزمايشات و برسي ها که توسط ميکروسکوپ و وسايل آزمايشگاهي صورت ميگيرد وجود دارد و نتايج آن هم بسيار مهم است . علاوه بر اينها يک امکان جالب ديگر که در عکس ذيل هم قابل مشاهده است , امکان برسي اجسام توسط ذره بين و همچنين پيدا کردن راه ها و معما هاي مخفي ,به بازي اضافه شده است که يان خود به تنهايي که امکان منحصر به فرد است.
موسیقي و صدا گذاری
موسيقي در سري بازيهاي شرلوك هولمز هميشه عالي بوده است ، اين مسئله را بايد مديون اهنگسازي حرفه اي اقاي اندو برين بدانيم. اين آهنگسازي انگليسي تبار كارهاي بسيار منجمله " ماجراهاي شرلوك هولمز/بازگشت شرلوك هولمز/گوشواره نقره/موميايي و ..." داشته است. پس دور از عقل نيست كه اين بازي هم داراي موسيقي كاملي باشد . بر اساس تحقيقات من در سايت "فقط ادونچر" موسيقي اين بازي به قسمت 12 دلار به فروش ميرسد!! اما موسيقي خوب اين بازي به تدوين عالي در بازي گنجانده شده است . شما در هر صحنه يك موسيقي خواهيد شنيد. هيجان /ترس/ ارامش/منزل/گفتگو و ... اين گواه از دقت سازندگان است. فرامشو نكنيد موسيقي خوب با صداگزاري شخصيت هاي خوب تكميل ميشود. صداگزراي شخصيت اول بر خلاف نسخ قبلي توسط فارلين انجام نشده است ، در سايت بازي هم چيزي نوشته نشده بود (بين خومون بمونه فكر كنم طرف خيلي معروف نيست و به همين خاطر صداش رو در نيوردنbig grin ) اما از حق نگزيم خوب لب زني و ديالوگ رو انجام داده و تونسته صاش رو روي شخصيت مچ كنه. در مورد ساير شخصيت ها هم صدا گزراي مناسب است و اميدوارم به حرمت موسيقي عالي اين بازي دارينوس هم تمام تلاش خود رو براي صداگزاري هر چه بهتر اين بازي انجام دهد.
اما در مورد افكت ها ي بازي جاي بحث بسيار وجود داره . شايد قسمتي كه كم لطفي دربارش شده همين باشه. البته بايد اقرار كنم از بس خوبي در اين بازي ديدم اين نكته منفي به ذهنم اومد.. واضح تر بگم از يك دانش آموز كه همه نمره هاش 20 هست انتظار 16 نميره . درسته ! درست متوجه منظورم شدين . كم لطفي در مورد افكت ها بسيار حاد نيست اما ايده ال نيست.صداي راه رفتن و تركيب ها و برداشتن و گذاشتن خوبه اما داخل شهر يا اون بندر يا ... خوب كار نشده . و شايد "و البته در نقد هاي سايت "فقط ادونچر"به عنوان تنها گزينه منفي بازي معرفي شده است"
با همه اين تفاسير موسيقي بازي شرلوك هولمز چيزي فراتر از حد انتظار است و تلفيق داستان عالي + گرافيك خوب + و موسيقي رويايي از اين بازي يك ابر بازي به ياد ماندني در سبك ادونچر ساخته است . اين بازي از سايت "جاست ادونچر" نمره 9.9 رو دريافت كرده كه مقايسه با نسخ قبلي 2 نمره افزايش داشته و در مقابل غول بازيها همچون سايربيا (1 نمره بيشر) و بازي ايينه سياه(3.5 نمره)برتري داشته است.
نکات مثبت
+ موسیقی و صدا گذاری بی نظیر و بسیار جذب کننده و مستمر در کل بازی.
+ گرافیک بسیار خوب و طراحی های دقیق و قابل توجه در نسل جدید بازی های ادونچر.
+ کنترل 2 شخصیت و سبک کنترل شخصیت در یک بازی. که در هیچ بازی ادونچری سابقه نداشه.
نکات منفی
- نداشتن جذابیت در داستان و متن بازی.
- گیم پلی خسته کننده و سطح پایین.
- اشتراک های بسیار زیاد با بازی قبلی شرلک هلمز که نشان از نداشتن نوع آوری های سطح بالا دارد.
امتیاز سایت های معتبر به این بازی
8.3 / 10 GameSpot
Eurogamer 6 / 10
Adventure Gamers 3 / 5
Jolt Online Gaming UK 7.1 / 10
Quandary 3.5 / 5
Just Adventure B
IC-Games 80 / 100
نام نویسنده گان (Ron_Emad2 & kindboy) و گروه تحلیل سایت دارینوس "WWW.Darinoos.IR"
داستان بازي نيازي به توضيح ندارد. كافي است بدانيد باز هم موضوع جنگ هاي D-DAY و وقايع بعد از آن و محاصره استالينگراد و چند واقعه ديگر است كه در مجموع در پنچ مرحله گنجانده شده اند. دو گروه Axis و Allies كه در سراسر اروپا با هم به مقابله مي پردازند. فرانسه، آلمان، شوروي سابق و لهستان كشورهايي هستند كه در دو گروه ذكر شده حضور دارند و يا به يكديگر مي جنگند در اين بازي چيزي تحت عنوان جمع آوري منابع و ساختمان سازي و نيرو سازي وجود ندارد و از اين لحاظ تفاوت شاياني با ديگر بازي هاي سبك استراتژي دارد. روند بازي به گونه اي است كه در ابتداي هر مرحله تعدادي نيروي پياده و تانك در اختيار شما قرار داده مي شود و بايد مرحله را با همان نيروهاي مشخص به پايان برسانيد. خبري هم از ترميم نيروهاي صدمه ديده و يا درخواست نيروي كمكي نيست و بايد با برنامه ريزي يك استراتژي قوي و دقيق و حساب شده به پايگاه دشمن حمله كنيد و دشمن را شكست دهيد. بخش چند نفره بازي گنجايش 8 نفر را دارد و مي تواند به صورت LAN و Online انجام شود. همچنين بخش ساخت مرحله دلخواه نيز طراحي نسبتاً خوبي دارد و شما مي توانيد مراحلي را به سليقه خود طراحي كنيد و در آن به رقابت با حريفان خود بپردازيد.
اما بزرگترين نكته اي كه بازي THEATRE OF WAR را از ديگر بازي هاي سبك RTS جدا مي كند اندازه و پهناي سرزمين هاست كه اغلب از دشت ها و چمنزارها و گندم زارها و درخت ها و تپه هاي زيادي تشكيل شده و فضاي بسيار طبيعي و گاهي اوقات خيره كننده اي را به نمايش مي گذارد. آسمان ها، ابرها و خورشيد نيز طراحي فوق العاده اي دارند. اما بهترين طراحي مربوط به نيرو ها و تانك ها است. هر كدام از نيروها توانايي خاص خود را دارند و مي توانند از فواصل متفاوتي به يكديگر شليك كنند.
براي حمله به يك روستا كه دشمن آن را در اختيار دارد نمي تواند بدون برنامه و با سرعت پيش برويد. چرا كه ممكن است در پشت درخت ها و يا كمين گاه هاي مختلف كه به صورت طبيعي و غير طبيعي وجود ندارند تك تيراندازها و تانك هاي دور برد دشمن كمين كرده باشند و شما در يك چشم بر هم زدن و قبل از اينكه كه بخواهيد عكس العملي نشان دهيد تعداد زيادي از نيروهاي خود را از دست داده ايد و به دليل عدم وجود نيروهاي كمكي ادامه جنگ كمي مشكل و گاهي غير ممكن مي شود. پس قبل از ورود به هر منطقه بايد از همه نظر بررسي كرده و با احتياط نيروهاي خود را به جلو حركت دهيد. حتي ممكن است مورد حمله توپ خانه دشمن در چند كيلومتر دورتر واقع شويد و دقيقاً در همين لحظه است كه متوجه خواهيد شد اين استراتژي جنگ است كه حرف اول را مي زند. شايد اين سوال پيش بيابد كه با وجود اين همه مشكل چگونه مي توان مراحل را به پايان رساند. هميشه براي هر عملي يك عكس العمل وجود دارد. شما مي توانيد با فرسادن جاسوس ها منطق را بررسي و با شناسايي دقيق نيروهاي دشمن آن را از طريق حمله حوايي با خاك يكسان كنيد. پس جاي هيچ جاي نگراني نيست. با اين كه پهناي نقشه بسيار زياد است و نيروهاي شما نيز نسبتاً زياد و پراكنده هستند، فضاي بازي طوري طراحي شده است كه بتوانيد هر لحظه همهي نيروهاي خود را در نظر داشته باشيد و بتوانيد آنها را هدايت كنيد. نشانه هاي بالاي سر هر نيرو حتي در فواصل دور و پشت درخت ها و تپه ها نيز آنها را مشخص مي كند.
رفتار سربازان در اين بازي در نوع خود بي نظير است، نحوه حركت، كمين، تيراندازي و حتي كشته شدن آنها بسيار خوب و طبيعي طراحي شده است. حتي هنگامي كه يك تانك صدمه زيادي مي خورد سرنشينان آن خارج شده و قبل از انفجار تانك خود را در جاي امني مخفي مي كنند كه البته هميشه هم اين فرصت را نخواهند داشت. در مجموع هوش مصنوعي بكار رفته در بازي بسيار عالي است و تنوع و سختي هاي خاصي را در بازي به وجود آورده است. يكي از مشكلات اين بازي كند بودن روند بازي به خصوص در آغاز مراحل است. پهناور بودن سرزمين سرزمين ها رسيدن به پايگاه دشمن را طولاني و خسته كننده كرده است. به خصوص در مرحله اي شكست بخوريد و بخواهيد دوباره آن مرحله را آغاز كنيد. چند درجه سختي براي بازي به وجود دارد كه با كم كردن درجه سختي، روحيه دشمن براي ادامه دادن جنگ پايين مي آيد و شما مي توانيد اين تغيير را كاملاً احساس كنيد. يكي ديگر از اشكالات بازي Loading طولاني و وقت گير بودن آن است.گرافيك بازي نيز خيلي سطح بالايي ندارد و با مشكلاتي مواجه است.
بعضي بي دقتي ها ذر طراحي فضاها و نيروها كمي كيفيت كار را پايين مي آورد. صداگذاري و موسيقي بازي اصلاً جالب نيست. صداهاي تكراري و پراكنده اي كه به گوش مي رسند. صداي ناقص و نادرست بعضي از اسلحه ها و حتي موسيقي هاي نه چندان جالب، همه و همه دست هم داده اند تا بازي از نظر صدا سطح پاييني داشته باشد. اما در كل بازي THEATRE OF WARيك تجربه جديد است كه مي تواند آغاز يك راه موفق باشد.
سلام خدمت دوستان عزیزم اینم مطلبی عالی برای شما عزیزان به درخواست حامد کاکا این مطلب تقدیم به تمام طرفداران فوتبال در ضمن منتظر تغییرات باشید امروز قرار بود تغییرات اعمال بشه که وقت نشد چون این مطلب رو می خواستم بذارم موفق باشید بای

کاملترین مطلب در مورد دو بازی فیفا08 و پروساکر2008 در کل اینترنت کاری از سیمز47 تقدیم به دوستاران این دو بازی
این دو بازی به صورت کلی و در 15 صفحه ورد مورد بررسی قرار گرفته شده اند که می توانید هم به صورت نقد و هم به صورت مقایسه این مطلب را بخوانید.
مقدمه: فوتبال پر طرفدارترین ورزش تاریخ دنیاست که افراد مختلف با خصوصیات مختلف را به طرف خود می کشد و تا قبل از وارد شدن کامپیوتر پرطرفدارترین بازی دو نفره نیز بود(اکنون بازی کانتر پرطرفدارترین است). بازی که شما برخلاف دیگر بازی ها شما کنترل یک گروه را در دست دارید و وظیفه مربیگری و همچنین کنترل کلی بازی را در دست دارید و می توانید با استفاده از توانایی هر فرد و در نهایت کارهای گروهی توپ را وارد دروازه کنید.بعد از سگا و با آمدن پلی استیشن 1 بازی فوتبال حالت جدید خود را دید حالتی که بیشتر با استفاده از سانت ها بازیکن به گل می رسید کمی بعد و جلوتر و بعد از آمدن فوتبال2000 فوتبال نگاهی نو را دریافت و بیشتر گلها از میانه و با استفاده از یک و دو صورت می گرفت . ولی این بازی فوتبال در کامپیوتر حالت خاصی دارد و بین بازیهای فوتبال مختلف دو تا از پر طرفدارترین این بازی سری فیفا و پروساکر است که امروز می خواهیم نقدی بر هر دو بازی و در نهایت این دو بازی را مقایسه کنیم.
نکته ای قبل از شروع:در این مقایسه علاوه بر اینکه از تمام جزئیات هر دو بازی آگاه می شوید بازی برتر را نیز میشناسید ،مطمئن باشید هیچ جانب گری در کار نیست و اگر هر دو بازی را کرده باشید می بینید که این مقایسه کاملا درست است ... من سعی می کنم اصلا جانبگرایی نکنم . در ضمن من نمی خوام بگم شما که از این بازی خوشتون می یاد اشتباه می کنید هر دو بازی از لحظاتی برتر و عالی هستند ولی امروز از نظر فنی و کلی می خواهیم به سری جدید این دو بازی بپردازیم. باید به طرفداران دو بازی احترام گذاشت ولی این بازیها از لحاظی با هم کاملا متفاوت هستند که امروز آنها را بررسی می کنیم. در ضمن از گذاشتن عکس از بازی ها خودداری کردم چون واقعا اونطوری خیلی صفحه سنگین میشد.
قسمتهایی که مورد بررسی قرار می گیرد:
1.تیمها و لیگها 2.بازیکنان فوتبال 3.کارایی های یک فوتبال واقعی 4.حرکات فنی 5.استادیوم 6.تغییر سیستم و مربیگری 7.دوربین در بازی 8.صداگذاری 9.هوش مصنوعی 10.مسائل جالب در بازی 11.گرافیک 12.کارایی های دیگر
اطلاعات کلی بازیها :
اطلاعات Pro Evolution Soccer2008
حرف اول: پلی استیشن بازهای قدیم می دونن که اولین سری بازی های فوتبال در پلی 1 هم از همین شرکت زده شد و این نکته باعث به وجود آمدن طرفدارهای بسیار زیادی شده است که در ایران غیر قابل شمارهستند و همه به خاطر گیم پلی هست که همه به اون عادت دارن و می پسندند.
| استادیوی سازنده | konami |
| انتشار دهنده | konami |
| سبک بازی | شبیه سازی ورزش فوتبال |
| بیشترین طرفداران | پلی استیشن باز |
اطلاعات کلی بازی FIFA 2008
حرف اول: اونهایی که کامپیوتر بازن عادت کردن سری فیفا را از همون شروع با کیبورد بازی کنن و اصلا یک احساس خوب براشون است که بتونن این بازی رو بازی کنن و چلنج های اونو تا ته برن و مطمئنا سالی نیست که این بازی نگیرن و این علتش حالت واقعی فوتبال در فیفاست.
| استادیوی سازنده | EA Canada |
| انتشار دهنده | Electronic Arts |
| سبک بازی | شبیه سازی ورزش فوتبال |
| بیشترین طرفداران | کامپیوتر باز |

در این جدال سخت کدام یک پیروز خواهند بود؟؟
1.تیمها و لیگها(10 نمره:اولی 7 نمره و دومی3 نمره)
الف.گوناگونی و تعداد
پروساکر: در بازی پروساکر2008 فقط تنها چهار لیگ وجود دارد با اسم تیم های درست، بازیکنان واقعی و اسمهای درست وجود دارد لیگهای فرانسه لیگ 1، اسپانیا لالیگا، ایتالیا سری آ،لیگ دسته برتر هلند و لیگ انگلیس که بیشتر 80% نام تیمها غیر واقعی است مثلا تیم مچستر یونایتد که واقعا تیم معروفی دئر دنیا است و پرطرفدار ترینم تیم دنیاست با نام red man در بازی وجود دارد!!!!همین غیر واقعی بودن نام تیم های انگلیس واقعا اعصاب آدم رو بهم می ریزه؟؟ ولی در تیم های ملی حدود 57 تیم ملی در بازی وجود دارد ولی باز در همین تیمها هم به جز چند تیم مطرح بقیه تیم ها به درستی درست نشده اند!!! یکی از نکات جالب باز هم وجود ایرانی توهمی است!! که معلوم نیست ژاپنی ها که بلاخره در آسیا هستند به چه علتی ایران رو اینطور درست می کنند و به نظر من انگار دارن به ما توهین می کنن؟؟؟
امتیاز سیمز47 از7نمره : 3
فیفا:در بازی فیفا 08 یکی از بهترین قسمت ها لیگها و تیمها در حقیقت تمام تیم ها به درستی و واقعی درست شده اند و هیچ مشکلی وجود دارد ، فیفا طوری لیگها و تیمها را طراحی می کند که برای هر کشوری آرزوی بودن تیمش در فیفا به وجود بیاید .30 لیگ واقعی با اسم حقیقی با لباس ها و تمام مخلفات در بازی فیفا 08 وجود دارد که می توانید دقیقا از روی تیم اسامی بازیکنان واقعی تیم را یاد بگیرید طوری که وقتی درون تلوزیون بازی فوتبال یک تیم برای شما پخش می شود اگر شما در فیفا با آن تیم بازی کرده باشید تمام بازیکنان تیم را می شناسید که این یک موضوع عالی به حساب می آید.در کشورها نیز در حدود 30 تیم ملی با اسامی کاملا واقعی با آخرین تغییرات وجود دارد که وجود نداشتن تیم ایران واقعا یک مسئله تعجب انگیر محسوب می شود در حالی که تیم چین در فیفا 08 وجود دارد؟؟ ولی باز هم باید فیفا را تحسین کرد چون حداقل اطلاعاتی از تیمی ندارند تیم را درست نمی کنند!!!!
امتیاز سیمز47 از7 نمره:6.5
ب.تیم های مخفی و رنگ لباسها و پرچم تیمها
پرو ساکر: در بازی پروساکر چندین تیم مخفی وجود دارد که با قهرمانی در کاپهای گوناگون و گرفتن امتیاز لازم توانایی آزاد کردن آنها را دارید ، رنگ تیم ها هم طبق تعداد تیم هایی که است خوب درست شده است و طبق حقیقت درست شده است و می توانید در دو حالت خانه خودی و حریف لباس های حقیقی همان تیم را ببینید . موضوع پرچم تیم ها نیز در خود بازی توجه خوبی شده است و مشکل قایل توجه ای اصلا وجود ندارد ولی در بعی موارد مشکلاتی نیز دیده میشود ولی زیاد حاد نیست. در استادیوم ها هم تماشاگران پرچم های تیم طرفدار خود را همراه دارند که دقیقا همان پرچم تیم واقعی است.
امتیاز سیمز47 از3 نمره:3
فیفا: در فیفا به مسئله تیمهای مخفی خوب توجه نشده است و فقط دو تیم مخفی منتخب جهان امروزی و منتخب جهان قدیم اشاره شده است در حالی که در پرو تعداد بیشتری تیم مخفی با خصوصیات خاص می بینید که روش آزاد کردن این تیمهای مخفی نیز همان حالت برنده شدن در کاپهای بازی و بعد آزاد کردن این تیم ها در مغازه بازی است. لباس تیمهای فیفا نیز با اینکه تیمها بسیار زیاد هست دقیقا از روی واقعیت و حقیقت طراحی شده است و قسمت عالی دیگری که در بازی است بخش لوگو است که واقعا لولگوی هر تیم باشگاهی دنیا را بخواهید دارد ولی نکته منفی در قسمت تیمهای ملی است که لوگوها آنچنان جالب نیستند و اصلا پرچم بعضی کشورها به نظر من خوب نیست.
امتیاز سیمز47 از3نمره:2
امتیاز کلی بخش تیمها و لیگها:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:6 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.5 نمره
قضاوت فعلا نکنید بقیه رو بخونید!!!خیلی مونده!!!
2.بازیکنان فوتبال(10 نمره:هر کدام 2.5 نمره)
الف.قیافه بازیکنان
پروساکر:روی قیافه بازیکنان در پروساکر خوب کار شده است این موضوع رو وقتی بهتر متوجه میشید که گرافیک رو روی حداکثر بگذارید. در قیافه بازی کنان به جزئیات دقت شده است . البته در همه موارد این مسئله صدق نمی کند و شما در بعضی تیمها بازیکنانی را با قیافه هایی عجیب می بینید طوری که اگر اسم بازیکن وجود نداشت شما فکر می کردید باید این بازیکن بازیکن دیگری باشد!! ولی در بیشتر موارد با دیدن بازیکن به اسم آن نیز پی می برید .یکی از تیمهای جالبی که قیافه هایی واقعا عجیب دارند ایران است؟؟
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا:قیافه در فیفا یک مسئله مهم محسوب می شود. طوری که می خواهد با استفاده از نام واقعی و گذاشتن قیافه ای واقعی در کنار آن بازیکنان فوتبال را به خوبی به شما بشناساند . وقتی که در اول بازی قبل از وارد شدن به بازی می روید لیست بازیکنان تیم شما را نمایش می دهد که شما با رفتن روی هریک از بازیکن قیافه ای کوچک از بازیکن را می بینید و در حقیقت بازیکنان خود بازیکنان حقیقی هستند. من نقصی در این مورد ندیدم فقط در قسمت ساختن بازیکن خودتان گرافیک قیافه بسیار پایین است که این نقصی است بر قیافه بازیکنان و مشکل دیگر هم پایین تر بودن قیافه ها از نظر گرافیکی است .(در قسمت گرافیک بررسی می شود)
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
پروساکر:اسامی بازیکنان لیگها و تیم های موجود در بیشتر موارد درست است ولی در کمتر از 20% در تیمهای مختلف لیگ ها یا تیمهای ملی اسامی غیر واقعی و دروغین می بینید که این مسئله در بعضی تیم ها باعث آزار شما می شود طوری که اصلا باور نمی کنید چرا اسم این بازیکن که در حقیقت بسیار هم معروف هست را درست ننوشتند ؟؟
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
فیفا: هیچ مشکلی در نام بازیکنان حتی در لیگ دسته سه انگلیس وجود ندارد؟؟ در فیفا اگر دقیقا از نام بازیکنان اطلاع نداشته باشند به هیچ وجه تیم را درست نمی کنند مثل تیم ملی ایران که در فیفا 08 وجود ندارد ؟؟
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
پ. قدرتها و خصوصیات فردی
پروساکر: در پروساکر طبق خصوصیت واقعی بازیکنان قدرت را در بازی می بینید مثلا رونالدنیو بسیار باهوش و تکتیکی و پاس های دقیقی دارد . رونی سریع و از قدرت بدنی بسیار بالایی برخوردار است. ولی در بعضی موارد بازیکنانی با خصوصیات بسیار بالاتری از آن حدی که هستند می بینید ولی این مسئله زیاد حاد نیست و می توان از کنار آن گذشت . بعضی از بازیکنان نیز قدرت های خاصی دارند که قدرت شوت زنی خوب و سانت کشی خوب و... به نظر من در این قسمت همه چیز عالی است
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا:فیفا خصوصیات بسیار زیادی را در بازی دارا است قدرت دریبل ، قدرت پاس، قدرت شوت، قدرت حفظ توپ، قدرت دفاع کردن وجود دارد ، خصوصیات بازیکنان رابطه مستقیم با بازی دارد یعنی با داشتن بازیکنان خوب می توانید بازی بهترین بازی کنید و بازیکنان متوسط هم در همان سطح، مشکل زیادی در این رابطه در فیفا وجود ندارد و بازیکنان طبق سالی که گذراندند درست شده اند. مثلا شفچنکوی سال 2005 با 2008 قابل مقایسه نیست؟؟
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
ت. خوشحالی بعد از گل
پروساکر: خوشحالی های بعد از گل مخصوص هر بازیکن نیست؟؟ هر بازیکن ممکن است در هر شرایطی خوشحالی خاصی را بکنند!!! خوشحالیها طبق عقب بودن و یا جلو بودن فرق دارد و حتی نسبت به اینکه به چه تیمی گل بزنید نیز متفاوت است. ولی اگر شما بیشتر از 50 بازی در پرو ساکر انجام دهید تمام خوشحالی ها برای شما یکجور و تکراری خواهند شد و این هم مشکلی دیگر در بازی که البته قابل گذر است؟؟
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا: نماد خوشحالی را در این بازی می بینید هر بازیکن خوشحالی انفرادی خود را دارا است که بسته به نوع حساسیت باز برای او خوشحالی متغییری رخ می دهد . مثلا کاکا در بیشتر موارد بعد از گل زدن دو دستش را به سمت بالا می گیرد و بالا را نگاه می کند که در فیفا دقیقا همان درست شده است. هانری بیشتر بعد از گل زدن کمی می دود که باز هم همان خوشحالی مخصوص هانری را می بینید؟ خوشحالی بی نظیر است و با هیچ فوتبالی قابل مقایسه نیست.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
امتیاز کلی بخش بازیکنان:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9.5نمره
زود قضاوت نکنید تا ته ته بخونید!!!
3.کارایی های یک فوتبال واقعی(20 نمره:هرکدام 2.5 نمره)
هر چهار قسمت را ده نمره حساب می کنیم و بعد میانگین می گیریم
الف. شوت زدن
پروساکر: شوت زدن در پروساکر عالی است و واقعا روان و عالی است با کمی جهت دادن می توانید توپ را از راهی دور به سمت دروازه بفرستید بدون اینکه هیچ مشکلی وجود داشته باشد.شوت زدن بسته به قدرت و نوع جهت گیری در بازی است و بسیار در بازی روی آن خوب کار شده است.وقتی توپ در موقعیت شوت زدن قرار گیرد توپ به راحتی به محلی که می خواهید فرستاده میشود و فقط شما باید حواس خود را به قدرت شوت در بازی متوجه کنید که اگر قدرت را به اندازه کافی و مناسب بدهید دروازه را به راحتی باز می کنید، به نظر من نقصی قابل توجه در شوت زنی دیده نیمشود.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا: در بازی فیفا شوت نقش اساسی دارد ولی در این سری بسیار بد تعبیه شده است و شوت دقیقی به سمت دروازه به راحتی فرستاده نمی شود(البته نسبت به پروساکر داریم میگیم؟)شوت ها اگر کمی بیشتر از حد قوی باشند با شدت بسیار زیاد به بالای دروازه می روند ولی از حق نباید گذشت که شوت زدن در فیفا حالتی قلقی دارد که بعد از یاد گرفتن آن نه مثل پرو ولی در حالتی معقول و خوبی می توانید به سمت دروازه شوت را راهی کنید و حتی گلهای زیبایی بزنید.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
ب. هد زدن
پروساکر:بسته به قد بازیکنان و قدرت هدزنی آنها متغیر است. هدزنی در پروساکر بسیار خوب و با نوآوری است و اگر بازیکن قدبلندی باشد به راحتی می تواند روی هوا روی توپ مسلط بشود و توپ را وارد دروازه کند. در قسمت دفاع نیز به همین حالت است و بازیکن قد بلند تر روی توپ تسلط بیشتری دارد ولی نه در همه موارد شاید یک بازیکن حتی با قدی کوتاه تر روی قد بلند هد بزند که این مسئله در واقعیت هم دیده می شود و به خوبی در بازی درست شده است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا: در فیفا هد زدن طبق جاگیری صورت می گیرد و امکان این وجود دارد که بازیکن را به سمت توپ برای هد زنی فرستاد.هد زنی خوب است ، در کرنرها می توانید به راحتی بازیکن را تکان داده و به سمت قسمتی که می خواهید هد بزنید بفرستید و هد بزنید ولی مشکلی که در این بخش وجود دارد توجه نکردن به اندازه بازیکنان است؟ منظورم این است که بازیکن بلند تر مثل پرو تسلط آنچنینی روی توپ هوایی ندارد و مانند یک بازیکن عادی است پس در این ضمینه پرو کمی برتر است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
پ.دریبل زدن
پروساکر:دریبل زدن در پروساکر معقول و خوب است در سرعت هم می توانید از کنار بازیکن بگذرید و سانت یا شوت خود را به سمت دروازه بفرستید. ولی همین مسئله به غیر واقعی بودن بازی خیلی کمک می کنه ؟؟ یه بازیکن تا چه حد قدرت دریبل داره که از وسط زمین با سرعت به گوشه زمین برسه و سانت کنه؟؟ البته همه بازیکنان این حالت رو ندارند ولی بعضی ها انگار یک انسان نیستند و یک سوپر من هستند؟؟ولی الحق دریبل زنی خوب و در گیم پلی بازی تاثیر خوبی می گذارید بااینکه شاید تا حدودی واقعی نباشد؟؟ ولی دربیل های نرم عالی هستند و بسیار زیبا در بازی تعبیه شده اند.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا: در فیفا سازندگان بازی به هر چه واقعی بودن بازی می پردازند قدرت دریبل در حالت راه رفتن به خوبی است ولی با سرعت دریبل کردن به شکلی که در پرو وجود دارد اصلا نیست؟؟ چون بازیکنان با اینکه قدرتهای متفاوتی از نظر سرعتی دارند ولی بسیار باهوش عمل می کنند و جلوی شما را می گیرند. دریبل کردن در بازی خوب است و نقش خود را می گذارد در بازی دریبل سر پا نیز وجود دارد و بازیکنانی مثل کریست رونالدو و یا رونالدوینیو تاکتیک های خاصی برای خود دارا هستند.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
ت. دور کردن توپ و سانت کشیدن(دور کردن1نمره* سانت کردن1.5 نمره*)
پروساکر:در پروساکر به دور کردن توپ اتکای بسیار زیادی شده است و به خاطر حالت خوب هد زنی می توان ضد حمله های خوبی را نیز از همین طریق انجام داد که به حالتی خوب در بازی تبدیل می شود(1/1) سانت کشیدن همان سانت کشیدن سری قبل است در گوشه محوطه می روید و دکمه سانت را می زنید و سانت فرستاده می شود حالت جالب وخوبی است ولی این مسئله یک مشکل اساسی دارد!!! چونکه حالت فیفا کمی جالب تر است!!(1.5/1)
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا: در فیفا در بیشتر مواقع توپ را دور نمی کنید ولی اگر هم توپ را دور کنید حالتی عالی دارد شما می توانید به هر طرفی که دوست دارید این کار را انجام دهید که بسته به جای بازیکن خود خودتان تشخیص می دهید که به کدام سمت بفرستید.(1/1) سانت کشیدن حالت پرو را ندارد حالتی که در سانت کشیدن جدید در فیفا 08 است خیلی خوب و عالی است شما با جهت دادن حالت سانت را مشخص می کنید بعضی موارد توپ را به محوطه جریمه حریف بعضی مواردپشت محوطه حریف میفرستید که بازهم به نظر من خیلی عالی وبدون نقص است و از پرو بسیار بهتر است(1.5/1.5)
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
امتیاز کلی چهار مورد اول:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8نمره
رقابت داره سخت می شه ها!!!
ث.کرنل و ضربات ایستگاهی و پنالتی(کرنر1نمره*ضربه ایستگاهی1 نمره و پنالتی 0.5*)
پروساکر:کرنل ها در پروساکر خوب هستند و تاکتیک های خوبی را می توانند توسط شما به وجود بیاورندو واقعا از فیفا سرتر نشان می دهد و باید از این نظر سازندگان را تحسین کرد و این مطئله هم بیشتر به خاطر هد زنی خوب است(1/1)ضربات ایستگاهی حالت سختی دارد و حالت خوبی به نظر من در پرو در این رابطه وجود ندارد ضربات خشک و ناامیدکننده زده می شود البته بسته به بازیکن دارد مثلا دلپیرو یا رونالدینیو ضربات عالی دارند.(1/0.5)پنالتی زدن عالی است و حالت جدید دوربین در مورد پنالتی گرفتن نیز عالی است و دوربین از پشت دربازه بازن است و شما می توانید ضربه زننده و بازیکنان تیم خودتان و حریف را که حلقه زدهاند را ببینید.(0.5/0.5)
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا:کرنل در فیفا نقص هایی را دارد در هنگام کرنر زدن اشتباهات دفاعی زیاد می شود.. کرنر ها خوب و دقیق فرستاده می شود ولی بازیکنان شما طبق آن حالت هد زنی که در بالا گفته شد نمی توانند توپ را خوب بزنند(1/0.5) در عوض ضربات ایستگاهی در فیفا عالی و دقیق هستند چه در حالت سانت کشیدن و چه برای شوت شدن شما قادر خواهید بود یک یار را برای پاس دادن بیاورید و این حالت خوبی دارد ولی نقصی که در حالت ضربات ایستگاهی است در مواقعی است که ضربه در زمین شما به وجود می آید که شما قادر نخواهید بود به خوبی به بازیکنان پاس بدید و ممکن است به بازیکنان حریف پاس بدهید!!!(1/1) پنالتی زدن حمان حالت قدیمی را دارد و هیچ فرقی نکرده است ، این حالت خوب است ولی در مقابل نو آوری پرو هیچ است.(0.5/0)
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
ج.اوت انداختن
پروساکر: به هر سمتی که دوست دارید اوت می اندازید ، بلند و کوتاه حالت جالبی هست ولی به پای نوآوری فیفا که از فیفا07 در بازی خود گذاشته است نمی رسد ولی همان حالت اوت اندازی قدیمی است که برای طرفداران سبک های قدیمی به نظر عالی و خوب است مشکلی در ضمینه اوت اندازی بازی نیست ولی اینجا محل مسابقه و مقایسه است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا:حالت اوت اندازی نو آوری عالی دارد ، نوآوری خیلی خوبی بازیکنی که می خواهید اوت را برای او بفرستید در دست شماست و شما آن را در کنترل دارید نه اینکه اوت انداز را ،این حالت بسیار جالب و عالی است و می تواند تاکتیک های حمله ای بسیار عالی را درست کرد من به نوبه خودم این حالت را یکی از جالبترین حالت های اوت انداختن می دونم و اونهایی که بازی فیفا رو انجام دادن خودشون قبول دارن.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
چ.پاس دادن
پروساکر: به نظر من در پروساکر پاس دادن نسبت به فیفا واقعا سطح پایین تری را دارد . با اینکه در این قسمت از پروساکر تغییرات بسیار زیادی در قسمت پاس دادند ولی باز هم نتوانستند روانی یک فوتبال تک ضرب را به بازی تزریق کنند.پاس ها در بعضی موارد خشک و بی حالت است و حالت تک ضربی به سختی در بازی به وجود می آید ولی بازهم باید سازندگان را تحسین کرد چون نسبت به سری های قبل بسیار روان تر و بهتر این قسمت را درست کردند .
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا:پاسهای بسیار سریع و تاکتیک پذیری و تک ضرب بازی کردن بازیکنان عالی درست شده است. طوری که با چند پاس به راحتی می توانید به سمت حریف حمله ور شوید و از لایه های دفاعی عبور کند . آنهایی که فیفا را بازی کردند مسئله را درک می کنند که پاسینگ فیفا یک حالت فوق العاده است طوری که به هر سمت و جایی که بخواهید می توانید بفرستید بدون کوچکترین مکس درکار، و حتی می شه گفت که بعضی ها از افراد به خاطر این موضوع فیفا رو از پرو بیشتر دوست دارن.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
ح. دویدن
پروساکر: از غیر واقعی بودن بگذریم دویدن در پروساکر عالی و خوب طراحی شده است و طوری است که یک سر و گردن از فیفا بالاتر باشد. دویدن ها واقعی و بسته به قدرت بازیکن حالت خوبی را به بازی داده است . دویدن خود را مکمل و بخشی از گیم پلی بازی ساخته است. و این یک مسئله بسیار عالی است که در بازی وجود دارد. طوری که طرفدارهای پرو عاشق این حالت بازی هستند.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا:دویدن خوب است و اگر بازیکنی با قدرت عالی وجود داشته باشد توان عبور از بازیکن حریف را دارد ولی نه همه بازیکنان که این مسئله کمی فردی که در حال بازی کردن بازی است را عصبانی می کند.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.5 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8نمره
امتیاز کلی بخش کارایی های یک فوتبال واقعی:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.75 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8نمره
شما فکر می کنید کدوم برنده هستن!!!
4.حرکات فنی(10 نمره:هر کدام 2.5 نمره)
الف. یک و دو
پروساکر: یکی از مسائل عالی در پروساکر وجود یک و دوی عالی است که روی گیم پلی بازی تاثیر مستقیم خود را می گذارد . در بازی فوتبال یک و دو ارزش بسزایی دارد که در پرو به این مسئله به خوبی توجه شده است .. در این قسمت با پاس دادن به بازیکن کناری به سرعت درون می روید و تاثیر بسزایی در گلزنی تیمی شما بازی می کند و سیستمی عالی است که باید سازندگان بازی را تحسین کرد.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا: شاید در فیفا مسئله ای با نام یک و دو به شکلی که در پروساکر است وجود نداشته باشد ولی در عوض به خاطر پاسینگ عالی حالت یک و دو هم می توان به سرعت در بازی ایجاد شود ولی باز هم به سطحی که در بازی پرو است نیست که باز هم باید امتیازی از فیفا گرفته شود.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
ب.عوض کردن منطقه بازی
پروساکر: در پروساکر به خوبی می توانید منطقه بازی را با پاسی بلند عوض کنید که البته این مسئله نسبت به پروساکرهای قبلی بسیار پیشرفت از خود نشان داده است ولی در مقابل بازی فیفا انگار هنوز هم در اول کار است!!! در پروساکر عوض کردن منطقه بازی جالب است و از نواحی مختلف صورت می پذیرد ولی کاربرد کمی در گیم پلی دارد!!!
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
فیفا: عوض کردن منطقه بازی عالی است و بر خلاف پرو بسیار ساده و روان صورت می گیرد طوری که مثل قند طوی دهنتون آب می شه. به راحتی توپ به هر سمتی از منطقه دیگر فرستاده می شود و اصلا می شود تاکتیک های هجومی مختلفی را با ان پی ریزی و برنامه ریزی کرد، واقعا این سیستم عالی رو به سازندگان تبریک می گم.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
پ.حرکات تکنیکی
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا: در فیفاحرکتهای تکنیکی وجود دارد پا عوض کردن و دریبل های ریز ، دریبل سر پا ولی سر توپ زدن به این شکل وجود ندارد ولی در عوض می توانید سر توپهایی بدون زدن دکمه ها و فقط با تکان دادن کلیدهای حرکتی بازی بزنید.شاید پروساکر تکنیکهای بیشتری داشته باشد ولی همون طور که گفتم در فوتبال واقعی دریبل زدن برای چند فرد خاص است که بسیار تکنیکی هستند وجود دارد چیزی که در فیفا با آن بازیکنان به راحتی می توان انجام داد ولی در کل از نظر تکنیکی پروساکر کمی سرتر است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
ت.استوپ کردن و خطا کردن
پروساکر: در ضمینه خطا کردن در پروساکر نوآوریهای جدید مثل کشیدن پیراهن بازیکن مقابل اضافه شده است که بسیار دلنشین است . تکل هم که مثل سابق در بازی است و جلوگیری می کنه از نفوذ حریف. در مورد استوپ کردن توپ نیز طبق حالت و قدرتی که توپ برای شما فرستاده شده است ، می توانید استوپ های خاص خود را برای خود داشته باشید در ضمینه استوپ کردن توپ مشکلی دیده نشده است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2.5
فیفا: در فیفا خطا به ندرت وجود می آید ، حالتی که خوب است زیرا دفاع های حریف بسیار باهوش هستند و خطا زیاد نمی کنند ولی مشکل در تکلهایی بازی ست با اینکه خوب هستند ولی به نظر خیلی واقعی می آیند همین بیش از حد واقعی بودن آنها باعث شده است که به خوبی برای شما کاربرد نداشته باشند و هر موقع که بزنید در بیشتر از 70% توسط داور خطا گرفته شود البته اگر تکلهای دقیق از گوشه کنید به راحتی فقط توپ را می زنید
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:2
امتیاز کلی بخش حرکات فنی:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9.5 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8نمره
قضاوت رو بذارید برای آخر!!
5.استادیوم:
الف)تعدادو حالت استادیوم ها
پروساکر: تعداد 15 استادیوم در بازی وجود دارد که هر کدام حالت خاص خود را دارا هستند، استادیومها عالی طراحی شده اند و بعضی از آنها اندازه واقعا بزرگی دارند...چمن ورزشگاهها هم حالتهای گوناگونی را دارا است. تعداد استادیومها کمی کم است که این نقصی بسیار ریز در این قسمت است.
امتیاز سیمز47 از5 نمره:4.5
فیفا: استادیوم های زیادی در فیفا 08 وجود دارد ، در یان ضمینه سازندگان معروفترین ورژشگاه های تیمهای معتبر را طبق واقعیت بنا کرده اند ... تمام استادیومها با جزئیات کامل درست شده اند ولی مشکل در استادیومها چمن بازی است که اصلا خوب طراحی نشده است
امتیاز سیمز47 از5 نمره:4.5
ب)حالت تماشاگران
پروساکر:اگر گرافیک بازی را روی بالاترین بگذارید تمام تماشاگران سه بعدی هستند و تماما داری قیافه هستند و هرکدام کار خاص خود را می کند ، بعضی ها در گوشه ای لباسهای مخصوصی پوشیدند ولی بیشتر تماشاگران تکراری هستند ولی باز هم این حالت عالی است. دیدن چنین صحنه ای با بالاترین کیفیت رمی حداقل2 گیگ را خواهان است که برای بسیاری این موضوع بسیار سخت است البته با پایین آمدن قیمت رم می توانید به راحتی الان رم با قیمت مناسب خریداری کنید.
امتیاز سیمز47 از5 نمره:5
فیفا:به علت اینکه سازندگان بازی از سیستم Next Gen خود در پی سی استفاده نکرد تا همگان قابلیت بازی کردن فیفا را داشته باشند به خاطر همین کیفیت تماشاگران حتی از فیفا07 هم پایین تر آمده است . واقعا من سازندگان رو به خاطر اینکه سری پی سی رو برای تمام علاقه مندان درست کردند تحسین می کنم ولی اونها می تونستن حالت Next Gen رو هم بذارن و اونو دست کاربر می زاشتن که فعالش کنه یا غیر فعال به هر حال این قسمت فیفا نسبت پرو البته در کامپیوتر افتضاح است( در دیگر کنسولها فیفا تماشاگران را عالی درست کرده است)
امتیاز سیمز47 از5 نمره:2
امتیاز کلی بخش استادیوم:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9.5 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:6.5نمره
فکر می کنید آخرش چی می شه!!
پروساکر:در این قسمت فورمیشنها کم شده است و حالتی استاندارد به خود گرفته است که بسیار زیبا و جالب شده است و در این قسمت به سرعت می توانید فورمیشن خاص خود را بر روی بازی بگذارید که عالی تعبیه شده است. می توانید تنظیم کنید که بازیکنی بازیکن حریف را یارگیری کند و تاکتیک های بسیار زیادی را بگذارید. در حالت simple setting می توانید دو حالت خاص را بگذرارید مثلا پرسینگ کردن و یا هر حالتی که دوست دارید که درست مثل حالت پلی استیشنی بازی است که با سلکت زدن لیسیتی ظاهر میش د و شما دو حالت را انتخاب می کردید. این قسمت خوب و عالی است و تنها مشکلش وجود 11 بازی کن ذخیره در بازی است که کاملا غیر واقعی است!!
امتیاز سیمز47 از10 نمره:9
فیفا:در فیفا قسمت جدید که درست شده است حالت درست کردن فورمیشن دلخواه است و حالت جدید گذاشتن فورمیشن های شخصی تیم های مختلف از روی واقعیت است این حالت به این معناست که مثلاتیم آرسنال که بروید یک فورمیشن با نام Arsenal در بین فورمیشن ها می بینید که می توانید آن را انتخاب کنید. در اینق سمت شوت زنها را هم می توانید انتخاب کنید و می توانید یارگیری را نیز صورت دهید. تعویضی ها طبق لیگی که انتخاب می کنید و دقیقا از روی واقعیت متفاوت ساخته شده است، در این قسمت همه چیز عالی است و شما به راحتی می توانید تیم خود را رهبری کنید. در فیفا از گذاشتن دکمه های غیر ضروری خودداری کرده است که این خود یک حالت سریع و خوب را درست کرده است.
امتیاز سیمز47 از10نمره:9.5
امتیاز کلی بخش تغییر سیستم و مربیگری:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9.5نمره
ادامه داره !!
پروساکر: دوربین بازی 12 حالت گوناگون را دارا است که هر کدام برای سلایق مختلف هستند . دوربین غیر قابل کنترل هستند و همان تنظیمی است که سازندگان بازی گذاشته اند شاید بهترین دوربین بازی که شما کنترل همه چیز را در دست دارید normal و حالت long بازی است در دیگر موارد زیاد تسلط روی فوتبال ندارید ولی حالت vertical و حالت long هم جالب است و می توانید به خوبی از آن نیز استفاده بهینه را ببرید. حالت zoom نیز به صورت ذون شده روی بازی کنان عمل می کند ولی نکته دیگری که جدید در بازی وجود دارد حالتی است که می توانید انتخاب کنید که دوربین بازی کن را دنبال کند یا توپ را که حالت جدید و خوبی را به این قسمت افزوده است. ولی نوآوری عالی که در بازی است دوربینی جدید است که از بالا تصویر را برای شما نشان می دهد این حالت bird ' eye view نام دارد حالتی عالی که می توانید از بالا فوتبال را اداره کنید و بازی کنید .ولی در این قسمت به علت اینکه شما نمی توانید خود به صورت دستی بعضی تغییرات را بکنید ممکن است خوشتان نیاید چون شاید از حالت دوربین خشوتان نیاید و بخواهید به صورت دستی ان را تنظیم کنید که چنین حالتی وجود ندارد.
امتیاز سیمز47 از10 نمره:9
فیفا:دوربین در فیفا چند حالت خاص دارد که می توانید آنها را به صورت دستی تنظیم کنید و از نظر فاصله و بعد آن را تنظیم کنید . این حالت عالی است چون شما طبق نظر و عقیده خود می توانید دوربین بازی را تنظیم و تغییر دهید ولی در این قسمت مثل بازی پرو ساکر نو آوریهای جدید دیده نمی شود و دقیقا دوربین همان دوربین 07 است و باید گفت کم کاری کم کاری... ولی باز هم باید گفت این قسمت خیلی خوب است چون دست شما را باز می گذارد تا دوبین را طبق خاصه خود تنظیم کنید.
امتیاز سیمز47 از10نمره:8.5
امتیاز کلی بخش دوربین بازی:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.5نمره
بشینید و ببینید!!
8.صداگذاری(10 نمره:هرکدام 2.5 نمره)
الف. صدای تماشاچیان و طرفداران
پروساکر: صدا گذاری در مورد تماشاگران پیشرفت بسیار زیادی کرده است ولی باز هم به پای تماشاگران پر شور و باهوش فیفا نمی رسد.تماشاگران از تیم خود حمایت می کنند و بعد از گل سرو صدای زیادی را به راه می اندازند در بیشتر موارد تماشگارن مانند حالت واقعی تشویق می کنند ولی در بعضی موارد اگر دقت کنید تماشاگران تشویق هایی غیر واقعی دارند. ولی باز هم صدای تشویق تماشاگران بسیار پیشرفت نشان داده است.
امتیاز سیمز47 از2.5 نمره:1.5
فیفا:صدای تماشاگران فیفا عالی است و باید گفت وقت زیادی در این کار سرف شده است در بعضی موارد صدای بلنگوی استادیوم نیز به گوش می رسد . تشویق ها همان تشویقهای خاص تماشاگذان تیمر خاص است و حالت در خانه حریف یا خانه خودی به خوبی درست شده است. اگر در خانه حریف هستید و حمله های پی در پی کنید صدای هوی طرفداران تیم حریف را می شنوید و یا اگر تیم شما در خانه خود جلو بشاد در آخرین دقایق بازی صدای سوت تماشاگران را می شنوید که خواهان پایان دادن به بازی هستند.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
ب. صدای توپ و محیط بازی
پروساکر: صدای توپ خیلی خوب درست شده است و اگر توپ به تبلیغات گوشه زمین بخرد نیز صدا ایجاد می کند ولی این مسئله نیز بستگی به حاتل تماشاگران دارد یعنی اگر تیمشان جلو باشد اینقدر سر و صدا هست که صلا این صداها را نمی شنوید ولی اگر سکوت باشد این صدا های ریز را هم می شنوید . صدای تیرکها هم در استادیوهای مختلف متفاوت است و البته به درت ضرب توپ نیز بستگی دارد.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
فیفا:صداگذاری در سری فیفا یک قدم جلوتر از دیگر بازی هاست در این قسمت هم باز می توانید به قدرت صداگذاری بازی پی ببرید و صداهای زیبای برخورد توپ با تیر دربازه و یا ضربه زدن به توپ را در حالت های مختلف بشنوید و مشکلی نخواهید دید.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
پ. صدا و حالت گذارشگر
پروساکر: پروساکر تغییرات بشیار زیادی در بازی خود داده است و در قسمت گذارشگر نیز سعی کرد که گذارشگر خوبی را درست کند ولی باز هم این گذارشگر نتوانست حالتی که گذارشگر فیفا داشته باشد دارا باشد . گذارشگری خوب است ولی باز هم می گم به پای گذارشگری که در فیفا است نمی رسد.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2
فیفا:صدای رسا و شوخی های گاه و بیگاه ، حالت عالی در گفت و گو کردن و هیجان دهی به بازی از حالتهای عالی در گذارشگری بازی فیفا 08 است که بسیار عالی درست شده است.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
ت.صدای محیط بیرونی فوتبال
پروساکر:در منو ها و محیط بیرونی نیز ترکهای زیادی وجود دارد که ترکهای عالی هستند. آهنگها بیشتر تند و سریع و زیبا هستند.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
فیفا:باز هم در قسمت ترکهای فیفا شاهد بیش از 40 ترک عالی هستید که مطئنا لذت می برید. این ترکها از کشورهای مختلف دنیا درست شده است که حالت های گوناگونی دارند.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
امتیاز کلی بخش صداگذاری:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.5 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:10نمره
رقابتو!!!!
9.هوش مصنوعی(10 نمره: هر کدام 2.5 نمره)
الف.هوش مصنوعی بازیکنان بدون کنترل خودی
پروساکر: بازیکنان در بعضی موارد بدون کنترل خود را ابله نشان می دهند و به راحتی دریبل می خورند و لج شما را در می آورند. ولی در بعضی موارد نیز به خوبی جلوی کار بازیکنان حریف را می گیرند ولی باز می گم این حالت گیج بودن بعضی بازیکنان بسیار بد است.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:1.5
فیفا:بازیکنان اجازه رد شدن بازکنن حریف را می یگرند و اگر به سمت بازی کن شما بیایند خود به خود می چرخند و اجازه گرفتن توپ را از حریف می گیرند.این قسمت بسیار خوب درست شده است طوری که اگر حتی دست ولی هم بازی کنید مطمئن هستید بلایی که در بازی پروساکر به سرتان می آید به سرتان نمی آید.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
ب. هوش دربازهبانان
پروساکر: دربازهبانان هم مانند بازیکنان دیگر از نظر هوشی خوب درست نشده اند و به راحتی دربازشان باز می شود.مهم نیست توپ به گوشه برود یا وسط اگر محکم باشد گل می شود!!! شاید دلچسب باشد ولی در بعضی موارد اعصاب خورد کن می شود. و زا حالت واقعی بازی را خارج می کند.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:1.5
فیفا: باید گفت دربازهبانان فیفا08 باهوشترین بازیکنان زمین هستند و حالت عالی در این قسمت کنترل شخصی مشا نیز در بعضی موارد خاص مانند شربات کاشته و یا تک به تک ها است در حالت اتوماتیک هم دربازبان با درایت راه توپ را می بندد ولی اگر توپ واقعا عالی زده شود دیگر کاری از دربازهبان نیز بر نمی آید.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2.5
پ. هوش داورها
پروساکر: داورها خیلی خوب کار می کنند ولی نمی دونم براشون مهم نیست که وسط زمینه یا درمحوطه خودتون هر کجایی کمی تکل از پشت بکنید یکراست کارت قرمز را می بینید ولی حالا این نقصی کوچک است حالت عالی خطای دروازه بان است که بسیار خوب درست شده است که اگر موقعیت حتمی گل باشد به دروازبان کارت قرمز می دهد و پرچم دهی هم خوب شده است ولی باز هم اگر شما پاس طوی عمقی به بازیکن دیگری بدهید وکه در آفساید نیست و از قضا بایکن دیگر که اصلا ربطی به توپ ندارد در آفساید باشد بازی آفساید می گیرد!!
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2
فیفا: قبلا گفتم به خاطر گیم پلی خاص بازی در فیفا08 خطا کمتر صورت می گیرد پس با داور نیز کمتر سر و کار دارید ولی اگر هم یک دفعه سرو کله داور پیدا بشه باهوش و تدبیر می یاد جلو و طبق قوانین فوتبال به شما اخطار می ده اگر حتی تکل از پشتی بزنید در زمین حریف و در روند بازی تاثیری نداشته باشه داور الزاما به شما کارت قرمز نمی ده و ممکنه به شما زرد نشون بده ولی در مورد خطای دروازه بان به حالتی که در پرو است دقت نشده است.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2
ت.هوش مصنوعی کامپیوتر با درجه سختی های مختلف
پروساکر: در درجه سختی ها مختلف می توانید کامپیوتر را ببینید. حالت بسیار ساده که اصلا دنبال شما نمی دوند و تا حالت بسیار سخت که باید با پاسگاری متداول از میان آنها بگذرید ولی باز هم به سختی فیفا نمی رسد. نمی گم هر کدوم سخت تر هستن بهترن نه!!! ولی حالت درجه هوشی فیفا بسیار بالاست.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2
فیفا: درجه سخیت بازی بسیار بالا است حتی در پایین ترین درجه بازی نیز نمی توانید به راحتی از بین بازیکنان بدوید و گل بزنید . باید با زحمت خود را به دروازه حریف برسانید تا شاید بتوانید کاری از پیش ببرید. در جه هوشی خوب است ولی همون طرو که گفتم خیلی در بعضی موارد و در حالتهای بالا با اعصاب بازی می کند.
امتیاز سیمز47 از2.5نمره:2
امتیاز کلی بخش هوش مصنوعی:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:7 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9نمره
شما فکر می کنید کدوم اول می شن!!
10.مسائل جالب در بازی:
الف. دیدن بازیکنان و حتی مربی در هنگام تعویض
پروساکر: این نوآوری جدید پرو است در بعضی تعویض ها شما بازی کنان تعویضی و بعد حتی دست دادن با مربی را می بینید که بسیار عالی درست شده است و این قسمت را باید به پرو نمره کامل کامل داد.
امتیاز سیمز47 از5نمره:5
فیفا: حالت تعویض در فیفا بد است و باید گفت پرو سارک دو سر و گردن از آن بالاتر است ...چیز بیشتری نمی گم فقط حالت تعویض مثل سالهای اخیر فیفا است و تغییر اساسی نداشته است.
امتیاز سیمز47 از5نمره:3
ب.حالت های طبیعی کمک داور و داور در بازی
پروساکر:این هم نوآوری جدید دیگری از پروساکر که کاملا داور حرکات طبیعی دارد و سوتهای دقیق و عالی را می زند. و کمکداور نیز پرچم های عالی را می زند که واقعا عالی و زیبا هست و سازندگان بازی را باید تحسین کرد.
امتیاز سیمز47 از5نمره:5
فیفا: واقعا فقط داور دنبال توپ می دود و هیچ حالت دست تکان دادن و هر چیزی که فکر می کنید را ندارد و حتی کمک داور نیز مانند ماست فقط به این طرف و آن طرف می رود.
امتیاز سیمز47 از5نمره:2
امتیاز کلی بخش هوش مصنوعی:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:10 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:5نمره
حدستونو زدید!!!
من این قسمت رو مورد بررسی قرار نمی دوم چون واقعا نامردی است که فیفا بدون سیستم Next Gen با پروساکری با سیستم Next Gen مقایسه کرد ولی نمره اش را باید محسوب کرد چون این جا محل مقایسه است.
امتیاز کلی بخش گرافیک:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:9 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:5.5نمره
فکر کنم فهمیدید!!
12.کارایی های دیگر
پروساکر:در بازی کارایی های دیگری مانند درست کردن قیافه خودتان به صورت واقعی و آن هم از طریق اسکن عکس و یا وبکم اضافه شده است. کارایی دیگر مربیگری است که البته باید خودتان فوتبال بازی کنید. حالت جدید دیگر گالری موسیقی ها است که مثل یک لیست میی توانید آهنگهای مختلف را گوش کنید . کارایی ها خوب است ولی به پای کارایی جدید فیفا نمی رسد.
امتیاز سیمز47 از10نمره:8
فیفا: مربیگری فوتبال که قبلابود بهینه سازی شده است و حالت بهتری پیدا کرده است. حالتی وجود دارد که شما کنترل یک شخصیت از کل فوتبال را در دست دارید که یک تجربه عالی در فوتبال فیفا است و حالت دیگر حالتی است که شما قسمت خاصی از تیم را در دست دارید مثلا قسمت حمله یا میانی و یا دفاع در کل این نوآوریها و کارایی ها به نظر من از پروساکر سر تر است.
امتیاز سیمز47 از10نمره:10
امتیاز کلی بخش کارایی های دیگر:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8 نمره
فیفا08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:10نمره
پایین نتیجه رو ببینید!
13. نتیجه گیری:
میانگین 12 قسمت بالا در مورد پروساکر:
پروساکر2008»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.52 نمره
میانگین 12 قسمت بالا در مورد فیفا:
پروساکر08»امتیاز سیمز47 از 10 نمره:8.16 نمره
در این مقایسه پروسارک بهتر از فیفا شده است ولی اگر از نظر گرافیکی فیفا هم مانند پروساکر Next Gen بود امتیاز تقریبا مساوی را کسب می کردند ولی در کل پروساکر 2008 در کامپیوتر برتر از فیفا 2008 است .
پروساکر این رقابت رو برد چون نوآوریهای بیشتری رو باخودش آورد در آخر امیدوارم از بازدید سیمز47 راضی شده باشید.
برگرفته از سیمز۴۷
World in Conflict

«دنیا در کشمکش»
| Massive Ent | سازنده |
| Sierra Entertainment | انتشار دهنده |
| Sep 18, 2007 | تاریخ انتشار |
| استراتجیک | سبک بازی |
| متوسط | سطح بازی |
| نیم ساعت | زمان یادگیری اولیه |
| دوازده سال به بالا | سن پیشنهادی |
| 9.6/10 فوق العاده | امتیاز سیمز47 |
| امین عضو گروه سیمز47 | نویسنده نقد و بررسی |
نقاط قوت: گرافیک عالی، داستان پردازی خوب، استراتجیکی هیجان انگیز، هوش مصنوعی بالا
نقاط ضعف: هیچ نقطه ضعفی در بازی وجود ندارد
شروع: برای شروع به نظرم گفتن این حرف خوب باشه این جنگ جهانی سوم است،جنگی ما بین آمریکا واتحاد شوروی مطمئنا با گفتن این حرف فکرهای زیادی در ذهن شما فوران می کند.برای افرادی که در طی جنگ سرد بچه بودند، ترس شروع شدن یک جنگ هسته ای بین ابر قدرتهای دنیا و تضادهای به وجود آمده یک امر طبیعی بود .بنابراین آن لحظه ترس حالاست که ما می تواینم به گذشته نگاه کنیم و خودمان را در تصوراتی فوقالعاده فروکنیم و این خیلی عالی است که بتونیم فکر کنیم جنگی اتفاق افتاده ، جنگی در بازی با نام wic که شما را به دل یک بازی استراتجیک می برد.
مقدمه:آرامش بعد از جنگ برقرار است و سربازان خسته از جنگ به خانه خود آمدند تا در خانه و دور از جنگ در مرخصی چند روزه خود با آرامش به استراحت بپردازند.خوشحال و شاد از پیروزی بر نازیها... خانواده های منتظر آنها نیز خوشحال هستند و از کنار هم بودن آرامش بسیار زیادی در کشور برقرار شده است.همه ذهنها دور از جنگ و به آرامشی که دارند سپرده شده است ولی ناگهان همه چیز تغییر می کند... صدای آجیر قرمز جنگ نشان دهنده ورود دشمن به سیاتل است و چتر بازانی که در گوشه گوشۀ شهر فرود می آیند پس باید برای دفاع آماده شد...!!
داستان بازی : بازی «دنیا در کشمکش» (از این به بعد درنقد نام فارسیش را استفاده می کنم) روایت داستانی است که در سال 1989 به وقوع رسیده است.(در واقعیت اصلا اتفاق نیفتاده است*)در اروپا به جزوء کمونیستهای سقوط کرده و شکست خورده در جنگ همه در آرامش کامل به سر می برند. ولی اتحاد شوروی در شرق اروپا نیز از جنگ صدمات زیادی دیده است و مشکلات زیادی در گوشه گوشه این کشور بسیار بزرگ به چشم می خورد . مشکلاتی که دیگر دولت توان حل کردن آنها را ندارد و صدای اعتراض ها از گوشه گوشه شهرهای مختلف شوروی به گوش می رسد و در این به بهه مسئولان و سیاستمداران شوروی کار را بدتر از قبل می کنند حمله غیر منتظره به آمریکا و به خاطر اشتباهاتی که نیروی دریایی آمریکا انجام می دهد و به خاطر مرخصی های بی موردی که صورت گرفته است. بخشی از خاک آمریکا به دست شوروی می رسد و از اینجاست که بازی هیجان انگیز«دنیا در کشمکش» شروع می شود بازی که در چهارده مرحله ادامه پیدا می کند.
داستان گویی
: در حقیقت بازی یک بازی واقعی(از نظر تاریخی) نیست ولی جهان بازی به نظر قابل قبول و منطقی می رسد.یک امتیاز بسیار بزرگ در بازی قصه گویی عالی بازی است که بوسیله یکی از بهترین گویندگان به نام Alec Baldwin صورت گرفته است.او با صدای عالی خود برگشته و به جای صدای تک تک کارکترهای بازی ،بازی می کنه .او توصیف یک داستان از یک دنیای جنگ عالی را با همه حمایت ها و پشتیبانی ها و همه احساسات گرایی ها ودر بعضی موارد اوقات خنده دار را در دل و جان شما زنده می کند.برای مثال : در بعضی موارد سربازانی را داستانگری می کند که در حال صحبت با تلفن با همسر خود هستند و احساسات شما را برمی انگیزند و یا مذاکرات رئیس و مشاوران رئیس جمهور را نیز در بعضی موارد خواهید شنید.

سبک و گیم پلی
:در حقیقت این بازی یک مدل استاندارد و آشنا از یک بازی استراتجیک نیست.بازی حالت ساخت و ساز بیس و هجوم بردن به بیس اصلی و نابود آن را فراموش کرده است.پس باید ساخت یک لشکر و حمله و بعد باز ساخت یک لشکر و بعد حمله و تا زمانی که پیروز شود ادامه دادن بدون فکر زیاد و فقط از روی سبک عادی بازی را فراموش کنید. در عوض شما احساس بازی کردن یک بازی اکشن را می کنید که تظاهر می کند یک بازی استراتجیک است.و این ژانر از بازی بسیار جالب تر و هیجان انگیز تر از سبک ساخت و سازی است و مطمئن باشید از این شیوه جدید یک بازی استراتجیک متحیر خواهید شد. بازی که یک تفریح بی رحمانه است و در حقیقت شما را به عمق جنگی فوقالعاده می برد.شما به عنوان فرمانده گروه کماندوهای دفاعی آمریکا در بازی نقش آفرینی می کنید. و شما باید با دشمنان قدرتمند روسی خود مبارزه کنید.در قسمت مولتیپلیر بازی شما می توانید به عنوان نیروهای ویژه قرمز امریکایی بازی کنید که آن نیز جذابیت خاص خود را دارد. به هر حال نبرد موجی را به نمایش می گذارد: نبردی در مناطق دور از اتحاد شوروی و در شهرهای ویران شده نیویورک سیتی.این بازی یک بازی جنگی سرسختانه و یا یک بازی شبیه سازی شده نیست. بلکه باید گفت برتر از اینهاست، گیم پلی بازی فاصله زیادی با این سبک بازیها دارد و بازی بیشتر روی تقویت روی میدان جنگ توجه کرده است یعنی در همان زمانی که شما می توانید روی سر دشمنانتان چتر بازانتان را بفرستید در همان لحظه هم به تعمیر نیروهای آسیب دیده خود می پردازید. حالت دوربین عالی است و از هر سمت و هر جایی که بخواهید بازی را به نمایش در می آورد بازی از آنچه که فکر می کنید راحت تر اداره میشود و گیم پلی عالی را دارد.
در بیشتر بازی های استراتجیک صبر یک حالت اساسی در بازی است و باید با دقت به کار بپردازیدو منابع انرژی و پولی را تامین کنید و بعد شروع به مبارزه کنید ولی در این بازی شما در وسط یک میدان نبرد عالی وارد شده اید. همه چیز سریع است و باید در عین سرعت فکر و حواس خود را جمع کنید تا دچار اشتباه و لغزش نشوید. بازی هیچ وقت متوقف نیست و هر دقیقه و لحظه برای شما حکم طلایی ارزشمند را دارد که هرگز قابل بازگشت به عقب نیست. دقت کنید و با پول خود نیروهای خوبی بسازید حالتی عالی که در کمتر بازی استراتجیکی دیده شده است.پس باید گفت ثانیه ثانیۀ بازی «دنیا در کشمکش» ارزش دارد.
سیستم رزمی:سیتسم رزمی بازی مانند یک سنگ،کاغذ قیچی هیجان انگیز است یعنی هر کارکترها ضد کارکتری را نیز دارد. تانکها در بازی قادر به نابود کردن دیگر تانکها و همچنین دیگر وسایل نقلیه در بازی به خوبی هستند اما تانکها در مقابل پیاده نظام ها ضعف های بسیار زیادی را از خود نشان می دهند و به وسیله آرپیچی ترکیده می شوند. توپخانه ها به راحتی پیاده نظام را نابود می کنند ولی در مقابل تانکها ضعف های اساسی دارند. هلکوپتر ها و هواپیماها به راحتی می توانند تانکها را نابود کنند ولی در مقابل پیاده نظامهایی که ضدهوایی دارند کاری از پیش نمی برند. این حالت سنگ ،کاغذ قیچی هست یعنی هر وسیله ای در برابر وسیله دیگری که قوی تر است مغلوب است.پس باید با فکر بیشتر و زیرکانه تر عمل کنید تا دچار مشکل نشوید.

هوش مصنوعی
:این بازی مانند یک صفحه شطرنج و میدان شطرنج است که باید خود شما نتیجه بگیرید که کی و کجا از کدام نیرو استفاده کنید تا نه به بودجه شما زیاد فشار وارد شود ونه نیروهایی زیادی را به کشتن دهید . شما باید در مورد آنچه که نیاز دارید فکر کنید و بعد آن را انجام دهید. بازی اینقدر باهوش است که به حد کافی نیرو و تجهیزات نسبت به سختی مرحله به شما بدهد تا شما در وسط بازی به مشکل برنخورید پس بهتر است با فکر تر عمل کنید. دشمنان نه اینقدر زیاد هستند که اصلا قابل نفوذ نباشد نه که کم هستند تا شما بتوانید راحت مرحله را به پایان برسانید بازی مانند شطرنج وسهم شما از نیروهای بازی یا سفید است یا مشکی ولی تعداد مساوی است تا مشکلی از این نظر پیش نیاید.به جای اینکه بازی فرمانده ای یک پایگاه نظامی کامل در بازی را به شما تقدیم کند فقط نیروهایی خاص را طبق مرحله و ماموریتی که دارید به شما می دهد ولی در حقیقت در طول بازی می توانید سربازان بیشتری به وجود آورید. و این بار تمام هواستان را روی نیروهایی که دارید تمرکز دهید یعنی به آنها توانایی های بیشتری با آپگرید کردنشان بدهید مانند توانایی نارنجک داشتن و یا نارنجک دودزا داشتن و توانایی اینکه چه موقع باید پوشش بدهند و چه موقع باید حمله بکنند.مدیریت نیروها بسیار ساده است و این به هوش بسیار بالای بازی برمی گردد که هم در نیروهای شما و هم در نیروهای دشمن به وضوح دیده می شود.شما به راحتی نیروی خود را به سمت دشمن می فرستید و بعد به راحتی به آپگرید کردن دیگر نیروها ،و بعد به فکر قدم بعدی هستید و مطمئنید که نیروی شما از خود به خوبی دفاع می کند و دشمن کاری از پیش نمی برد چیزی که در بازیهای استراتجیک دیگر کم دیده ایم و نیروهای بدون دستور شما زیاد فعال نیستند؟؟

منابع در بازی:حالا به سیتسم منابع بازی می پردازیم که بسیار عالی طراحی شده است.به شما یک میله مشخصی از منابع پولی داده شده است که باید بوسیله آنها به خرید متحد و نیرو برای خود بپردازید.قیمت نیروها بسته به قدرت متفاوت است، یعنی هرچی پول بدی آش می خوری . با دادن پول بیشتر نیروهای قدرتمندتری مانند تانکهای بسیار قوی و هواپیماهای سریع را می خرید و پول کمتر نیروهای ضعیف تری را به شما می دهد.یعنی باید گفت از روی کمیت باید به کیفت دست یابید.اما بازی از اینی که فکر می کنید عمیق تر است به طوری که کلاسهای متفاوت واحدهای گوناگون ، توانایی های خاصی را دارا هستند.برای مثال هلکوپترهای مختلف را بررسی می کنیم:1.هلکوپترهایی که قدرت نور پردازی را دارند که می توانند دشمنانی را که در مسافتهای بسیار زیاد هستند را تشخص می دهند و برای تجسس و به دست آوردن اطلاعات مفیدهستند ولی بسیار آسیب پذیر می باشند.2.هلکوپترهای متوسط قادر هستند دیگر هلکوپترها رو از طریق موشک های هوا به هوا بزنند ولی این نوع هلکوپترها نیز بسیار آسیب پذیر هستند و راحت نابود می شوند. 3.هلکوپترهای سنگین می تونن تانکها را به راحتی به عنوان صبحانه بخورن ولی در مقابل دیگر هلکوپترها بسیار آسیب پذیر هستند.
بنابراین و طبق صحبتهای بالا باید شما خرمندانه عمل کنید و با فکر بازی را پیش ببرید، مثلا در مثال بالا با اینکه واحدها از 1 تا 3 قیمتشان بیشتر می شود ولی در جای جای مختلف کارایی خود را دارند پس حتما نباید پول بیشتر داد باید بدانید چه چیزی از نیروی مورد نظر خود می خواهید بعد پول خود را خرج آن کنید .یک حالت عالی که در میله منابع است اگر بیشتر نیروهای شما نابود شده باشد و نیروهای کمی دارید و همچنین پول کافی نیز ندارید ناراحت نباشید میله باز کم کم پر میشود و بعد با فکر بهتر نیروهای مفید برای مرحله را برای خود تهیه کنید.پس بهتر است تجربیات شکستتان در مراحل مختلف را با هم جمع کنید تا یک تجربه جامع را درست کنید تا اشتباهاتی را که باعث شکست خوردن شما شده است را بار دیگر تکرار نکنید.چون یک اشتباه حتی کوچک در مراحل بالایی موجب باخت شما و پیروزی دشمن می شود.

چیز زیبا راجع به سیستم میله منابع بازی این است که هرگز تمام نمی شود و در صورت پایان رسیدن همون طور که در بالا گفتم کم کم پر میشود پس دغدغه ای به نام جمع آوری منابع در بازی وجود ندارد که این کار باعث میشود تمام فکر فرد بازیکن روی بازی متوجه شود و به دل جنگی عالی قدم بگذارد.پس با خیال راحت نیروهای خود را بسازید و عمل کنید ولی این مسئله شاید این حرف را در ذهن شما به وجود آورد که این طوری بازی خیلی راحت می شه؟؟ولی ناراحت نباشید،زیرا بازی«جنگ در کش مکش» یک حد زمانی معینی را در مراحل مختلف برای شما تعیین کرده است،و باید در همان حد زمانی ماموریتها را به پایان برسانید در غیر این صورت شکست خورده اید به عنوان مثال باید یک شهر را در کمتر از 45 دقیقه بگیرید و یا یک ماموریت را در زمانی کمتر به اتمام برسانید. پس برای همین است که دقت شما باید بیش از پیش بر روی بازی باشد تا بدون اشتباه پیش بروید و مرحله را به خوبی به پایان برسانید.
امتیازات ویژه:به جز پولی(میله منابع) که دارید که می توانید بوسیله ان کارکترهای خود را آپگریدکنید و نیروی جدید بگیرید،یک امتیاز دیگری نیز در بازی وجود دارد . وقتی شما ماموریتی را می گذرانید و یا یکی از نیروهای دشمن را از پای در می آورید امتیازی به شما داده میشود. که می توانید با این امتیازات یک نقش حیاطی را در بازی ایفا کنید. بهترین راهی که می توانید این پونتها و امتیازات ویژه را به چنگ بیاورید رد کردن ماموریتهای بازی است.با گرفتن امتیازات قادر خواهید بود وسایل نقلیه خود و دوستان خود را تعمیر کنید و یا پیاده نظام خود را تا اطراف میدان جنگ حمل کنید. باید گفت این امتیازات مانند کمک های تاکتیکی می مانند .شما می توانید کمک های تاکتیکی خود را برای افزایش قدرت نیروهای خود و یا تعمیر آنها به کارببرید.این امتیازات مانند سرد کردن یک کیک عمل می کند و باعث افزایش انسجام و قدرت نیروهای شما می شود.علاوه بر این با این امتیازات می توانید: هواپیماهای ویژه خود را احظار کنید، بمبهای خوشه ای خود را به سمت دشمن پرتاب کنید،سدهایی برای دفاع در مقابل نیروهای خود بکشید، جنگ شیمیایی به راه بیندازید،پروازهای خود را تقویت کنید،توپخانه خود را دقیق تر کنید، پوشش برای سربازان ایجاد کنید و خیلی بیشتر از این که خودتان بهتر است در بازی بچشید تا به زیبایی بازی برسید.

برترین کار امتیاز ویژه:نهایت کمکی که کمکهای تاکتیکی با گرفتن امتیازات برای شما انجام می دهد یک چیز است:بمب اتم.ابر قارچی که همه جا را در بر می گیرد و همه چیز را به رنگ سیاه و قرمز برمی گرداندو صدایی ویران کننده که ان در اصل همان صدای سرد کردن مرگ است.همه چیز در هم می ریزد و پیروزی برای گروه شما نزدیک و نزدیک تر می شود. و این آخرین و برترین کمکی است که به شما می شود و بعد از این همه چیز در دست شماست.

گرافیک![]()
:برای ساخت طبیعت بازی از تصاویر نقاشی گرافیکی،حالتی بسیار زیادی استفاده شده است.طبیعت در بازی «دنیا در کشمکش» ویژگی هایی باور نکردنی به جهان بازی می بخشند و شما را به دل جهانی باور نکردنی می برد طوری که آرزو می کنید در بعضی مکانها بیشتر بمانید ولی به خاطر نوع بازی قادر نخواهید بود.جهان در بازی « دنیا در کشمکش» دارای فیزیک و در نتیجه قدرت تخریب پذیری جالب و هیجان آوری است.شما هر چیزی را می توانید در جلوی خود تخریب کنید تا راحت تر نیروهای خود را به میدان جنگ رهسپار کنید. قدرت آتش حالت خاصی در بازی دارد و در جای جای مختلف بازی تاثیری خاص در بازی می گذارد.شما با بازی کردن این بازی چالش های مختلفی که ممکن در یک جنگ واقعی به وجود بیاید را تجربه خواهید کرد.
بازی میدانهای نبرد پویایی را تشکیل می دهد و خرابی های بسیار زیادی را در شهرهای بازی به وجود می آورد و این نگرانی اصلا در بازی برای شما به وجود نمی آید که نباید این شهر را نابود کرد چون اگر هم مجبور باشید شهر را نابود کنید اصلا نگران صورتحساب بیمه نیستید؟؟ و خودتان را از این رو ناراحت نباید بکنید.خرابی ها و ویرانه ها آرایش و از قبل تعیین شده نیست.در بازی های استراتجیک گوناگونی که دیده اید حتما می دانید بعد از نابودی یک ساختمان ،ساختمانهای مختلف به صورتهای یکسانی در می آیند و در حقیقت هیچ فرقی ندارد که یک سرباز آن را تخریب کرده است و یا یک هواپیما ولی در این بازی این مسئله فوق تصور و ریزبینانه سازندگان بازی را خواهید دید و در یک ساختمان تمام درگیرهایی که صورت گرفته است نقش کشیده می شود. چیز جالبی که در بازی خواهید دید حالت خیره کننده تخریب است مثلا با نابودی یک پل می توانید از حمل و نقل نیروهای دشمن جلوگیری کرده و از طریق هوایی نیروهای دشمن را از پا در بیاورید. و بعد با مهندس خود یک پل جدید درست کنید؟؟

اگر دشمنان در میان جنگل و یا در میان ساختمان ها هستند می توانید با کارهایی هوشمندانه همه را قافلگیر و نابود کنید به علت حالت تخریب عالی که البته به خاطر فیزیک فوق تصور بازی است شما قادر خواهید بود کارهای ویژه ای بکنید... اکنون وقت بمباران آن منطقه است که این کار باعث آتش سوزی ساختمانها و یا درختان ودر نهایت کشته شدن دشمنان می شود.
انفجارها بسیار زیبا هستند و اصلا حالت غیر طبیعی در آن نمی بینید و بسته به قدرت و نوع بمب نیز متغیر هستند. و شما می توانید نمونه اصلی منفجر شدن را با داشتن دایرکتیست 10 ببینید انفجاری واقعا عالی و واقعی که حتی تمام ذرات معلق در هوا را نیز به شما نشان خواهد داد و از نظر نور پردازی این صحنه ها نیز از دایرکتیست 9 بسیار بهتر عمل می کند.ولی نگران نباشید با دایرکتیست 9 نیز می توانید این جزئیات را ببینید ولی باید کارت گرافیک شما به سیستم dual - monitor مجهز باشد و با این کارت می توانید با همان گرافیک دایرکتیست 10 بازی را انجام دهید.همه چیز در بازی زیبا طراحی شده است و قدرت ذون روی آن وجود دارد.کافی است که دوربین را به سمت هر سربازی که دوست داشتید بفرستید تا بتوانید لوازم آن سرباز و آپگرید های لازم را درست کنید. بعد از ذون کردن همه جزئیات یک سرباز واقعی از کوله پشتی تا اسلحه مشخص و زیبا طراحی شده است. دوربین را به بالا ببرید تا با منظرهای فوقالعاده بازی آشنا شوید منظره های مختلف و فوق العاده که شما را خیره نگه می دارد.
یکی از ان چیزهایی که در بازی به خوبی درست شده است دود است . یک بمب هوشمند را به سمت ساختمانی بفرستید. مطمئنا موشک به هزاران قسمت منفجر نمی شود ولی دود سیاه بسیار زیبایی از آن ساختمان سوخته و نابود شده خارج می شود و به آسمان می رود.بعد از تمام شدن یک نبرد تمام آسمان به رنگ دود سیاه شده اند و این یکی از سطحهای غیر قابل باور بازی را تشکیل می دهد . سطحی از بازی که شما را خیره در پشت میز کامپیوتر خود میخکوب می کند و بعد از دیدن این صحنه مطمئنا به خاطر این قابلیت شاهکار سازندگان بازی را تحسین می کنید.

قسمت آنلاین
:حالت مرحله ای بازی بسیار عالی و خوب است ولی در مقابل قسمت مولیتیپلیر چیزی نیست قسمت آنلاین بازی بسیار خوب و عالی طراحی شده است . و باید این تصور رو بکنید که می تونید به صورت اول شخص در یک بازی استراتجیک به نبرد با دوستان اینترنتی خود بپردازید.شما قسمت آنلاین بازی «دنیا در کشمکش» را هرگز فراموش نخواهید کرد.این قسمت بسیار جالب و جذاب است که شما در دو گروه به جنگ علیه دوست خود می پردازید حالت بسیار عجیب و رویایی که با استفاده از اسلحه های گوناگون و کاربرد اونها در موقعیت های مناسب قادر به نابود کردن حریف هستید.چیز بسیار عالی که در بازی آنلاین است سرعت بسیار زیاد آن است که می توانید کمتر از یک ساعت بازی را به پایان برسانید. دیگر باید حالت قدیمی ساخت ساختمانهای اولیه صبر کردن در اول بازی ساخت سربازان ، ساخت وسایل دفاعی، جمع آوری پول و انرژی، به دست آوردن برق را فراموش کنید فقط و فقط بایدبه این توجه کنید که باید به کوچکترین نقاط توجه کنید نیروهای خود را متمرکز کنیداز امتیازهای تاکتیکی خود استفاده کنید و بعد بر سر حریف بریزید و پیروز شوید.

صداگذاری
:یک آهنگ ساده که به نظر اهمیت خاصی نیز ندارد در بعضی موارد و در به بهۀ جنگ به صورتی عجیب و غریب و بسیار موثر احساسات شما را به هیجان می کشد و در نادرترین صدا گذاری بازی استراتجیکی می توانید این احساس را پیدا کنید. آهنگها در میانه جنگ حالتی هیجان انگیز تر به خود می گیرد و حس سربازان و نیروهای شما را به درون شما منتقل می کند. در بعضی موارد که در حال منتقل کردن نیروها به میدان جنگ هستید آهنگ بازی آرام و احساس ناراحتی و غمی را در دل شما به وجود می آورد.آهنگ بازی به مخصوص در موقعی که تقدیر شما به شخصیت خاصی از بازی بر می گردد و یا در موقعی که در حال شکست از دشمن هستید دقیقا با احساسات شما بازی می کند ...آهنگهایی به ظاهر ساده ولی بسیار تاثیر گذار. صدا گذاری بازی نیز عالی است و از صداهای بسیار گوناگون و زیادی درست شده است طوری که صدای تانکهای مختلف روی زمین های مختلف متفاوت است. صدای انفجارات هم عالی و خوب است. صداگذاری کلی بازی عالی است و آهنگها هم تاثیر گذارهستند ولی به نظر من برای بازی به این حد بزرگ و عالی باید آهنگهای بهتری درست می شد.
نتیجه:بازی های استراتجیک بی تردید در حدود یک دهه ما رو سرگرم کردند ولی بازی «دنیا در کشمکش» بازی به مراتب عالی تر از بازی های استراتجیکی است که تا به امروز بازی کردید و بی تردید یک شاهکاری تاریخی از کمپانی Massive است که باعث جاودانه شدن نام این کمپانی می شود. ولی به خاطر هیرت انگیز بودن گیم پلی و سبک بازی ، بازی حالتی اعتیاد گونه رو دارد پس باید مراقب باشید بیش از حد در این بازی فرو نروید.در آخر باید بگم بازی «دنیا در کشمش» یک بازی استراتجیک بانگاهی نو به این سبک از بازیها است که توانسته تمام دوستاران این سبک بازی ها رو در دنیا خشنود کنه.پس بدون شک بازی را گرفته و امتحان کنید چون چیزی را از دست نمی دهید باز هم به سیمز47 سر بزنید.
سیستم مورد نیاز بازی:
سیستم متوسط:128 مگابایت کارت گرافیکی،512 رم(سیستم خداوکیلی عالی است*)
(البته رم256 با گرافیک بسیار پایین تر می تونن بازی کنن البته بازم به مدل رمتون* بستگی داره)
System: 2.2GHz single-core or any double-core process or equivalent
RAM: 512 MB
Video Memory: 128 MB
Hard Drive Space: 8000 MB
Other: 1GB RAM required for Windows Vista
سیستم پیشنهادی: 1 گیگ رم، 256 گرافیک
امتیازات:
گرافیک(نور پردازی، بعد و فیزیک، جزئیات):10/10
صداگذاری(آهنگها ، صداها):10/9
گیم پلی(داستان، دوربین،نوع بازی):10/10
امتیاز نویسنده به بازی(حالت استراتجیکی و جذابیت بازی):10/9.5
امتیاز کل از 10 نمره: 9.6 فوقالعاده
(!!امتیاز بازی برای هنگام انتشار بازی است)

اگر از بازیبازهای کهنه کار باشید قطعا نام undying به گوشتان خورده است.این بازی که در زمان خود بخاطر بعضی مسائل شدیدا مورد بی مهری قرار گرفت نکات ریز و درشتی را در خود داشت که باعث شد عده زیادی که شانس تجربه این بازی را داشتند ان را کم از یک شاهکار ندانند!
jericho دومین عنوانیست که clive barker بعد از سالها در انتظار گزاشتن طرفداران undying ساخته و در حال حاضر مدتی از انتشار ان میگزرد.اینبار نیز این بازی به نوعی مورد بی مهری شدید واقع شده.codmasters ناشر بازی تبلیغات خوبی برای این بازی نکرد و از این منظر jericho ضربه بزرگی را متحمل شد.برخی سایت ها هم با انتیازات بسیار پایینشان سرمنشاء تبلیغات بدی برای این بازی شدند.به عقیده برخی منتقدان jericho بازی بدیست ولی همینجا بگویم که واقعا برای این دسته از منتقدان متاسفم!

jericho یک بازی در شخص اول شخص شوتر و به نوعی تاکتیکی است.داستان بازی در مورد گروهی از سربازان کارکشته و با قدرت های جادویی ملقب به jericho است.این گروه ورزیده برای ماموریتی به خرابه های شهری باستانی مربوط به تمدن سومریان فرستاده میشوند تا پی به راز این تمدن وباستانی برده و سرمنشاو مشکلات پیش امده را پیدا کنند.داستان در ابتدا با دمویی همزمان از دید فرمانده تیم که در خواب بسر میبرد و در خواب دست موجودی با هیبت یک کودک را در دست دارد که از اوم میخواهد به مکانی که وی ان را نشان میدهد امده و اورا نجات دهد, شروع میشود.این دمو و موسیقی زیبای ان که شدیدا یاداور موزیک انتهای فیلم گلادیاتور است (اتفاقا در مرحله ای هیجان انگیز باید در میدان بزرگ گلادیاتورها به مبارزه بپردازید!) به خوبی بازیباز را به متن داستان میبرد ولی ایکاش کمی روی این موضوع بیشتر کار میشد.در ادامه مدام این کودک در برابر شما ظاهر خواهد شد و چه بسا شمارا در حل معماها یاری خواهد کرد.این ظاهر و غیب شدن های مکرر کودک که همیشه با موسیقی نامبرده همراه است شدیدا یاداور بازی زیبای FEAR است! در کل jericho المان های زیادی را از FEAR قرض گرفته و انها را با نکات جدیدی مثل اکشن تیمی پیوند زده است.حتی شخصیت پردازی بازی نیز شباهت های زیادی با ان بازی دارد.البته بنظر من داستان و شخصیت پردازی در jericho بمراتب قویتر از fear است.شما در jericho با شخصیت های زنده تری رو برو هستید و با انها ارتباط برقرار میکنید و برای زنده ماندشان تلاش خواهید کرد.در کل داستان این بازی بنظر من بسیار خوب کار شده و المانهای بسیا عالیی را در خود قرار داده ولی شاید هنوز کمی باید روی جنبه روایی ان کار میشد.هرچند همین میزان هم در سطح خوبی قرار دارد.دموهای بازی همزمان و در عین حال جذاب کار شده اند و به جرات میتوان بگویم که بعضی صحنه های این بازی را تا اخر عمر فراموش نخواهم کرد و از این منظر باید به کلایو بارکر و سازندگان بازی تبریک گفت!.بیشتر از این درمورد داستان توضیح نمیدهم و سعی میکنم به گیم پلی و اتمسفر بازی بپردازم چون قطعا یکی از مهمترین جنبه ها در جذابیت jericho داستان و پیچیدگی های ان است پس ترجیح می دهم تجربه ان را به عهده شما بگزارم.

نکته برجسته دیگر این بازی جو بی نهایت قوی و چندش اور ان است.در تمام مدت احساس ترس و ناامنی لحظه ای شمارا رها نمی کند.محیط چندش اور و پر از جنازه های متعفن و خون و موجودات اهریمنی مختلف و بسیار چندش اور و در عین حال جدید و نواورانه که به زیبایی خلق شده اند بهمراه نکات ریزی مثل رنگبندی تیره و صدهای ترسناک جوی را رقم زده اند که مدام در بازیباز حس خفقان را القا و وی را مجبور به ادامه بازی و تلاش برای فرار از این مهلکه ترسناک میکند.این جو مرموز و خفقان اور قطعا از نکات برجسته jericho محسوب میشود.

گیم پلی بازی خصوصا در ابتدا همان گیم پلی اشنا و استاندارد اول شخص است که یک امکان بسیار پیش پا افتاده برای کنترل افراد گروه در ان گنجانده شده ولی با کمی پیشروی و بعد از ان اتفاق شوکه کننده (این را همباید خودتان تجربه کنید!) تازه گیم پلی اصلی و بازی خود را نشان میدهد که همان قابلیت سوئیچ بین افراد گروه است.البته حتی با این حال هم به هیچ وجه با یک بازی تاکتیکی مثل rainbow six مواجه نخواهید بود ولی نکته ای در این بین وجود دارد که لفظ اکشن تاکتیکی را برازنده jericho میدارد و ان قدرت های مافوق بشری افراد گروه است.بطور مثال black قابلیت ایجاد موجی از انرژی را دارد که میتواند اجسام را حرکت دهد (چیزی شبیه black ops در بازی cellfactor!) و یا توانایی هدایت یک گلوله را برای زمانی مشخص دارد.delgado غول پیکر علاوه بر مینی گان قدرتمندش با خارج کردن دست جادویی خود از محفظه ان قابلیت استفاده از اتش اژدها را دارد و یا jonse توانایی حرکت به ذهن دشمنان را دارد که او را یه یکی از مهمترین افراد گروه تبدیل کرده.کاراکترهای بازی همگی اسلحه و توانایی خاص خود را دارند و استفاده از این توانایی ها علاوه بر حل معماها در مبارزات تاثیر بسزایی دارد.در ابتدا بهترین گزینه برای افراد اماتور delgado قدرتمند محسوب میشود که با مینی گان خود توانایی بهم ریختن زمین و زمان را دارد.این موضوع در اوائل کمی از عمق مبارزات میکاهد و این حس را بوجود می اورد که سازندگان در تقسیم قدرت ها و ایجاد تعادل بین شخصیت ها نا موفق عمل کرده اند ولی بمرور و با روبرو شدن با دشمنان جدید متوجه منظور سازندگان از این عدم تعادل ها خواهید شد.

برای مثال delgado واقعا قویست و rewiling و church خیلی ضعیف بنظر میرسند اما بعدها متوجه میشوید که تیراندازی به دشمنان سپر به دست دردی را از شما دوا نمیکند و اینجاست که مجبور به استفاده از قدرت های دیگر کاراکترها خواهید شد.علاوه بر این همین عدم تعادل ظاهری قدرت کارکترها شدیدا بر شخصیت پردازی بازی نیز تاثیر مثبت داشته و بنظر من نقطه ضعف محسوب نمیشود.هرچند باید اعتراف کنم استفاده از یکی دو کاراکتر در طول بازی به مراتب بیشتر از بقیه است!

سیستم سلامتی بازی به مانند COD2 کار شده و برای برگشتن سلامتی هرکاراکتر تنها کافیست مدتی را مورد اثابت ضربه و یا گلوله دشمنان قرار نگیرید ولی با تمام شدن جان هر کاراکتر نیز بازی تمام نشده و دوربین به کاراکتر بعدی سوئیچ میکند.هرکاراکتر قابلیت بازگردادندن سریع سلامتی نفر زمین گیر شده را دارد و تنها زمانی GAME OVER میشوید که همه افراد گروه را از دست بدهید.این نکته هم به ظاهر بازی را ساده و پیش پا افتاده میکند ولی وقتی بفهمید که در همان ابتدای بازی برای کشتن هر کدام از دشمنان به دریایی از گلوله نیاز خواهید داشت و اینکه تعداد دشمنان و قدرتشان تا چه حد زیاد است دیگر فکر اسان بودنم jericho رو هم نخواهید کرد! jericho نه تنها بازی اسانی نیست بلکه بسیار هم مشکل است و احتیاج به قدرت و تجربه در سبک شوتر و همچینین استراتژی صحیح در انتخاب کاراکترها و استفاده از توانایی هایشان دارد.در کل گیم پلی جریکو ترکیبی از چندین بازی بزرگ مثل FEAR و حتی COD بعلاوه تعداد مناسبی نواوری است که هرچند ایراداتی مثل boss fight های (مبارزه با رئیس ها) نا متعادل و کنترل پیچیده و سخت و مبارزاتی که بمرور از عمقشان کم میشود کمی به پیکره ان ضربه وارد کرده اند ولی نتیجه اصلا بد نیست و حتی بنظر من خوب هم هست.خصوصا استفاده درست از هوش مصنوعی (که از متوسط تا بسیار خوب متغیر است!) و فیزیک مناسب (به لطف استفاده از ageia) و پیوند زدن این دو با نکات ذکر شده باعث بوجود امدن نوع جدیدی از گیم پلی شده که تجربه ان برای هر بازیبازی جالب است.

صداگزاری و گرافیک هم از نکات بارز jericho محسوب میشوند.صداگزاری محیطی بسیار خوب صورت گرفته و شدیدا در القای حس ترس موثر است.دوبله کاراکترها هم هرچند برای بعضی از کاراکترها متوسط است ولی در بقیه موارد بسار خوب کار شده.موسیقی نیز بنظر من در سطح بسیار خوبی قرار دارد و تاثیرات روانشناسانه بسیار عمیقی را به بازیباز منتقل میکند!

گرافیک jericho یکی از بهترین های pc است و جزئیات بسیار خوبی در ان بکار رفته است.مدل سازی شخصیت ها بلطف استفاده بسیار خوب از اخرین نسخه شیدرها در یک کلام عالیست.جزئیات بکار رفت در شخصیت ها مسال زدنیست و در کمتر بازیی دیده شده! بازتاب ها هم بینهایت زیبا کار شده اند و بهترین حس ممکن را از ماهیت یک جسم مثل چرم و یا فلز منتقل میکنند.البته متالیکی شدن محیط در برخی صحنه ها کمی توی ذوق میزند ولی بازهم چیزی از زیبایی این جنبه کم نمیکند.وضوح بافتها بالاست و از طراحی بسیار خوبی بهره میبرند و گرافیک هنری بازی را نیز در بهترین سطوح قرار میدهند.البته این گرافیک هنوز از منظر کلی از غول گرافیکی فعلی یعنی GEARS OF WAR کمی پایین تر است و مهمترین دلائل این امر یکی افت فریم های مکرر و عدم یکنواختی فریم ریت و دیگری DRAW DISTANCE یا همان میدان دید نه چندان بالای بازیست ضمن اینکه هنوز GOW از منظر هنری برتر بنظر میرسد.در باقی موارد مثل نورپردازی و سایه زنی بلطف HDR بسیار خوب کمتر ایرادی دیده میشود.بسیاری از سایه ها و منابع نور کاملا پویا طراحی شده اند (مثل نور ناشی از تیراندازی ها و انفجارها که واقعا زیبا هستند!) و در برابر هم به زیبایی عکس العمل نشان میدهند.موشن بلار نرمی هم در بازی استفاده شده که به زیبایی ان می افزاید.جلوه ذرات هم سنگین و زیبا بنظر میرسد ولی اثرات برخورد گلوله ها با ابجکتها و دیوار اصلا خوب کار نشده اند.برای اجرای این بازی در بهترین حالت یا باید ps3 و یا xbox360 داشته باشید و یا یک PC قدرتمند.با این حال فکر میکنم بازهم مشکل فریم ریت ناپایدار تا حدودی سر جای خود باقی بماند ولی این بازی ارزشش را خواهد داشت.

حرف اخر اینکه اینبار خالق undying اثری در خور توجه را ساخته و عرضه کرده است که به جرات میتوانم بگویم نام clive barker در ذهن من از این پس با jericho تداعی خواهد شد.در کل Clive Barker's Jericho یکی از عناوینیست که علیرقم برداشت های زیاد از بازی های بزرگ دیگر, واقعا نو و بدیع بنظر میرسد و هرچند که ایرادات زیادی دارد ولی انقدر خوب هست که تا مدتها از یاد من نخواهد رفت.


آخرین محصول سال 2007 از استودیوی یوبی سافت مونترال است. استودیویی که انگار هنوز در رویایPersia Prince of قرار دارد. استودیویی که تا کنون سبک های مختلفی را تجربه کرده است. از بازی های تام کلنسی گرفته تا بازی های رند میلر (خالق سری بازی های حادثه ای میست) و سری بازی های فوق محبوبPersia Prince of .
تاریخچه بازی:
TMNT برگرفته از کتاب های کامیک است. این کتاب های کامیک در سال 1984 توسط Mirage Studio منتشر گردید. مبتکر این شخصیت ها Kevin Eastman بود که به کمک دوست خود Peter Laird این شخصیت های کارتونی را خلق کردند. بعد ها این کتاب های کمیک راه خود را به دنیای بازی باز کرد. تاکنون 16 بازی از سری TMNT ساخته شده است. این 16 بازی برروی بیشتر کنسول های دنیا منتشر شدهاند. از Arcade گرفته تا XBOX360 که یکی از جدیدترین کنسولهای موجود در بازار است. نینجا ها برای اولین بار در سال 1989 بر روی سیستم NES ارائه شدند. در اولین نسخه این بازی 5 مرحله وجود داشت و شما برای تکمیل هر مرحله باید یک سری ماموریت ها را به اجبار تمام می کردید. اگر بخواهیم به واقع به اولین بازی TMNT برروی کنسولی خوب اشاره کنیم باید به سال 1990 برگردیم. برای اولین بار نینجا ها بر روی Game Boy نینتندو منتشر شدند. بعد از ارائه این بازی بر روی گیم بوی، رد پای این بازی بر روی PCهای با سیستم عامل DOS نیز دیده شد. بازی TMNT که بر روی داس ارائه شد از روی نسخه اصلی آن (1989) آماده گردید و دوستداران کامپیوتر نیز این بازی را تجربه کردند.
در سال 1991، نینجا ها توسط کونامی برای Arcade تولید شد تا اینکه در سال 2003، کونامی که حق پخش این بازی را در اختیار داشتTMNT را بر روی PC، XBOX، PS2 و Game Cube منتشر کرد. این سری بازی ها تا سال 2005 سه بار دیگر وارد بازار شدند و حتی در سال 2006 و 2007 دو نسخه از این بازی بر روی گوشی های موبایل توسط Overloaded آماده شد.
در سال 2006 یوبی سافت حق پخش این بازی را از کونامی خریداری کرد و وظیفه ساخت ادامه این سری بازی را به استودیوی مونترال خود سپرد. شاید یکی از دلایل این کار سابقه ساخت بازی Pop توسط این استودیو بود که تا حدودی از نظر سبک و ویژگی ها موجود در بازی، به TMNT نزدیک بود. اما آیا یوبی سافت در ساخت این بازی موفق عمل کرد؟

شخصیت های بازی:
در این بازی شما با 4 لاک پشت نینجا سرو کار دارید. لئوناردو – مایکل انجلو – دوناتلو – رافائل.
از بالا: لئوناردو، مایکل انجلو، دوناتلو و رافائل.
اگر کمی اهل هنر باشید به خوبی متوجه می شوید اسامی این 4 لاک پشت نینجا از هنرمندان و نقاشان قدیمی گرفته شده است. این 4 لاک پشت توسط استاد خود با نام استاد Splinter مهارت مبارزه را کسب کرده و تبدیل به نینجا شدند. محل استقرار این 4 نفر در فاضلاب های منهتن قرار دارد. این 4 نفر در برابر دشمنان و هیولاها و مهاجمین سیاره ما مقابله کرده و به مبارزه می پردازند، در صورتی که خود را به طور کامل از جامعه دور کرده اند.
در زیر با 4 شخصیت اصلی این بازی آشنا می شوید:
لئوناردو: لئوناردو در واقع رهبر گروه نینجا هاست. لئوناردو ماسکی آبی بر روی چشمان خود قرار می دهد و در استفاده از شمشیر تبحر خاصی دارد. اسم این شخصیت از لئوناردو داوینچی گرفته شده است.
رافائل: ضد قهرمان این تیم رافائل هست و بیشتر اوقات مخالف این است که درگیری رخ دهد. رافائل ماسکی قرمز بر چشمان خود قرار داده و تبحر خاصی در استفاده از شمشیر سه سر دارد. اسم این شخصیت از نقاش بزرگ، رافائل گرفته شده است.
مایکل آنجلو: این شخصیت خوش روحیه ترین فرد گروه هست. او عاشق خواندن کتاب های کمیک و خوردن پیتزا است. او ماسکی نارنجی بر چشمان خود می زند و تبحر خاصی در استفاده از نانچاکو دارد. اسم این شخصیت از مایکل انجلو بوناروتی گرفته شده است.
دوناتلو: او شخصیتی دانشمند، مخترع و آشنا به تکنولوژی روز است. او کلا نینجایی باهوش می باشد. او ماسکی بنفش بر چشمان خود دارد و تبحرش استفاده از چوب می باشد. اسم او از دوناتو دنیکولو دبتو باردی (di Niccolo di Betto Bardi Donato) نقاش ایتالیایی گرفته شده است.
استاد Splinter: او استاد این گروه می باشد. او یک موش است و راه نینجا شدن را به لاک پشت ها یاد داده است. او خودش از استاد بزرگ نینجوتسو (Hamato Yoshi) این سبک مبارزه را یاد گرفته است.
TMNT از نظر سبک جزء بازی های اکشن – حادثه ای تقسیم بندی شده است. شما در این بازی با مراحل مختلفی روبرو می شوید. از حرکت در فاضلاب ها و راه رو های زیر زمینی گرفته تا بر بلند ترین نقطه شهر بر روی یک برج. روند بازی کلا خطی می باشد و شما اصلا با اتفاق غیر منتظره ای روبرو نمی شوید. همه چیز بسیار ساده اتفاق می افتد. بازی به صورت مرحله ای می باشد و مرحله اول به عنوان تمرین حرکات از یک جنگل شروع می شود. البته 4 مرحله اول بازی کلا تمرینی هستند و شما با ویژگی های هر شخصیت به خوبی آشنا می شوید. بازی بسیار کوتاه است و می توان در عرض 8-10 ساعت بازی را تمام کرد. در داخل مراحل بازی یک سری Check Point به شما داده می شود و در صورتی که از در و دیوار و بالای ساختمان ها به پایین افتادید، می توانید از Check Point بازی را ادامه دهید. بازی الگوبرداری کاملی از حرکات شاهزاده فارسی کرده است. شاید بد نباشد بگوییم که تیم مونترال فقط در این بازی شخصیت های جدید را تعریف کرده است و مقداری هم حرکات ترکیبی. هیچ کار جدید در این بازی توسط تیم مونترال دیده نشده است. این مسئله از تیمی همچون مونترال بسیار دور از انتظار بود.
برای اتمام مراحل بازی سه نکته مهم است: سرعت، جمع آوری سکه های طلا، کار گروهی نینجاها. برای اتمام و گرفتن کامل امتیازات که A می باشد، شما نیاز دارین اولا با سرعت مرحله را تمام کنید و تمام سکه های موجود در بازی را که کاملا در سر راه شما قرار دارد بگیرید و نکته اخر انجام کار گروهی در بازی می باشد. اگر هر مرحله را با درجه A تمام کنید، برای شما یک جایزه باز می شود. این جایزه از یک سری شات و یک قسمت به نام Map Challenge تشکیل شده است. این قسمت در واقع مبارزه شما با دشمن های موجود در بازی است. کارگروهی در بازی کاملا کارتونی طراحی شده است. با زدن دکمه Alt یکی از نینجا ها به کمک شما می آید و با کمک یکدیگر می توانید حرکاتی ترکیبی انجام دهید. برای مثال در مرحله اخر بازی بدون استفاده از حرکات ترکیبی و کمک از دیگر نینجا ها، اتمام بازی محال است. برای مثال می توان به پرش های بلند اشاره کرد که تنها و تنها توسط کمک گرفتن از نینجا های دیگر امکان پذیر است. اگر خدای نکرده در بازی مردید باید با زدن پشت سر هم Space از یکی از نینجا های دیگر کمک خواسته و یکی دیگر را جایگزین خود کنید. هر کدام از شخصیت های بازی بر اساس تبحری که دارند می توانند حرکت خاصی انجام دهند و سعی شده است به خوبی از چوب، شمشیر، شمشیر سه سر و نانچاکو برای انجام حرکات خاص استفاده شود. شاید این مسئله خیلی بی ربط نباشد که بگوییم بازی بر پرش تکیه دارد. برای تایید این مسئله به صورت پیش فرض دکمه چپ موس پرش می باشد و دکمه راست موس ضربه و مشت و لگد می باشد. این خود دلیل بر این واقعیت است که بازی بر پرش تاکید دارد. در بازی هر جا که صلاح دانستید می توانید بر روی دیگر شخصیت بازی سوئیچ کنید و از شخصیت دیگری که دوست داشتید استفاده کنید.
صدای شخصیت های اصلی بازی خوب و به جا طراحی شده است. شاید یکی از دلایل این مسئله اکران فیلم این بازی باشد. کلا در بازی سعی شده از محیطی شاد و جذاب استفاد شود. از مشکلات بازی هرچه بگوییم کم است. بازی از یک دوربین بسیار بد استفاده می کند. دوربین بازی کاملا ثابت است و تنها با حرکت شما در یک نمای خاص چرخش می کند و این مسئله مشکلات زیادی را برای شما ایجاد می کند. گاهی اوقات مکان قرار گیری دوربین بسیار خنده دار است. از مبارزات بازی هم همین مسئله را بگویم که خنده دار است. اصلا مبارزه سخت در بازی وجود ندارد. علت وجود مبارزاتی این چنینی در بازی کاملا بی دلیل به نظر می رسید. کلا تعداد شخصیت هایی که با شما درگیر می شوند 5 دسته هستند. البته شاید تیم یوبی سعی کرده بیشترمبارزات را کارتونی کند (البته شاید !!). شما بعد از مدتی ناخودآگاه می گوئید: الان وقت مبارزه هستش!!! و دشمن ها از درو دیوار و بالای سر شما پیدا می شوند و تا همه دشمن ها را که بین 10 – 30 نفر هستند را نکشید، نمی توانید از این قسمت خارج شوید و ادامه مرحله را طی کنید.
قسمت Map Challenge بازی هم اصلا خوب طراحی نشده است و نمی توان دلیلی منطقی برای این موضوع پیدا کرد. کنترل بازی نیز در برخی مواقع دچار مشکل می شود. گاهی اوقات در پرش ها و حرکت از روی دیوارها، کنترل بازی نقص دارد. کلا در بازی دورنمای خوبی وجود ندارد. ساختمان ها خیلی خوب و با حوصله طراحی نشده اند. شاید یوبی سافت مجبور بود برای پخش همزمان بازی با فیلم، مقداری از کیفیت کم کند و این خود سبب ایجاد یک بازی با کیفیت پایین شده است.
در انتها، بازی TMNT برای سرگرمی عنوان خوبی است ولی اصلا بازی نیست که شما را مجذوب کند. شاید فقط بتوان یک بار این بازی را انجام داد، مگر اینکه علاقمند به گرفتن سکه های طلایی و پرش های پیاپی باشید!! تا بتوانید درجه A بگیرید. درکل TMNT اصلا آن چیزی نبود که از مونترال انتظارش را داشتیم.
S.T.A.L.K.E.R.: Shadow of

با توجه به ایتکه این بازی 6 سال همه رو سرکار گذاشت و بازی قشنگی هست.نقدش رو قرار دادم
S.T.A.L.K.E.R.: Shadow of Chernobyl :تعقیب مخوف : سایه چرنوبیل
بازی بسیار زیبای اکشن و ترسناک که شما را به داستان واقعی و مخوفی که در کرنوبیل اکراین و در سال 2012 میلادی یعنی شش سال پس از واقعه اسرار آمیز انفجار آن مکان، در حال رخ دادن است، می برد . بازیکن می بایست با گشت و گزار در مراحل مخوف و گسترده این بازی اکشن زیبا و نبرد با موجودات مختلفی فوق بشری در مکان هایی غیر عادی به به مبازه بپردازد . منتقدان فیلم نامه بسیار جذاب بازی و گرافیک زیبا و بالای آن را نقاط قوت این بازی زیبا نامیدند و آن را یکی از زیباترین بازی های اکشن عرضه شده در فصل اول سال 2007 نامیدند. فیلم نامه جذاب بازی به گونه ایست که شما را جذب و غرق در خود کرده و تا مدت ها پس از اتمام بازی ماجراهای آن را به ذهن خواهید داشت . نکته بسیار جالب دیگر در رابطه با فیلم نامه بازی انتهای یکسان نداشتن برای بازیکنان مختل است! بلی این بازی از بیش از 8 فیلم نامه پایانه مختلف برخوردار است که بسته به چگونگی ادامه بازی توسط بازیکن آن فیلم نامه پیش رو خواهد داشت که نکته بسیار جالب و منحصر به فردیست.
سازنده : كمپاني GSC Game World
ناشر : كمپاني THQ
تاريخ انتشار : Mar 20, 2007
رده بندي ژانر : اکشن اول شخص شلیک کننده
ميزان دشوار بودن : متوسط.
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نیم ساعت.
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : Mature - مناسب برای تمامی افراد و گروههای 17 سال و بالاتر به دلیل خشونت و خونریزی بسیار، زبان تند، مصرف الکل و ... در جریان بازی

ویژگی های بازی S.T.A.L.K.E.R.: Shadow of Chernobyl:
محیط فوق عظیم بازی با لوکیشنی با مساحت بیش از 30 کیلومتر مربع با قابلیت گشت و گزار بدون محدودیت در محیط بزرگ بازی.
تغییر مداوم دنیا در مسیر بازی با بهره گیری از فن آوری هوش مصنوع پیشرفته بازی .
سلاح ها و تجهیزات جنگی بی همتا و خاص بازی همچون gravitational weapons, psychotropic weapons, telekinesis and telepathy .
بیش از 25 سلاح جنگی تفنگی با قابلیت های مختلف .
وسایل نقلیه جنگی مختلف .
و ....
نقاط ضعف و قوت بازی S.T.A.L.K.E.R.: Shadow of Chernobyl از دیدگاه منتقدان :
نقاط قوت : فیلم نامه ی خاص بازی که بر روی یک مسیر از پیش تعیین شده نمی باشد و 8 پایان زیبا و مجزا را شامل است، جو تاثیرگذار زیبای بازی، محیط بسیار زیبا طراحی شده، اکشن بسیار جذاب .
نقاط ضعف : برخی باگ های کوچک اجرای بازی مخصوصا در ویندوز ویستا یا ویندوز اکس پی 64 بیتی .